Saeedeh mosavi
http://amma.blogsky.com
“گورنبشتهای برای یک دهقان اسپانیایی
ژنرال فرانکو احضارم کرد
من سرباز شدم
فرار نکردم
میترسیدم
ممکن بود تیربارانم کنند
میترسیدم
این بود که در ارتش
علیه آزادی، علیه عدالت جنگیدم
اما باز هم مرگ به سراغم آمد؛ آنگونه که سراغ دیگران میرود”
―
ژنرال فرانکو احضارم کرد
من سرباز شدم
فرار نکردم
میترسیدم
ممکن بود تیربارانم کنند
میترسیدم
این بود که در ارتش
علیه آزادی، علیه عدالت جنگیدم
اما باز هم مرگ به سراغم آمد؛ آنگونه که سراغ دیگران میرود”
―
“حتما سراسر شب صدامان ميكردي
اما عزيز دلم
زندگان
قادر نيستند كه صداي تو را بشنوند
حتما سراسر شب
بر دريچه سنگينات كوفتي
و ما فقط صداي ريزش باراني را ميشنيديم
كه بر گل نامرئي ميباريد
و بويي غريب
از گلهايي ناشناخته در شب ميپيچيد
با دست بسته نميشود كاري كرد
شب چسبنده دست و دهانمان را فرو ميبندد
و آنچه كه ميبيني روياهاي ماست
كه مثل مهاي برميخيزد
بر سنگت فرو ميريزد
با دست بسته نميشود كاري كرد
اما هيچكس را توان بستن روياهايمان نيست
روياهايي كه نيمهشبان قدم به خيابان ميگذارند
در تلالوي پنهان خويش يكديگر را ميشناسند
از ديداري در سپيده فردا سخن ميگويند.”
―
اما عزيز دلم
زندگان
قادر نيستند كه صداي تو را بشنوند
حتما سراسر شب
بر دريچه سنگينات كوفتي
و ما فقط صداي ريزش باراني را ميشنيديم
كه بر گل نامرئي ميباريد
و بويي غريب
از گلهايي ناشناخته در شب ميپيچيد
با دست بسته نميشود كاري كرد
شب چسبنده دست و دهانمان را فرو ميبندد
و آنچه كه ميبيني روياهاي ماست
كه مثل مهاي برميخيزد
بر سنگت فرو ميريزد
با دست بسته نميشود كاري كرد
اما هيچكس را توان بستن روياهايمان نيست
روياهايي كه نيمهشبان قدم به خيابان ميگذارند
در تلالوي پنهان خويش يكديگر را ميشناسند
از ديداري در سپيده فردا سخن ميگويند.”
―
“An orange on the table
Your dress on the rug
And you in my bed
Sweet present of the present
Cool of night
Warmth of my life”
―
Your dress on the rug
And you in my bed
Sweet present of the present
Cool of night
Warmth of my life”
―
“ما سه نفر بوديم
گربه و من و سنجاقك
...
ما سه نفر بوديم
دستهامان بيسايه
سايههامان بر ديوار
...
ما دو نفر بوديم
يادهامان در خانه
خوابهامان از دريا
و لبهامان تشنه
...
ما يك نفر بوديم
بعد هم اندكي باران آمد
...”
―
گربه و من و سنجاقك
...
ما سه نفر بوديم
دستهامان بيسايه
سايههامان بر ديوار
...
ما دو نفر بوديم
يادهامان در خانه
خوابهامان از دريا
و لبهامان تشنه
...
ما يك نفر بوديم
بعد هم اندكي باران آمد
...”
―
“اگر هم دنیا به سر آید، ای حافظ آسمانی آرزو دارم که تنها با تو و در کنار تو باشم و همچون برادری هم در شادی و هم در غمت شرکت جویم؛ همراه تو باده نوشم و چون تو عشق ورزم؛ زیرا این افتخار زندگی من و مایه ی حیات من است
.
ای طبع سخنگوی من، اکنون که از حافظ ملکوتی الهام گرفته ای، به نیروی خود نغمه سرایی کن و آهنگی ناگفته پیش آر، زیرا امروز پیرتر و جوان تر از همیشه ای”
―
.
ای طبع سخنگوی من، اکنون که از حافظ ملکوتی الهام گرفته ای، به نیروی خود نغمه سرایی کن و آهنگی ناگفته پیش آر، زیرا امروز پیرتر و جوان تر از همیشه ای”
―
Dandelion - قاصدک
— 362 members
— last activity Aug 11, 2025 04:23AM
جغرافیای ِ کوچک من بازوان توست ای کاش تنگ تر شود این سرزمین من
انجمن شعر
— 916 members
— last activity Mar 15, 2023 02:00PM
درون هر چيزي رازي است و شعر، راز تمام چيزهاست لوركا
داستان كوتاه
— 3332 members
— last activity Aug 13, 2025 09:15AM
گروهي براي علاقمندان به داستان كوتاه اينجا گرد هم اومديم تا داستان بخونيم ، داستان بنويسيم ، با هم حرف بزنيم و حداقل چند دقيقه دلمشغولي هاي بي انتها ...more
دكتر عبدالكريم سروش
— 92 members
— last activity Jan 31, 2010 01:51AM
خرد آن پايه ندارد كه برو پاى گذارى بختيارى تو و بر مركب اقبال سوارى چون توان در تو رسيدن؟ به دويدن؟ به پريدن؟ نور پايى كه چنين با دگران فاصله دا ...more
بهترین کتابی که خواندم
— 4849 members
— last activity Jun 10, 2026 02:58PM
این گروه برای معرفی بهترین کتاب های خوانده شده توسط دوستان عزیزه تا به این ترتیب در لذتی که از مطالعه این کتابها بردیم با هم شریک بشیم
Saeedeh’s 2025 Year in Books
Take a look at Saeedeh’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Saeedeh
Lists liked by Saeedeh

























































