حسین سناپور





حسین سناپور


Born
Karaj, Iran

سناپور در سال ۱۳۳۹ در کرج بهدنیا آمد. درسخواندهٔ رشتهٔ منابع طبیعی است اما از همان ابتدا به نوشتن و روزنامهنگاری روی آورد. در آغاز فعالیت داستاننویسیاش برای کودکان و نوجوانان مینوشت. پسران دهکده (۱۳۶۹) و افسانه و شب طولانی (۱۳۷۳) حاصل این دوران است. سپس به روزنامهنگاری روی آورد و در روزنامه همشهری و زن و حیاتنو و چند نشریه دیگر شروع به همکاری کرد. مدتی هم بر کار گردآوری و چاپ داستانهاب مجلات گردون و کارنامه نظارت داشت. اولین رماناش نیمهٔ غایب را در ۱۳۷۸ منتشر کرد. این رمان برای او جوایز مختلفی را به ارمغان آورد و در مدت یک سال شش بار تجدید چاپ شد.[۱:] در سال ۱۳۸۰ کتابی در شناخت زندگی و آثار هوشنگ گلشیری به نام همخوانی کاتبان تالیف و منتشر کرد. او هماکنون مشغول تدریس داستاننویسی است.

Husayn Sanapur
...more

Average rating: 3.11 · 2,569 ratings · 205 reviews · 16 distinct worksSimilar authors
نیمه‌‌ی غایب

3.27 avg rating — 923 ratings — published 1999 — 6 editions
Rate this book
Clear rating
ویران می‌آیی

3.21 avg rating — 627 ratings — published 2003 — 5 editions
Rate this book
Clear rating
سمت تاریک کلمات

3.13 avg rating — 391 ratings — published 2007 — 4 editions
Rate this book
Clear rating
با گارد باز

2.63 avg rating — 173 ratings — published 2007
Rate this book
Clear rating
لب بر تیغ

2.41 avg rating — 163 ratings — published 1390 — 2 editions
Rate this book
Clear rating
دود

2.51 avg rating — 77 ratings — published 2014
Rate this book
Clear rating
شمایل تاریک کاخ‌ها

2.77 avg rating — 64 ratings — published 2009 — 2 editions
Rate this book
Clear rating
ده جستار داستان‌نویسی

3.49 avg rating — 47 ratings — published 2004 — 2 editions
Rate this book
Clear rating
جادوهای داستان: چهار جستار ...

3.73 avg rating — 33 ratings2 editions
Rate this book
Clear rating
سپیدتر از استخوان

3.68 avg rating — 22 ratings
Rate this book
Clear rating
More books by حسین سناپور…

Upcoming Events

No scheduled events. Add an event.

“فقط دشمن ها هستند که همیشه حرف هم را بی هیچ کم و کاستی می فهمند. اغلب هم لبخندی چاشنی گفت و گویشان است . دوستی همیشه با سوء تفاهم همراه است . عشق که خیلی بیشتر.”
حسین سناپور

“يك‌روز بيدار مي‌شويم (توي يك گفت‌وگوي خيلي عادي، يا توي رخت‌خواب با كيف ِ نشئه‌گي ِ يك خواب ِ عميق ِ شبانه، يا روي صندلي با فكري سرگردان در هزارجا، يا پشت فرمان ماشين توي يك راه‌بندان)، و مي‌بينيم كه نمي‌خواهيم فكرمان هيچ‌جا برود، نمي‌خواهيم فكر كنيم به چيزهاي نيامده و آمده و كارهاي نكرده و كرده و هرآنچه پيش يا بعد از اين ممكن است اتفاق بيفتد. و اصلا نمي‌خواهيم فكر وجود داشته باشد تا يادمان بيايد كه هنوز هستيم و هنوز خيلي كارها مي‌شود كرد. مي‌فهميم ديگر پايين‌تر از اين، تحمل‌ناپذيرتر از اين، ممكن نيست.
بعضي‌مان يك‌مرتبه بيدار مي‌شويم، بعضي آهسته، و بعضي هيچ‌وقت. اما اگر بيدار شويم، ديگر فكر و نظر ديگران هيچ تاثيري در حال‌مان ندارد. اين‌كه وقتي ما را مي‌بينند چشمانشان برق بزند، يا برعكس، پره‌هاي دماغشان با نفرت باز و بسته شود، هيچ اهميتي ندارد. مهم فقط اين است كه خودمان جلوي آينه كه مي‌ايستيم چه مي‌بينيم. اگر نتوانيم جلوي آينه بايستيم و به خودمان نگاه كنيم، يا اگر نتوانيم با خيال‌هامان بازي كنيم، نتوانيم و نخواهيم كه به هيچ‌چيز و هيچ‌كس فكر كنيم، چه‌كار مي‌كنيم...؟”
حسین سناپور

“اصلا ديگر زمان چيست جز سكوتى سنگى، كه ميتوان بر بالاى آن گردش كرد و رفت و بازگشت و از همه طرف نگاهش كرد.”
حسین سناپور, ویران می‌آیی



Is this you? Let us know. If not, help out and invite حسین to Goodreads.