26 books
—
126 voters
Batul
https://www.goodreads.com/batul
“در لیست مدرسه بزرگترین رقم مال من بود. درست مثل بزرگترین گناه در نامه اعمال.”
― مدیر مدرسه
― مدیر مدرسه
“سه ماه بود ولی انگار سه روز گذشت و تمام شد...
آن سال هیچ چیزی از تابستان نفهمیدم... هیچ کاری انجام ندادم که برای کسی تعریف کنم... شب و روز را بهم می دوختم و زمان مثل برق و باد می گذشت...
مدرسه ها که شروع شد... درست همان روزهای اول، معلممان آمد و گفت همین حالا سر کلاس باید انشاء بنویسید... یک برگه ی سفید به همه داد و رفت سمت تخته سیاه و نوشت "تابستان خود را چگونه گذراندید" ...
خودکار را دست گرفته بودم و برگه ی سفید را نگاه می کردم...تمام روزهای تابستان را مرور کردم... هیچی برای نوشتن نداشتم... هیچی... فقط و فقط به این سه ماه فکر می کردم و روزهایی که بیهوده گذشته بود...
اولین نفر اسم من را خواند... رو به روی معلم ایستادم... گفت با صدای بلند بخوان ولی من سکوت کردم... چه چیزی بدتر از اینکه حرفی برای گفتن نداشته باشی... من ماندم و نگاه پر معنی معلم ...
حالا که خوب نگاه می کنم زندگی بی شباهت به تابستان نیست ... زندگی هم زود می گذرد... خیلی زود...
تمام که شد ، شاید معلم آسمان ها به همه یک برگه ی سفید بدهد و بگوید " زندگی خود را چگونه گذراندید"
آن جاست که تمام زندگیت را مرور می کنی ...
آن جاست که دیگر نباید به برگه ی سفید خیره شوی ... دیگر وقت نوشتن است ... دیگر جریمه اش نگاه پر معنی معلم نیست ...
من هنوز به برگه های سفید فکر می کنم... به اینکه قرار است چه چیزی بنویسم و برای معلم آسمان با صدای بلند بخوانم...
راستی "زندگی خود را چگونه گذراندید؟!”
―
آن سال هیچ چیزی از تابستان نفهمیدم... هیچ کاری انجام ندادم که برای کسی تعریف کنم... شب و روز را بهم می دوختم و زمان مثل برق و باد می گذشت...
مدرسه ها که شروع شد... درست همان روزهای اول، معلممان آمد و گفت همین حالا سر کلاس باید انشاء بنویسید... یک برگه ی سفید به همه داد و رفت سمت تخته سیاه و نوشت "تابستان خود را چگونه گذراندید" ...
خودکار را دست گرفته بودم و برگه ی سفید را نگاه می کردم...تمام روزهای تابستان را مرور کردم... هیچی برای نوشتن نداشتم... هیچی... فقط و فقط به این سه ماه فکر می کردم و روزهایی که بیهوده گذشته بود...
اولین نفر اسم من را خواند... رو به روی معلم ایستادم... گفت با صدای بلند بخوان ولی من سکوت کردم... چه چیزی بدتر از اینکه حرفی برای گفتن نداشته باشی... من ماندم و نگاه پر معنی معلم ...
حالا که خوب نگاه می کنم زندگی بی شباهت به تابستان نیست ... زندگی هم زود می گذرد... خیلی زود...
تمام که شد ، شاید معلم آسمان ها به همه یک برگه ی سفید بدهد و بگوید " زندگی خود را چگونه گذراندید"
آن جاست که تمام زندگیت را مرور می کنی ...
آن جاست که دیگر نباید به برگه ی سفید خیره شوی ... دیگر وقت نوشتن است ... دیگر جریمه اش نگاه پر معنی معلم نیست ...
من هنوز به برگه های سفید فکر می کنم... به اینکه قرار است چه چیزی بنویسم و برای معلم آسمان با صدای بلند بخوانم...
راستی "زندگی خود را چگونه گذراندید؟!”
―
“ای خدا، من باید از نظر علم از همه برتر باشم تا مبادا که دشمنان مرا از این راه طعنه زنند. باید به آن سنگدلانی که علم را بهانه کرده و به دیگران فخر میفروشند ثابت کنم که خاک پای من هم نخواهند شد. باید همه آن تیرهدلان مغرور و متکبر را به زانو درآورم، آنگاه خود خاضعترین و افتادهترین فرد روی زمین باشم.
ای خدای بزرگ، اینها که از تو میخواهم چیزهایی است که فقط میخواهم در راه تو به کار اندازم و تو خوب میدانی که استعداد آن را داشتهام. از تو میخواهم مرا توفیق دهی که کارهایم ثمربخش شود و در مقابل خسان سرافکنده نشوم.
من باید بیشتر کار کنم، از هوی و هوس بپرهیزم، قوای خود را بیشتر متمرکز کنم و از تو نیز ای خدای بزرگ میخواهم که مرا بیشتر کمک کنی.
دستنوشته 10 شهریور 1340 در آمریکا
خدا بود و دیگر هیچ نبود، صفحه 28
نویسنده: شهید دکتر مصطفی چمران”
―
ای خدای بزرگ، اینها که از تو میخواهم چیزهایی است که فقط میخواهم در راه تو به کار اندازم و تو خوب میدانی که استعداد آن را داشتهام. از تو میخواهم مرا توفیق دهی که کارهایم ثمربخش شود و در مقابل خسان سرافکنده نشوم.
من باید بیشتر کار کنم، از هوی و هوس بپرهیزم، قوای خود را بیشتر متمرکز کنم و از تو نیز ای خدای بزرگ میخواهم که مرا بیشتر کمک کنی.
دستنوشته 10 شهریور 1340 در آمریکا
خدا بود و دیگر هیچ نبود، صفحه 28
نویسنده: شهید دکتر مصطفی چمران”
―
“تولد در خانواده ی مسلمان، نعمت هست؛ اما تنها مایه ی امتیاز فرد بر دیگران، تقواست. هرکس تقوای بیشتری داشت، بهتر است: فرقی نمی کند که مسلمان به دنیا آمده یا بعدا مسلمان شده است.”
― حجرهای برای گانگستر
― حجرهای برای گانگستر
“توکل با مرگ همانگونه بازی میکند که طفلی با فرفره ایی .”
― مردی در تبعید ابدی
― مردی در تبعید ابدی
کتابداران فارسی گودریدز
— 5530 members
— last activity Feb 27, 2026 09:43PM
گروهی برای کتابداران فارسی زبان سایت گودریدز *همچنین درخواست هایی برای ویرایش، اضافه کردن، افزودن تصویر جلد و ... در مورد کتاب های فارسی را در این گر ...more
What's the Name of That Book???
— 120449 members
— last activity 1 hour, 4 min ago
Can't remember the title of a book you read? Come search our bookshelves and discussion posts. If you don’t find it there, post a description on our U ...more
كافه كتاب
— 1455 members
— last activity Jan 17, 2024 03:55AM
كافه كتاب، محلي براي كتاب خواندن و به اشتراك گذاشتن تجربيات است. اعضايي كه از لحاظ موقعيت جغرافيايي به هم نزديك هستند مي توانند جلسات كتاب خواني برگز ...more
هزار و یک کتابی که قبل از مرگ باید خواند
— 2593 members
— last activity Dec 05, 2021 12:19PM
در این گروه کتابهایی معرفی میشود که قبل از مرگ باید خواند... و نظر همه را میتونیم در مورد کتابهایی که معرفی شده بخوانیم و کلی بحثهای داغ و جالب داشته ...more
کرمِ کتاب
— 332 members
— last activity May 09, 2025 03:46AM
It is what you read when you don’t have to that determines what you will be when you can’t help it. Oscar Wilde
Batul’s 2025 Year in Books
Take a look at Batul’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Polls voted on by Batul
Lists liked by Batul




























































