Discover new books on Goodreads
Meet your next favorite book
“دنيا نهايت ديد انسان كوردل است، كه هيچ چيزي را در وراي آن نمي بيند. اما چشم انسان بينا از دنيا مي گذرد، و مي فهمد كه آخرت در پشت آن است. از اين رو انسان بصير از دنيا دل مي كند و به آخرت سفر مي كند، و انسان كوردل به دنيا دل مي بندد و در آن مي ماند.”
―
―
“همرنگ جماعت نبودن، گناه من بود. صليب من بود كه بايد بر دوش مى كشيدم.”
― The Joke
― The Joke
“ز دست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفت
به خنده گفت که حافظ برو که پای تو بست”
― غزلیات خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی
به خنده گفت که حافظ برو که پای تو بست”
― غزلیات خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی
“گیسو را که میبافتند، نوکش از زیر چارقد بیرون میزد و بر پشت میلغزید. گیسو یکی از نهانیترین سرمایهٔ زن بود که نامحرم نمیبایست ببیند. مردی از «شارسان» به ده ما آمده بود، برای خریدن کتیرا که من نسبت به او احساس تحسینی پیدا کردم. این، از آنرو بود که به من گفتند که دختری از خویشان خود را دوست میداشته و به خواستگاریش رفته بود، ولی او را به او نمیدادند. سرانجام فکری به خاطرش میرسد. روزی که دختر به حمام رفته بوده، کمین میکند و سر «بینهٔ حمام» در حالیکه او خود را با حوله خشک میکرده، ناگهان میجهد و مشتی از گیسوانش را میبُرد و بیرون میرود.
همین کار، خانوادهٔ دختر را راضی میکند که او را به او بدهند. ظاهراً بعد از این عمل، کس دیگری حاضر نمیشده است او را بگیرد. گییو، نشانهٔ ناموس بود و با همین بریدن، بیآنکه دختر تقصیری داشته باشد، گویی در حکم آن قرار میگرفته که ناموسش را خدشهدار کردهاند.
دلیل دیگر آن است که در قدیم، زنان بدکاره گیسویشان را میبُریدند و خطاب «ای گیسوبریده!» دشنام بوده است
/ روزها، جلد اول، نشر یزدان، چاپ ۸۷، ص ۲۷۷ و ۲۷۸”
―
همین کار، خانوادهٔ دختر را راضی میکند که او را به او بدهند. ظاهراً بعد از این عمل، کس دیگری حاضر نمیشده است او را بگیرد. گییو، نشانهٔ ناموس بود و با همین بریدن، بیآنکه دختر تقصیری داشته باشد، گویی در حکم آن قرار میگرفته که ناموسش را خدشهدار کردهاند.
دلیل دیگر آن است که در قدیم، زنان بدکاره گیسویشان را میبُریدند و خطاب «ای گیسوبریده!» دشنام بوده است
/ روزها، جلد اول، نشر یزدان، چاپ ۸۷، ص ۲۷۷ و ۲۷۸”
―
“مادام كه مرد به "معرفت" شاد شود، هنوز قاصر است و آن را نيز از جمله ى شرك خفى گيرند. بل كه آن وقت به كمال رسد كه "معرفت" را نيز در "معروف" گم كند؛ كه هر كس به "معرفت" شاد شود و به "معروف" نيز، همچنان است كه مقصد دو ساخته است. مجرد آن وقت بود كه در "معروف" از سر "معرفت" برخيزد.”
― صفیر سیمرغ
― صفیر سیمرغ
تازههای کتاب
— 817 members
— last activity May 04, 2022 11:47PM
معرفی کتابهایی که به تازگی منتشر شده اند.
علیرضا’s 2025 Year in Books
Take a look at علیرضا’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by علیرضا
Lists liked by علیرضا

































