علیرضا فتاح > علیرضا's Quotes

Showing 1-30 of 57
« previous 1
sort by

  • #1
    نادر ابراهیمی
    “جوان، اشتباه مى كند و جهان را به پيش مى راند.
    پير، خطا نمى كند و دنيا را به جانب توقف مى كشاند.”
    نادر ابراهیمی, واقعیتهای پرخون

  • #2
    نادر ابراهیمی
    “آنچه هنوز تلخ ترین پوزخند مرا برمی انگیزد "چیزی شدن" از دیدگاه آنهاست. آنها میخواهند ما را در قالب های فلزی خود جای دهند. آنها با اعداد کوچک به ما حمله میکنند. آنها با صفر مطلقشان به جنگ عمیق ترین و جاذب ترین رویاها می آیند.”
    نادر ابراهیمی, بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

  • #3
    نادر ابراهیمی
    “عشق به ديگري ضرورت نيست حادثه است
    عشق به وطن ضرورت است نه حادثه
    عشق به خدا تركيبي است از ضرورت و حادثه”
    نادر ابراهیمی, یک عاشقانه‌ی آرام

  • #4
    J.D. Salinger
    “«مَتی، تو الآن دخترِ کوچیکی هستی. اما هیچ‌کی دختربچه و پسربچه نمی‌مونه - مثلِ خودِ من. یه‌هو دختربچه‌ها ماتیک می‌زنن و پسربچه‌ها ریش می‌تراشن و سیگار می‌کشن. پس خیلی گذراست؛ روزگارِ بچگی رو می‌گم. امروز ده سالته، تو برف می‌دویی می‌آی منو ببینی، و حاضری با من تو خیابون اسپرینگ سُر بخوری؛ فردا بیست‌ساله می‌شی و پسرا می‌آن تو اتاق نشیمن منتظر می‌شن تا حاضر شی و با هم برین بیرون. یه‌هو می‌بینی باید به دربونا انعام بدی، فکرِ گرونی و ارزونیِ لباسات باشی و با دوستات واسه ناهار قرار بذاری و همه‌ش فکر کنی چرا یه مردِ درست و حسابی واسه‌ت پیدا نمی‌شه. همیشه همین‌جور بوده. ولی مَتی حرفِ من -اگه حرفی داشته باشم- اینه که سعی کن مطابقِ تواناییا و آرزوهات زندگی کنی. اگه به مردم قولی می‌دی کاری کن بفهمن از تهِ دل داری قول می‌دی. اگه تو کالج با یه دخترِ خنگ هم‌اتاق شدی، سعی کن کاری کنی بیشتر بفهمه. اگه بیرونِ سینما واسّادی و یه پیرزن میاد بهت آدامس بفروشه، اگه یه دلاری داری همه‌شو بهش بده -ولی فقط یه طوری این‌کارو بکن که بهش برنخوره. درستش اینه، بچه‌جون. خیلی چیزا می‌تونم بهت بگم بگم مَت، ولی نمی‌دونم حرفام درسته یا نه. تو خیلی کوچولویی، ولی حرفمو می‌فهمی. بزرگ که بشی دخترِ باهوشی می‌شی. اگه دختر باهوش و باحالی نشی می‌خوام اصلا بزرگ نشی. تو باید عالی باشی، مَت.”
    جی. دی. سلینجر

  • #5
    “هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
    نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
    به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
    شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
    حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
    دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم
    مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
    که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
    من رمیده دل آن به که در سماع نیایم
    که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم
    بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
    که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم
    مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
    که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
    به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت
    که تندرست ملامت کند چو من بخروشم
    مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
    سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم
    به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
    و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم”
    Sa'di Shirazi

  • #6
    A.A. Milne
    “I knew when I met you an adventure was going to happen.”
    A.A. Milne

  • #7
    Patricia Highsmith
    “I feel I stand in a desert with my hands outstretched, and you are raining down upon me.”
    Patricia Highsmith, The Price of Salt

  • #8
    Eva Ibbotson
    “It's true that adventures are good for people even when they are very young. Adventures can get in a person's blood even if he doesn't remember having them. ”
    Eva Ibbotson, The Secret of Platform 13

  • #9
    نزار قباني
    “The most dangerous heart disease:
    strong memory”
    Nizar Qabbani

  • #10
    Edith Wharton
    “There are two ways of spreading light: to be the candle or the mirror that receives it.”
    Edith Wharton

  • #11
    Philip José Farmer
    “Imagination is like a muscle. I found out that the more I wrote, the bigger it got.”
    Philip José Farmer

  • #12
    نزار قباني
    “نامي بحفْظِ اللهِ .. أيَّتُها الجميلَةْ

    فالشِّعْرُ بَعْدَكِ مُسْتَحِيلٌ ..

    والأُنُوثَةُ مُسْتَحِيلَةْ

    سَتَظَلُّ أجيالٌ من الأطفالِ ..

    تسألُ عن ضفائركِ الطويلَةْ ..

    وتظلُّ أجيالٌ من العُشَّاقِ

    تقرأُ عنكِ . . أيَّتُها المعلِّمَةُ الأصيلَةْ ...

    وسيعرفُ الأعرابُ يوماً ..

    أَنَّهُمْ قَتَلُوا الرسُولَةْ ..”
    نزار قباني, قصيدة بلقيس

  • #13
    نزار قباني
    “بلقيسُ ..
    يا وَجَعِي ..
    ويا وَجَعَ القصيدةِ حين تلمَسُهَا الأناملْ
    هل يا تُرى .. من بعد شَعْرِكِ سوفَ ترتفعُ السنابلْ ؟”
    نزار قباني, قصيدة بلقيس

  • #14
    Barbara W. Tuchman
    “Books are the carriers of civilization...They are companions, teachers, magicians, bankers of the treasures of the mind. Books are humanity in print.”
    Barbara W. Tuchman

  • #15
    John O'Hara
    “I have work to do, and I am afraid not to do it.”
    John O'hara

  • #16
    James Dickey
    “A poet is someone who stands outside in the rain hoping to be struck by lightning.”
    James Dickey

  • #17
    Gertrude Stein
    “It takes a lot of time to be a genius. You have to sit around so much, doing nothing, really doing nothing.”
    Gertrude Stein

  • #18
    “گفتم: چشمم، گفت: به راهش می‌دار

    گفتم: جگرم، گفت: پر آهش می‌دار

    گفتم که: دلم، گفت: چه داری در دل

    گفتم: غم تو، گفت: نگاهش می‌دار”
    ابوسعید ابوالخیر

  • #19
    Marianne Moore
    “Your thorns are the best part of you.”
    Marianne Moore

  • #20
    John Steinbeck
    “I got you to look after me, and you got me to look after you, and that's
    why.”
    John Steinbeck, Of Mice and Men

  • #21
    Antoine de Saint-Exupéry
    “فروشنده صاحب قرص های فرد اعلایی بود که تشنگی را برطرف می کند. هفته ای یک دانه از این قرص ها را می خورند و دیگر احساس نیاز به آشامیدن آب نمی کنند

    شازده کوچولو پرسید : این ها را می فروشی برای چه ؟

    فروشنده گفت : برای صرفه جویی در وقت . متخصص ها حسابش را کرده اند . هفته ای پنجاه و سه دقیقه صرفه جویی می شود.

    شازده کوچولو گفت : و با این پنجاه و سه دقیقه چه می کنند ؟

    فروشنده گفت : هر کاری که دلشان بخواهد ...

    شازده کوچولو با خود گفت : «اگر من پنجاه و سه دقیقه وقت اضافی داشتم آرام آرام به طرف چشمه ای می رفتم”
    Antoine de Saint-Exupéry

  • #22
    Kate Chopin
    “She wanted something to happen - something, anything: she did not know what.”
    Kate Chopin

  • #23
    Alice Walker
    “No person is your friend who demands your silence, or denies your right to grow.”
    Alice Walker

  • #24
    Joy Williams
    “She wanted to be extraordinary, to possess a savage glitter.”
    Joy Williams

  • #25
    LeVar Burton
    “For me, literacy means freedom. For the individual and for society.”
    LeVar Burton

  • #26
    علي بن أبي طالب
    “دنيا نهايت ديد انسان كوردل است، كه هيچ چيزي را در وراي آن نمي بيند. اما چشم انسان بينا از دنيا مي گذرد، و مي فهمد كه آخرت در پشت آن است. از اين رو انسان بصير از دنيا دل مي كند و به آخرت سفر مي كند، و انسان كوردل به دنيا دل مي بندد و در آن مي ماند.”
    Ali ebn Abi Taleb

  • #27
    Jack Gilbert
    “Everyone forgets Icarus also flew.”
    Jack Gilbert, Refusing Heaven: Poems

  • #28
    Richard Matheson
    “That which you believe becomes your world.”
    Richard Matheson, What Dreams May Come

  • #29
    “وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیش تر تنهاست ، چون نمی تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید چه احساسی دارد و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق کند ، تنهایی تو کامل می شود”
    سمفونی مردگان - عباس معروفی

  • #30
    W.H. Auden
    “I’ll love you, dear, I’ll love you
    Till China and Africa meet,
    And the river jumps over the mountain
    And the salmon sing in the street”
    W.H. Auden



Rss
« previous 1