برای عشق به میهن Quotes
برای عشق به میهن: جستاری در باب وطنپرستی و ملیگرایی
by
Maurizio Viroli73 ratings, 3.59 average rating, 12 reviews
برای عشق به میهن Quotes
Showing 1-7 of 7
“فرهنگ ملی، از آنجا که بنایش بر شالودهی زبان استوار است، تنها به وسیلهی کسانی میتواند فهم گردد، یا شاید باید گفت احساس و زیسته شود، که به زبان مادری تکلم میکنند، زبانی که به ما اجازه میدهد آن احساسات و طرز تفکراتی را همرسانی کنیم که هرگز در زبان دیگری قادر به انتقال آنها نیستیم، یا دست کم نمیتوانیم با ظرافت و فصاحتی هماندازه آنها را منتقل کنیم. این امر ما را در پیوندی مستقیم و درونی با روح عمیق فرهنگ و ملتمان قرار میدهد.”
― For Love of Country: An Essay on Patriotism and Nationalism
― For Love of Country: An Essay on Patriotism and Nationalism
“(در نزد رومیان) پاتریا (کشور) به مثابه رسپوبلیکا (جمهوری) باید از نوع خاصی از مهر و عشق، یعنی pietas یا caritas برخوردار باشد، دو واژهای که شاید بتوان آنها را به حرمت و شفقت ترجمه کرد. شهروندان به پاتریای خود عشقی نیکخواهانه را بدهکارند، عشقی که خودش را در افعالِ انجام وظیفه یا خدمت و تیمار یا مراقبت بروز میدهد. در pietas (حرمت) و caritas (شفقت) حرص و ولعی در کار نیست، همانگونه که میلی به تملک انحصاری موضوع عشق یا موضوع میل و اشتیاقمان؛ درست برخلاف آن، باید گفت که آنها تاثراتی بخشنده هستند که از محدوده خانواده درمیگذرند تا جمهوری و همه همشهریان را در بربگیرند. برای شهروند فضیلتمند، pietas بخشی از وظایفی است که عدالت بر او بار میکند؛ این شیوه به خصوصی از رفتار کردن بر اساس عدل و انصاف در قبال کشور خویش است. و این همچنین یک هیجان خاص هم هست، هیجانی که شهروند را برآن میدارد تا افعال و خدمت و نیکخواهی را نه فقط برای والدین و بستگان خود، بلکه برای جمهوری نیز به انجام برساند.”
― برای عشق به میهن: جستاری در باب وطنپرستی و ملیگرایی
― برای عشق به میهن: جستاری در باب وطنپرستی و ملیگرایی
“با وجود اینکه هزینه سیاسی بسیار بالا بوده است، چپ به راست اجازه داده که انحصار زبان وطنپرستی را در دست داشته باشد. به لحاظ تاریخی، سوسیالیستها یا افرادی انترناسیونال بودهاند یا مدافع همبستگی در درون اتحادیههای کارگری یا حزب، یا هردو. به جز چند استثنای درخور ستایش، روشنفکران سوسیالیست کوشش چندانی، یا هیچ کوششی، در جهت ساختن نوعی وطنپرستی چپگرایانه که قادر به مواجه با ملیگرایی باشد نکردهاند. چپ دموکراتیک ناچار است با ملیگرایی در زمین خودش بجنگد؛ باید پاسخی برای نیاز به هویت ملی داشته باشد، و در عین حال باید پاسخش با پاسخی که ملیگرایی به همین نیاز داده متفاوت باشد؛ چپ دموکراتیک نباید از میدان نبرد بگریزد، و با این حال نباید به صفوف دشمن بپیوندد. وظیفه فکری پیش رو وظیفه آسانی نیست: مستلزم مقدار زیادی تحقیق و پژوهش و مقدار زیادی بحث و فحص جدی است؛ گام نخست برای انجام اینکار میتواند معاینه انتقادی سنت وطنپرستی باشد.”
― برای عشق به میهن: جستاری در باب وطنپرستی و ملیگرایی
― برای عشق به میهن: جستاری در باب وطنپرستی و ملیگرایی
“ملتزم بودن به آزادی مشترک مردممان یعنی اگر کشورمان اسیر باشد، بایستی در جهت آزاد کردنش بکوشیم، نه آنکه آن را برای جستوجوی آزادی در جایی دیگر ترک کنیم، و اگر هم مجبور به ترک موطن خود شدیم، باید به تلاش برای آنکه بتوانیم بازگردیم و در آزادی با سایر هممیهنانمان زندگی کنیم ادامه دهیم.”
― برای عشق به میهن: جستاری در باب وطنپرستی و ملیگرایی
― برای عشق به میهن: جستاری در باب وطنپرستی و ملیگرایی
“خلط کردن وطنپرستی و ملیگرایی با یکدیگر افزون برآنکه به لحاظ تاریخی غلط است، تاثیرات عملی مهلکی نیز دارد. در صورتی که به نحو شایسته فهم گردد، زبان وطنپرستی جمهوریخواهانه میتواند همچون پادزهری قدرتمند در مقابل ملیگرایی عمل کند. همچون زبان ملیگرایی، وطنپرستی جمهوریخواهانه نیز آشکارا ماهیت رتوریک دارد؛ هدف این زبان احیا، تقویت و هدایت هیجانات یک جمهور خاص با یک هویت فرهنگی و تاریخی به خصوص است، نه آنکه معطوف به کسب موافقت، یا رضایت سرد و معقول عاملان عقلانی غیرشخصی باشد. تکاپوی زبان مزبور در جهت تحکیم و تقویت علقههایی مانند عشق به آزادی مشترک یک جمهور است، عشق و مهری که از حیث خاصانگارانه بودن مانند عشق، یا تفاخر، به سنت فرهنگی یا سرنوشت مشترک یک جمهور است. دقیقا به این دلیل که وطنپرستی جمهوریخواهانه با ملیگرایی در زمین، یا عرصه واحدی که همان عرصه هیجانات و خاص بودگی است رقابت کرده و به جای محاجههای سراسر عقلانی از محاجههای رتوریک استفاده میکند، حریفی رعبانگیز برای ملیگرایی است. وطنپرستی روی علقههای مودت و همبستگی چنان کار میکند که گویی، در فرآیندی استحالهگون، به دل خواستار تبدیل آنها به نیروهایی است که پشتیبان آزادیاند، نه آنکه محرک حذف یا اعمال خشونت و ستیزهجویی باشد.”
― برای عشق به میهن: جستاری در باب وطنپرستی و ملیگرایی
― برای عشق به میهن: جستاری در باب وطنپرستی و ملیگرایی
“تمایز حیاتی در اولویت یا نکته تاکید قرار دارد: برای وطنپرستان، ارزش اصلی جمهوری است و آن شیوه آزاد زندگی که جمهوری بدان رخصت میدهد؛ برای ملیگرایان اما، ارزشهای اصلی عبارتاند از وحدت معنوی و فرهنگی مردم. در نوشتههای بنیانگذاران ملیگرایان مدرن، جمهوری یا رد میشود یا به عنوان موضوعی که واجد اهمیت ثانوی است تلقی میگردد. وطنپرستان و ملیگرایان نه فقط آرمانهای متفاوتی را به عنوان موضوعات درخور مهر و عشق ما توصیه کردهاند («جمهوری» در مورد وطنپرستان، و «ملت» به عنوان وحدتی فرهنگی و معنوی در مورد ملیگرایان)، بلکه به جد کوشیدهاند انواع متفاوتی از مهر و عشق را نیز به ما تزریق یا در ما تقویت کنند. عشقی رئوف و بخشنده در مورد وطنپرستی و نوعی وفاداری نامشروط یا نوعی دلبستگی انحصاری و تمام و کمال در مورد ملیگرایان.”
― برای عشق به میهن: جستاری در باب وطنپرستی و ملیگرایی
― برای عشق به میهن: جستاری در باب وطنپرستی و ملیگرایی
“از زبان «وطنپرستی» برای تقویت یا برانگیختن عشق به نهادهای سیاسی و شیوه زندگی استفاده شده که پشتیبان آزادی مشترک یک جمهور هستند، عشقی که همان عشق به جمهوری است. از طرف دیگر، زبان «ملیگرایی» برای دفاع از، یا تحکیمِ، وحدت و همگونی فرهنگی، زبانی و قومی یک جمهور ساخته شد. دشمنان «وطنپرستی جمهوریخواهانه» خودکامگی، استبداد، ظلم و سرکوب و فساد هستند، در حالی که دشمنان «ملیگرایی» آلایش فرهنگی، گونهگونی و ناهمگونی، عدم خلوص نژادی و پراکندگی اجتماعی، سیاسی و فکریاند. برای وطنپرستان، ارزش اصلی جمهوری است و آن شیوه آزاد زندگی که جمهوری بدان رخصت میدهد؛ برای ملیگرایان اما، ارزشهای اصلی عبارتند از وحدت معنوی و فرهنگی مردم.”
― برای عشق به میهن: جستاری در باب وطنپرستی و ملیگرایی
― برای عشق به میهن: جستاری در باب وطنپرستی و ملیگرایی
