S_ Eskandari
https://www.goodreads.com/s_eskandari
“وقتی تو نیستی
نه هستهای ما چونان که بایدند، نه بایدها
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخورم
عمریست لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره میکنم، باشد برای روز مبادا
اما در صفحههای تقویم، روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هر چه باشد، روزی شبیه دیروز، روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه میداند
شاید امروز نیز روز مبادا باشد
وقتی تو نیستی
نه هست های ما چونان که بایدند ، نه بایدها
هر روز بیتو روز مبادا ست
آینه ها در چشم ما چه جاذبهای دارند
آینه ها که دعوت دیدارند، دیدارهای کوتاه
از پشت هفت دیوار
دیوارهای صاف
دیوارهای شیشهای شفاف
دیوارهای تو
دیوارهای من
دیوارهای فاصله بسیارند
آه...
دیوارهای تو همه آینهاند، آینههای من همه دیوارند”
― مجموعه کامل اشعار قیصر امینپور
نه هستهای ما چونان که بایدند، نه بایدها
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخورم
عمریست لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره میکنم، باشد برای روز مبادا
اما در صفحههای تقویم، روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هر چه باشد، روزی شبیه دیروز، روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه میداند
شاید امروز نیز روز مبادا باشد
وقتی تو نیستی
نه هست های ما چونان که بایدند ، نه بایدها
هر روز بیتو روز مبادا ست
آینه ها در چشم ما چه جاذبهای دارند
آینه ها که دعوت دیدارند، دیدارهای کوتاه
از پشت هفت دیوار
دیوارهای صاف
دیوارهای شیشهای شفاف
دیوارهای تو
دیوارهای من
دیوارهای فاصله بسیارند
آه...
دیوارهای تو همه آینهاند، آینههای من همه دیوارند”
― مجموعه کامل اشعار قیصر امینپور
“من می نویسم
تا اشیا را منفجر کنم
نوشتن انفجار است
مینویسم تا روشنایی را بر تاریکی چیره کنم و شعر را به پیروزی برسانم
مینویسم تا خوشههای گندم بخوانند تا درختان بخوانند
مینویسم تا گل سرخ بخواند تا ستاره تا پرنده، گربه، ماهی، صدف مرا بفهمد
مینویسم تا دنیا را از دندانهای هلاکو
از حکومت نظامیان، از دیوانگی اوباشان رهایی بخشم
مینویسم تا زنان را از سلولهای ستم از شهرهایی مرده
از ایالتهای بردگی، از روزهای پرکسالت سرد و تکراری برهانم
مینویسم تا واژهها را از تفتیش از بوکشیدن سگها
از تیغ سانسور برهانم
مینویسم تا زنی را که دوست دارم
از شهر بیشعر، شهر بیعشق
شهر اندوه و افسردگی رها کنم
مینویسم تا از او ابری نمبار بسازم
تنها زن و نوشتن
.ما را از مرگ میرهاند”
―
تا اشیا را منفجر کنم
نوشتن انفجار است
مینویسم تا روشنایی را بر تاریکی چیره کنم و شعر را به پیروزی برسانم
مینویسم تا خوشههای گندم بخوانند تا درختان بخوانند
مینویسم تا گل سرخ بخواند تا ستاره تا پرنده، گربه، ماهی، صدف مرا بفهمد
مینویسم تا دنیا را از دندانهای هلاکو
از حکومت نظامیان، از دیوانگی اوباشان رهایی بخشم
مینویسم تا زنان را از سلولهای ستم از شهرهایی مرده
از ایالتهای بردگی، از روزهای پرکسالت سرد و تکراری برهانم
مینویسم تا واژهها را از تفتیش از بوکشیدن سگها
از تیغ سانسور برهانم
مینویسم تا زنی را که دوست دارم
از شهر بیشعر، شهر بیعشق
شهر اندوه و افسردگی رها کنم
مینویسم تا از او ابری نمبار بسازم
تنها زن و نوشتن
.ما را از مرگ میرهاند”
―
“آدم هاي خوشگل يا آدمهايي که خيال مي کنند خيلي زرنگند هميشه از آدم تقاضاي لطف بزرگي دارند. آنها چون براي خودشان مي ميرند خيال مي کنند ديگران هم برايشان مي
ميرند. خيلي بامزه است”
―
ميرند. خيلي بامزه است”
―
“You sit at the edge of the world,
I am in a crater that's no more.
Words without letters
Standing in the shadow of the door.
The moon shines down on a sleeping lizard,
Little fish rain from the sky.
Outside the window there are soldiers,
steeling themselves to die.
(Refrain)
Kafka sits in a chair by the shore,
Thinking for the pendulum that moves the world, it seems.
When your heart is closed,
The shadow of the unmoving Sphinx,
Becomes a knife that pierces your dreams.
The drowning girl's fingers
Search for the entrance stone, and more.
Lifting the hem of her azure dress,
She gazes --
at Kafka on the shore”
― Kafka on the Shore
I am in a crater that's no more.
Words without letters
Standing in the shadow of the door.
The moon shines down on a sleeping lizard,
Little fish rain from the sky.
Outside the window there are soldiers,
steeling themselves to die.
(Refrain)
Kafka sits in a chair by the shore,
Thinking for the pendulum that moves the world, it seems.
When your heart is closed,
The shadow of the unmoving Sphinx,
Becomes a knife that pierces your dreams.
The drowning girl's fingers
Search for the entrance stone, and more.
Lifting the hem of her azure dress,
She gazes --
at Kafka on the shore”
― Kafka on the Shore
“تقصير من نيست ، شيب تخت به سمت توست.”
―
―
فرویدمردی برای تمام فصول
— 67 members
— last activity Nov 02, 2009 08:51PM
اگرخوب دقت کنیم می بینیم که فروید تنها یک روانشناس نیست.بلکه یک مصلح اجتماعی بوده مبارزسرسخت علیه خرافات مذهبی وتفکرات اودرعرصه های مختلف از جمله دنیا ...more
چاپ ممنوع / PROHIBITED TO PUBLISH
— 738 members
— last activity Oct 27, 2017 12:41AM
این گروه به کتاب ها و نوشته هایی اختصاص دارد که اجازه چاپ و انتشار ندارند و یا به علت محتوا فرصت انتشار نیافته اند اقتضای جان چو ای دل آگهی ست / هر که ...more
تازههای کتاب
— 807 members
— last activity May 04, 2022 11:47PM
معرفی کتابهایی که به تازگی منتشر شده اند.
کتابداران فارسی گودریدز
— 5530 members
— last activity Feb 27, 2026 09:43PM
گروهی برای کتابداران فارسی زبان سایت گودریدز *همچنین درخواست هایی برای ویرایش، اضافه کردن، افزودن تصویر جلد و ... در مورد کتاب های فارسی را در این گر ...more
S_’s 2025 Year in Books
Take a look at S_’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Art, Biography, Classics, Comics, Contemporary, Cookbooks, Crime, Ebooks, Fantasy, Fiction, Graphic novels, Historical fiction, History, Humor and Comedy, Memoir, Music, Mystery, Non-fiction, Paranormal, Philosophy, Poetry, Psychology, Religion, Romance, Science, Science fiction, Self help, Spirituality, Sports, Thriller, Travel, and Young-adult
Polls voted on by S_
Lists liked by S_

























































