زنده به‌گور Quotes

Rate this book
Clear rating
زنده به‌گور زنده به‌گور by Sadegh Hedayat
4,059 ratings, 3.85 average rating, 211 reviews
زنده به‌گور Quotes Showing 1-10 of 10
“هرچه قضاوت آنها درباره من سخت بوده ‌باشد نمی‌دانند که من پیشتر خودم را سخت‌تر قضاوت کرده‌ام”
صادق هدایت, زنده به‌گور
“همه از مرگ می ترسند، من از زندگی سمج خودم”
صادق هدایت, زنده به‌گور
“.دیگر به مرده ها حسادت نمی ورزم، منهم از دنیای آنها بشمار می آیم. منهم با آنها هستم، یک زنده بگور هستم”
صادق هدایت, زنده به‌گور
“خوب بود می‌توانستم کاسه سر خودم را باز بکنم و همه این توده نرم خاکستری پیچ پیچ کله خودم را در آورده بیندازم دور، بیندازم جلو سگ”
Sadegh Hedayat, زنده به‌گور
“همه گمان میکنند بچه خوشبخت است. نه خوب یادم است آن وقت بیشتر حساس بودم. آن وقت هم مقلد و آب زیرکاه بودم. شاید ظاهرا میخندیدم یا بازی میکردم. ولی در باطن کمترین زخم زبان یا کوچکترین پیشامد ناگوار و بیهوده ساعتهای دراز فکر مرا به خود مشغول میداشت و خودم خودم را میخوردم”
Sadegh Hedayat, زنده به‌گور
“نمیدانم چه می‌نویسم. تیک‌وتاک ساعت همینطور بغل گوشم صدا می‌دهد. می‌خواهم آنرا بردارم از پنجره پرت بکنم بیرون، این صدای هولناک که گذشتن زمان را در کله ام با چکش می‌کوبید.”
صادق هدایت, زنده به‌گور
“Tanrı başka bir yılan zehriyle kendi sonsuz cefasında iki grup mahluk yaratmış: Mutlu ve mutsuz. Birincileri destekliyor. İkinci grubun üzerindeki azap ve işkenceyi onların elleriyle arttırıyor.”
Sadegh Hedayat, زنده به‌گور
“Birkaç kez gözlerimi kapayıp kendimi bir otomobilin önüne atmayı, üzerimden tekerleklerin geçmesini düşündüm. Ama ölmek güçtü. Sonra nerede rahata kavuşacaktım? Belki yine yaşardım.”
Sadegh Hedayat, زنده به‌گور
“Çıplak tenimi soğuğa teslim etmiş, kendi kendime dolanıyordum. İşte bu sırada delirdiğim düşüncesi aklıma geldi. Kendime, bu yaşama gülüyordum. Biliyordum ki dünyanın bu büyük tiyatrosunda, herkes, ölüm gelip çatana dek bir tür oyun oynar.”
Sadegh Hedayat, زنده به‌گور
“پستی, پستی زندگی که نمیتوانند از دستش بگریزند, نمیتوانند فریاد بکشند, نمیتوانند نبرد بکنند, زندگی احمق.”
Sadegh Hedayat, زنده به‌گور