Status Updates From The Divan
The Divan by
Status Updates Showing 271-300 of 1,121
Alireza Timnak
is on page 12 of 566
نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند
جوانان سعادتمند پند پیر دانا را
حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را.
تامام برو حامام
— Jun 19, 2023 08:09AM
Add a comment
جوانان سعادتمند پند پیر دانا را
حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را.
تامام برو حامام
Alireza Kafaei
is on page 2 of 566
میخوام یه بار از اول تا آخر رو برم که مطمئن بشم هیچ غزلی جا نیفتاده.
— Apr 27, 2023 05:19AM
Add a comment
Essareh
is on page 5 of 424
اگه گنجور نبود زندگی خیلی سخت میشد.
— Feb 11, 2023 08:45AM
Add a comment
Nāzanīn
is on page 194 of 566
مطرب بساز پرده که کس بی اجل نمرد
وان کو نه این ترانه سُراید خطا کند
ما را که دردِ عشق و بلای خُمار کُشت
یا وصلِ دوست یا میِ صافی دوا کند
جان رفت در سرِ می و حافظ به عشق سوخت
عیسی دَمی کجاست که احیایِ ما کن
— Jan 15, 2023 05:37AM
Add a comment
وان کو نه این ترانه سُراید خطا کند
ما را که دردِ عشق و بلای خُمار کُشت
یا وصلِ دوست یا میِ صافی دوا کند
جان رفت در سرِ می و حافظ به عشق سوخت
عیسی دَمی کجاست که احیایِ ما کن
Nāzanīn
is on page 193 of 566
رقص بر شعرِ تر و نالهٔ نِی خوش باشد
خاصه رقصی که در آن دستِ نگاری گیرند
حافظ اَبنایِ زمان را غمِ مسکینان نیست
زین میان گر بتوان بِه که کناری گیرند
— Jan 11, 2023 06:36AM
Add a comment
خاصه رقصی که در آن دستِ نگاری گیرند
حافظ اَبنایِ زمان را غمِ مسکینان نیست
زین میان گر بتوان بِه که کناری گیرند
Nāzanīn
is on page 192 of 566
آسمان بارِ امانت نتوانست کشید
قرعهٔ کار به نامِ منِ دیوانه زدند
جنگِ هفتاد و دو ملت همه را عُذر بِنِه
چون ندیدند حقیقت رَهِ افسانه زدند
— Jan 10, 2023 06:31AM
Add a comment
قرعهٔ کار به نامِ منِ دیوانه زدند
جنگِ هفتاد و دو ملت همه را عُذر بِنِه
چون ندیدند حقیقت رَهِ افسانه زدند
Nāzanīn
is on page 191 of 566
هاتف آن روز به من مژدهٔ این دولت داد
که بِدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شکر کز سخنم میریزد
اجرِ صبریست کز آن شاخِ نباتم دادند
همّتِ حافظ و انفاسِ سحرخیزان بود
که ز بندِ غمِ ایّام نجاتم دادند
— Jan 09, 2023 06:05AM
Add a comment
که بِدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شکر کز سخنم میریزد
اجرِ صبریست کز آن شاخِ نباتم دادند
همّتِ حافظ و انفاسِ سحرخیزان بود
که ز بندِ غمِ ایّام نجاتم دادند









