Status Updates From آخرین پر سیمرغ
آخرین پر سیمرغ by
Status Updates Showing 1-30 of 42
Marzi Motlagh
is on page 70 of 160
«دیر است، گاهی برای همه چیز دیر است، حتی برای سوزاندن پر سیمرغ...جهان که بیمرگ نمیشود.»
— Jan 19, 2023 01:25AM
Add a comment
Roya
is on page 98 of 160
این چرم شیر هم که یا خیلی خییلی خوب می نویسه، یا خیلی خییلی بد- انگار که دو تا آدم کاملا مختلف باشه
— Sep 01, 2015 03:29AM
Add a comment
Saman Nourkhalaj
is on page 145 of 160
من تنها جهانی میخواهم بدون ِ رنج.جهانی که گلوی پسران به دست ِ پدران دریده نشود.جهانی که در آن کیفر ِ عشق،تاریکی ِ چاه نباشد.جهانی که در آن بهای ِ گناه،فرسودن ِ آدمی در تنهایی و جنون نباشد...
— Oct 04, 2014 09:55AM
Add a comment
Saman Nourkhalaj
is on page 135 of 160
- اما وقتی خوب فکر کنیم،می بینیم واقعاً هیچ طوری نمیشود..پس من میگذارم آن آدم ِ درون چاه برای همیشه درون چاه بماند.
- تو رذلی.
- من فقط بی تفاوتم.
— Oct 04, 2014 09:54AM
Add a comment
- تو رذلی.
- من فقط بی تفاوتم.
Saman Nourkhalaj
is on page 132 of 160
به اطرافم نگاه میکنم و می بینم خیلی چیزها هستند که همیشه یک جور اتفاق می افتند؛همیشه و برای ابد.
— Oct 04, 2014 09:52AM
Add a comment
Saman Nourkhalaj
is on page 131 of 160
بیزارم از آنهایی که میگویند بعضی وقت ها شده که چیزی از دستم به زمین افتاده و من روزها ایستاده ام و به آن نگاه کرده ام.
— Oct 04, 2014 09:50AM
Add a comment
Saman Nourkhalaj
is on page 115 of 160
کلمات گم شده بودند در صدای من.
— Oct 04, 2014 09:46AM
Add a comment
Saman Nourkhalaj
is on page 104 of 160
بدبخت کشوری که احتیاج به قهرمان دارد.
— Oct 04, 2014 09:41AM
Add a comment
Saman Nourkhalaj
is on page 103 of 160
ذهن ِ آدمی را از دسترس رنج به دور نگه داشتن،رستگاریست.
— Oct 04, 2014 09:40AM
Add a comment
Saman Nourkhalaj
is on page 97 of 160
آمده ام تا چشم در چشم مرگ انداخته باشم،تا مرگ بداند که من روئین تنم،نه به جادو و سحر،روئین تنم به آنچه خود خواسته ام.
— Oct 04, 2014 09:09AM
Add a comment
Saman Nourkhalaj
is on page 96 of 160
می ترسم.می ترسم از این همه هیاهوی بی قراری خودم.
— Oct 04, 2014 09:07AM
Add a comment
Saman Nourkhalaj
is on page 95 of 160
اگر خواب است این،چه غفلتی بوده است بیداری ِهمه عمر من،و اگر بیداری است،چه ناچیز فروخته ام به خواب،همه ی عمر خویش..
— Oct 04, 2014 09:07AM
Add a comment
Saman Nourkhalaj
is on page 92 of 160
سرزمین آدمی همان جاییست که دل ماندگار می شود..
— Oct 04, 2014 09:05AM
Add a comment
Saman Nourkhalaj
is on page 89 of 160
پسران ِ من از بازی خون و مرگ بسیار میدانند.اگر ندانند چگونه فاتحان جهان باشند؟که این جهان مالامال از فاتحان است.گروهی فاتح خاک اند و گروهی فاتح فاتحان.فاتحان خاک می آیند،می مانند و فتح می شوند با دستان فاتحان دیگر.
— Oct 04, 2014 09:02AM
Add a comment
Saman Nourkhalaj
is on page 89 of 160
این تقدیر توست و تقدیر همه ی آنانی که از کمرگاه ِ تو بر این شنزار خواهند آمد.
— Oct 04, 2014 08:40AM
Add a comment
Saman Nourkhalaj
is on page 80 of 160
چرا باید به چیزی نگریست که تلخ است و پُر اندوه؟حاصلی ندارد نگریستن به این همه زجر و رنج.باید از یادشان بُرد،اگرچه از یاد نمی روند.
— Oct 04, 2014 08:39AM
Add a comment
Saman Nourkhalaj
is on page 79 of 160
خاک و تنها و تنها خاک..زندگی کرده ام برای همین.فتح کرده ام برای همین.کشته ام برای همین..فقط برای مشتی خاک.
— Oct 04, 2014 08:31AM
Add a comment







