“دلم تنگ می شود، گاهی
برای حرف های معمولی
برای حرف های ساده
برای «چه هوای خوبی!» / «دیشب چه خوردی؟»
برای «راستی! ماندانا عروسی کرد.» / « شادی پسر زائید.»
و چه قدر خسته ام از«چرا؟»
از «چه گونه!»
خسته ام از سؤال های سخت، پاسخ های پیچیده
از کلمات سنگین
فکرهای عمیق
پیچ های تند
نشانه های با معنا، بی معنا
دلم تنگ می شود، گاهی
برای
یک «دوستت دارم» ساده
دو «فنجان قهوه ی داغ»
سه «روز» تعطیلی در زمستان
چهار «خنده ی » بلند
و
پنج «انگشت» دوست داشتنی.”
―
برای حرف های معمولی
برای حرف های ساده
برای «چه هوای خوبی!» / «دیشب چه خوردی؟»
برای «راستی! ماندانا عروسی کرد.» / « شادی پسر زائید.»
و چه قدر خسته ام از«چرا؟»
از «چه گونه!»
خسته ام از سؤال های سخت، پاسخ های پیچیده
از کلمات سنگین
فکرهای عمیق
پیچ های تند
نشانه های با معنا، بی معنا
دلم تنگ می شود، گاهی
برای
یک «دوستت دارم» ساده
دو «فنجان قهوه ی داغ»
سه «روز» تعطیلی در زمستان
چهار «خنده ی » بلند
و
پنج «انگشت» دوست داشتنی.”
―
“إن التجربة ما تعترف الماركسية ، تعكس ظواهر الأشياء ، و لا تكشف عن جوهرها و قوانينها الداخلية التي تهيمن على تلك الظواهر و تنسقها ، و مهما كررنا التجربة و أعدنا التطبيق العملي فسوف لا نحصل - على أفضل تقدير - إلا على أعداد جديدة من الظواهر السطحية المنفصلة.”
―
―
“سال ها پیش در یک کتاب وحشتناک خوانده بود فاجعه نه ساده است و نه ناگهانی . یعنی هم ترکیب چند چیز است هم ذره ذره اتفاق می افتد . در کتاب نوشته شده بود معمولا چند چیز باید به هم بچسبند تا فاجعه ای رخ دهد . نوشته شده بود از ایننظر فاجعه مثل خوشبختی است . در خوشبختی نیز چند چیز بایدهمزمان اتفاق بیفتد تا کسی خوشبخت شود . پول تنها کافی نیست . عشق تنها کافی نیست . شهرت تنها کافی نیست . اما اگر همه این ها با هم باشند شاید بشود گفت کسی خوشبخت شده است . از نظر نویسنده ، تنها تفاوت آن ها شاید این باشد که در خوشبختی انگار چیزها خیلی ضعیفبه هم چسبیده اند . دیگر هیچ وقت از هم جدانمیشئند . چون وقتی اتفاق افتاد دیگر نمیتوان آن ها را به حالت اول برگرداند. نویسنده نوشته بود وقتی لیوانی شکست دیگر شکسته است . وقتی چیزی سوخت دیگر سوخته است . وقتی کسی روی سرسره رفت دیگر باید تا آخر شیب پایین برود . برگشتی در کار نیست . برای همین است که از نظر نویسنده کتاب ، هر خوشبختی همیشه در معرض فرو ریختن و تبدیل شدن به فاجعه است اما فاجعه ها هرگز تبدیل به خوشبختی نمی شوند ؛ حتی شاید شدتشان بیشتر هم بشود یا همان طور ثابت بمانند اما به هر حال از بین نمی روند . به همین دلیل روز به روز به فاجعه ها اضافه می شود و از خوشبختی ها کم می شود . بعد نویسنده به عنوان نمونه ای شایع از تبدیل یک خوشبختیبه فاجعه ، با دقت شرح داده بود که چه طور عشق ها اول تبدیل می شوند به دوست داشتن های ساده ، بعد به بی تفاوتی و گاه به نفرت و در نتیجه خوشبختی موقتی مثل عشق تجزیه می شود به یک فاجعه ماندگار. توی کتاب نوشته شده بود فاجعه مثل این است که به کسی چند گلوله شلیک کنیم ؛ به طوری که گلوله آخر ، به عنوان تیر خلاص ،توی شقیقه اش شلیک شود .”
― سه گزارش کوتاه دربارهی نوید و نگار
― سه گزارش کوتاه دربارهی نوید و نگار
Top Paragraphs
— 180 members
— last activity Jan 26, 2009 02:38PM
the paragraph that get you high with!
کتابداران فارسی گودریدز
— 5554 members
— last activity 33 minutes ago
گروهی برای کتابداران فارسی زبان سایت گودریدز *همچنین درخواست هایی برای ویرایش، اضافه کردن، افزودن تصویر جلد و ... در مورد کتاب های فارسی را در این گر ...more
Zohre’s 2025 Year in Books
Take a look at Zohre’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Art, Biography, Business, Chick-lit, Christian, Classics, Comics, Contemporary, Cookbooks, Crime, Ebooks, Fantasy, Fiction, Gay and Lesbian, Graphic novels, Historical fiction, History, Horror, Humor and Comedy, Manga, Memoir, Music, Mystery, Non-fiction, Paranormal, Philosophy, Poetry, Politics, Psychology, Religion, Romance, Science, Science fiction, Self help, Suspense, Spirituality, Sports, Thriller, Travel, and Young-adult
Polls voted on by Zohre
Lists liked by Zohre



















































