“درخت سایه سار خود را از خاک فرو گرفت
وقتی فهمید
تبردار تشنه ای که در سایه اش خفته است
به کشتن نونهالان جنگل آمده است.
ماه کامل روشنایی خود را از خاک فرو گرفت
وقتی فهمید
کسی زیر نور او
مشغول بافتن تور است
برای به دام انداختن بامداد.
کلید کهن سال در قفل سخت نچرخید
وقتی فهمید
می خواهند چراغی را برای کشتن از محبس در آورند
جاده روشن راه به بیراهه برد
وقتی فهمید
مزدوران مسلح برای اسارت باغچه ای از او می گذرند.
و نامه ای خوانا خود را در پاکت دربسته کشت
وقتی فهمید
قاصد خبری جز اعدام شعری زیبا نیست!”
―
وقتی فهمید
تبردار تشنه ای که در سایه اش خفته است
به کشتن نونهالان جنگل آمده است.
ماه کامل روشنایی خود را از خاک فرو گرفت
وقتی فهمید
کسی زیر نور او
مشغول بافتن تور است
برای به دام انداختن بامداد.
کلید کهن سال در قفل سخت نچرخید
وقتی فهمید
می خواهند چراغی را برای کشتن از محبس در آورند
جاده روشن راه به بیراهه برد
وقتی فهمید
مزدوران مسلح برای اسارت باغچه ای از او می گذرند.
و نامه ای خوانا خود را در پاکت دربسته کشت
وقتی فهمید
قاصد خبری جز اعدام شعری زیبا نیست!”
―
“در این سرای بی كسی كسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
یكی زشب گرفتگان چراغ بر نمی كند
كسی به كوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ كز شبی چنین سپیده سر نمی زند
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
كه خنجر غمت از این خراب تر نمی زند
گذر گهی است پر ستم كه اندرو به غیر غم
یكی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند
نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند”
―
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
یكی زشب گرفتگان چراغ بر نمی كند
كسی به كوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ كز شبی چنین سپیده سر نمی زند
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
كه خنجر غمت از این خراب تر نمی زند
گذر گهی است پر ستم كه اندرو به غیر غم
یكی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند
نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند”
―
“پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه
روح جنگل سياه با دست شاخههاش داره
روحم رو از من ميگيــره
تا يه لحظه ميمونم
جغدها تو گوش هم ميگن
پلنگ زخمي ميميـــره
راه رفتن ديگه نيست
حجله پوسيدن من جنگل پيـره
پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه
قلب ماه سر به زير
به دار شاخهها اسير
غروبش رو من ميبينم
ترس رفتن تو تنم
وحشت موندن تو دلم
خواب برگشتن ميبينم
هر قدم به هر قدم
لحظه به لحظه
سايه دشمن ميبينم
پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه
پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه”
―
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه
روح جنگل سياه با دست شاخههاش داره
روحم رو از من ميگيــره
تا يه لحظه ميمونم
جغدها تو گوش هم ميگن
پلنگ زخمي ميميـــره
راه رفتن ديگه نيست
حجله پوسيدن من جنگل پيـره
پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه
قلب ماه سر به زير
به دار شاخهها اسير
غروبش رو من ميبينم
ترس رفتن تو تنم
وحشت موندن تو دلم
خواب برگشتن ميبينم
هر قدم به هر قدم
لحظه به لحظه
سايه دشمن ميبينم
پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه
پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه”
―
“انسان بالاخره به همه چیز عادت میکند!”
― The Stranger
― The Stranger
كافه كتاب
— 1456 members
— last activity Jan 17, 2024 03:55AM
كافه كتاب، محلي براي كتاب خواندن و به اشتراك گذاشتن تجربيات است. اعضايي كه از لحاظ موقعيت جغرافيايي به هم نزديك هستند مي توانند جلسات كتاب خواني برگز ...more
گروهی برای انتشار رایگان نسخه دانلودی کتاب ها از سوی خود نویسندگان
— 664 members
— last activity Feb 15, 2026 12:32PM
در روزهایی به سر می بریم که بسیاری از نویسندگان با توجه به محدودیت های نشر و توزیع کتاب در داخل و خارج از کشور با انبوهی از کتاب های خاک خورده خود در ...more
تازههای کتاب
— 806 members
— last activity May 04, 2022 11:47PM
معرفی کتابهایی که به تازگی منتشر شده اند.
Saman ’s 2025 Year in Books
Take a look at Saman ’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Saman
Lists liked by Saman























































