Home
My Books
Browse ▾
Recommendations
Choice Awards
Genres
Giveaways
New Releases
Lists
Explore
News & Interviews
Genres
Art
Biography
Business
Children's
Christian
Classics
Comics
Cookbooks
Ebooks
Fantasy
Fiction
Graphic Novels
Historical Fiction
History
Horror
Memoir
Music
Mystery
Nonfiction
Poetry
Psychology
Romance
Science
Science Fiction
Self Help
Sports
Thriller
Travel
Young Adult
More Genres
Community ▾
Groups
Quotes
Ask the Author
Sign In
Join
Sign up
View profile
Profile
Friends
Groups
Discussions
Comments
Reading Challenge
Kindle Notes & Highlights
Quotes
Favorite genres
Friends’ recommendations
Account settings
Help
Sign out
Home
My Books
Browse ▾
Recommendations
Choice Awards
Genres
Giveaways
New Releases
Lists
Explore
News & Interviews
Genres
Art
Biography
Business
Children's
Christian
Classics
Comics
Cookbooks
Ebooks
Fantasy
Fiction
Graphic Novels
Historical Fiction
History
Horror
Memoir
Music
Mystery
Nonfiction
Poetry
Psychology
Romance
Science
Science Fiction
Self Help
Sports
Thriller
Travel
Young Adult
More Genres
Community ▾
Groups
Quotes
Ask the Author
Saman Mehr
> Saman 's Quotes
Showing 1-5 of 5
sort by
date added
favorite
random
like
#1
“در این سرای بی كسی كسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
یكی زشب گرفتگان چراغ بر نمی كند
كسی به كوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ كز شبی چنین سپیده سر نمی زند
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
كه خنجر غمت از این خراب تر نمی زند
گذر گهی است پر ستم كه اندرو به غیر غم
یكی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند
نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند”
―
هوشنگ ابتهاج
tags:
شعر
190 likes
like
#2
“باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد
که مادران سیاه پوش
داغ داران زیباترین فرزندان آفتاب و باد
هنوز از سجاده ها
سر بر نگرفته اند ”
―
احمد شاملو / Ahmad Shamlou
60 likes
like
#3
“درخت سایه سار خود را از خاک فرو گرفت
وقتی فهمید
تبردار تشنه ای که در سایه اش خفته است
به کشتن نونهالان جنگل آمده است.
ماه کامل روشنایی خود را از خاک فرو گرفت
وقتی فهمید
کسی زیر نور او
مشغول بافتن تور است
برای به دام انداختن بامداد.
کلید کهن سال در قفل سخت نچرخید
وقتی فهمید
می خواهند چراغی را برای کشتن از محبس در آورند
جاده روشن راه به بیراهه برد
وقتی فهمید
مزدوران مسلح برای اسارت باغچه ای از او می گذرند.
و نامه ای خوانا خود را در پاکت دربسته کشت
وقتی فهمید
قاصد خبری جز اعدام شعری زیبا نیست!”
―
Sherko Bekas
12 likes
like
#4
“پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه
روح جنگل سياه با دست شاخههاش داره
روحم رو از من ميگيــره
تا يه لحظه ميمونم
جغدها تو گوش هم ميگن
پلنگ زخمي ميميـــره
راه رفتن ديگه نيست
حجله پوسيدن من جنگل پيـره
پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه
قلب ماه سر به زير
به دار شاخهها اسير
غروبش رو من ميبينم
ترس رفتن تو تنم
وحشت موندن تو دلم
خواب برگشتن ميبينم
هر قدم به هر قدم
لحظه به لحظه
سايه دشمن ميبينم
پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه
پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه”
―
ايرج جنتي عطايي
10 likes
like
#5
“انسان بالاخره به همه چیز عادت میکند!”
―
Albert Camus,
The Stranger
tags:
آلبر-کامو
,
انسان
,
بیکانه
,
عادت
12 likes
All Quotes
Tags From Saman ’s Quotes
شعر
آلبر-کامو
انسان
بیکانه
عادت
Welcome back. Just a moment while we sign you in to your Goodreads account.