Saman Mehr > Saman 's Quotes

Showing 1-5 of 5
sort by

  • #1
    هوشنگ ابتهاج
    “در این سرای بی كسی كسی به در نمی زند
    به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

    یكی زشب گرفتگان چراغ بر نمی كند
    كسی به كوچه سار شب در سحر نمی زند

    نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
    دریغ كز شبی چنین سپیده سر نمی زند

    دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
    كه خنجر غمت از این خراب تر نمی زند

    گذر گهی است پر ستم كه اندرو به غیر غم
    یكی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

    چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات
    برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

    نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست
    اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند”
    هوشنگ ابتهاج

  • #2
    احمد شاملو
    “باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد
    که مادران سیاه پوش
    داغ داران زیباترین فرزندان آفتاب و باد
    هنوز از سجاده ها
    سر بر نگرفته اند ”
    احمد شاملو / Ahmad Shamlou

  • #3
    Sherko Bekas
    “درخت سایه سار خود را از خاک فرو گرفت
    وقتی فهمید
    تبردار تشنه ای که در سایه اش خفته است
    به کشتن نونهالان جنگل آمده است.

    ماه کامل روشنایی خود را از خاک فرو گرفت
    وقتی فهمید
    کسی زیر نور او
    مشغول بافتن تور است
    برای به دام انداختن بامداد.

    کلید کهن سال در قفل سخت نچرخید
    وقتی فهمید
    می خواهند چراغی را برای کشتن از محبس در آورند

    جاده روشن راه به بیراهه برد
    وقتی فهمید
    مزدوران مسلح برای اسارت باغچه ای از او می گذرند.

    و نامه ای خوانا خود را در پاکت دربسته کشت
    وقتی فهمید
    قاصد خبری جز اعدام شعری زیبا نیست!”
    Sherko Bekas

  • #4
    ایرج جنتی عطائی
    “پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
    روبرو، روبرو قتلگاه آدمه

    روح جنگل سياه با دست شاخه‌هاش داره
    روحم رو از من مي‌گيــره
    تا يه لحظه مي‌مونم
    جغدها تو گوش هم ميگن
    پلنگ زخمي مي‌ميـــره
    راه رفتن ديگه نيست
    حجله پوسيدن من جنگل پيـره

    پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
    روبرو، روبرو قتلگاه آدمه

    قلب ماه سر به زير
    به دار شاخه‌ها اسير
    غروبش رو من مي‌بينم
    ترس رفتن تو تنم
    وحشت موندن تو دلم
    خواب برگشتن مي‌بينم
    هر قدم به هر قدم
    لحظه به لحظه
    سايه دشمن مي‌بينم

    پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
    روبرو، روبرو قتلگاه آدمه

    پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
    روبرو، روبرو قتلگاه آدمه”
    ايرج جنتي عطايي

  • #5
    Albert Camus
    “انسان بالاخره به همه چیز عادت می‌کند!”
    Albert Camus, The Stranger



Rss