Discover new books on Goodreads
Meet your next favorite book

فریبا شمس کیا

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about فریبا.

http://nedaapoem.blogfa.com
https://www.goodreads.com/nedaa_sk

نه فرشته، نه قدیس
Rate this book
Clear rating

 
خانه ادریسیها
فریبا شمس کیا is currently reading
bookshelves: currently-reading
Reading for the 2nd time
Rate this book
Clear rating

 
Loading...
الیاس علوی
“لحظاتی هست
استخوان های اشیاء می پوسد
و فرسودگی از در و دیوار می بارد
لحظاتی هست
نه آواز گنجشک حمل
نه صدایی صمیمی از آن طرف سیم
و نه نگاه مادر در قاب
قانعت نمی کند
زندگی قانعت نمی کند
و تو به اندکی مرگ احتیاج داری

من گرگ خیالبافی هستم”
الیاس علوی

الیاس علوی
“نمی‌توان به لبخندی قانع بود
نمی‌شود موهایت را دید
و به باد حسودی نکرد
گونه‌هایت را دید
و به گناه نیاندیشید
و نمی‌شود به تو رسید
که پاهایت نوجوانند
و دیوارهایت بلند...

«من گرگ خیالبافی هستم»”
الیاس علوی

بیژن جلالی
“کاش تمام می شد جهان
در کلمه ای
و دوباره می شکفت
در کلامی
کاش
جهان
با شعر
خاموش و روشن می شد”
بیژن جلالی
tags: شعر

بیژن جلالی
“سکوت کلمات
مرا در خود گرفته اند
ای مردمان
صدای مرا می شنوید
که به سوی شما می آید
کلمات را می شناسید
که انباشته از سکوت
من هستند
ولی دیرگاه خواهد بود
آن روزی که به سراغ من می آئید
من روی به سوی دیگر
خواهم داشت
و شما بیهوده
در سکوت کلمات
صدای مرا جستجو خواهید
کرد”
بیژن جلالی / Bizhan Jalali, شعر سکوت

الیاس علوی
“با تو حرف مي زنم

كه مقتول توام.



تمام آن لحظه ها به تو خيره شدم

نمي توانستي به چشمانم نگاه كني

گفتي صورتم را بچرخانم

تا تازيانه ات بي پروا بتازد

"چقدر شرمگيني تو"



هيچ كس نمي داند

به گردنم خيره شدي

و هوسي دور در دلت ريشه كرد

امّا آيه هاي روشني را از بر بودي

" اعوذ بالله من الشيطان الرجيم"

" اعوذ بالله من الشيطان الرجيم"

و شيطان گريخته بود

و باز من ماندم و تو

"چقدر شبيه مني تو".



" انگشتانت را مي شناسم

ما فرزند يك آدميم "

اين آخرين جمله‌ام بود

پيش از آنكه انگشتانت با رگهاي گردنم بياميزد.

مرا ببخش

كاش مي توانستم

ناله زيباتري بكشم

تا هر شب اينگونه نترسي

كاش يك صبح از خواب برخيزي

و يادت برود كه قاتل مني.



آن باد پنهان شاخه ها

آن پرنده ي ناشناس بر كلكين

آن سايه آرام همراهت

اين صداي موهوم در ذهنت منم

دست خودم نيست

حرفهای بسیاری دارم.



ما هر دو مردگانيم

تنها تو نفس مي كشي و من نمي‌توانم

اما وقتي دستهايت را در آب مي‌شويي

نفست بند مي آيد

با من حرف بزن

كه مقتول توام.”
الیاس علوی

year in books
Raheela...
2,313 books | 111 friends

Amin
935 books | 664 friends

Kimia a...
699 books | 44 friends

Iain
123 books | 4,041 friends

Fatemeh Am
399 books | 142 friends

Yasamanv
1,480 books | 616 friends

Razieh ...
377 books | 115 friends

Sahar K...
417 books | 276 friends

More friends…


Polls voted on by فریبا

Lists liked by فریبا