اول از این موضوع بگذریم که من اسم این کتاب و با کتاب خانه لهستانی ها همیشه اشتباه میگرفتم و فکر میکردم که خوندمش جوری که نزدیک بود تو همخونیش شرکت نکنم :دی
ولی الان که تمومش کردم فهمیدم حقیقتا از زمین تا اسمون باهم فرق دارن و فقط اون کلیت خونه بودن توی داستان که به هم شبیه کرده این دوتا رو.
کتاب چهار تا بخش داشت که خب از نظر من بخش اولش خیلی قابل لمس تر و بهتر نوشته شده بود همینجور که به پایان کتاب نزدیک میشدم,نه اینکه داستان کم بیاره ولی اتفاق ها خیلی تند و بی دلیل اتفاق میفتاد و یا شخصیتای داستان خیلی سریع به نظرم تغییر رفتار دادن :/
بخاطر همین اخرای داستان و خیلی سعی کردم کتاب و نزارم کنار و برم سراغ کتاب بعدی
درموردتوصیف هایی که داشت داخل داستان واقعا قشنگ بود و به دل می شست البته اگ از اندازه کافی نمیگذشت
خلاصه روی هم رفته از این که خوندمش پشیمون نیستم چون حین خوندنش حس خوبی داشتم :)
همین.