Ala

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Ala.

http://princessofolaeida.blog.ir/
https://www.goodreads.com/alaida

Lord of Chaos
Rate this book
Clear rating

 
Loading...
نادر ابراهیمی
“هلیای من!
به شکوه آنچه بازیچه نیست بیندیش.
من خوب آگاهم که زندگی، یکسر، صحنه بازی ست؛
من خوب می دانم.
اما بدان که همه کس برای بازی های حقیر آفریده نشده است.
مرا به بازی کوچک شکست خوردگی مکشان.
به همه سوی خود بنگر و بازمی گویم که مگذار زمان پشیمانی بیافریند.
به زندگی بیندیش که می خواهد باز بازیگرانش را با دست خویش انتخاب کند.
به روزهای اندوهباری بیندیش که تسلیم شدگی را نفرین خواهی کرد
و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظه ای را برنمی گرداند.
تو امروز بر فرازی ایستاده یی که هزار راه را می توانی دید.. و دیدگان تو به تو امان می دهند که راه ها را تا اعماق شان بپایی..
در آن لحظه ای که تو یک «آری» را با تمام زندگی عوض می کنی،
در آن لحظه های خطیر که سپر می افکنی و می گذاری دیگران به جای تو بیندیشند،
در آن لحظه هایی که تو ناتوانی خویش را در برابر فریادهای دیگران احساس می کنی،
در آن لحظه یی که تو از فراز، پا در راهی می گذاری که آن سوی آن اختتام تمام اندیشه ها و رویاهاست،
در تمام لحظه هایی که تو می دانی، می شناسی و خواهی شناخت، به یاد داشته باش
که روزها و لحظه ها هیچ گاه بازنمی گردند..”
نادر ابراهیمی, بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

نادر ابراهیمی
“باز میگردم. همیشه باز میگردم. مرا تصدیق کنی یا انکار، مرا سرآغازی بپنداری یا پایان، من در پایانِ پایان‌ها فرو نمیروم. مرا بشنوی یا نه، مرا جستجو کنی یا نکنی، من مردِ خداحافظیِ همیشگی نیستم. باز میگردم؛ همیشه باز میگردم.”
نادر ابراهیمی, بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

“مردی پیاده آمده تا روستای تو
شعری شکفته روی لبانش برای تو

آورده لهجه های پُر از دود شهر را
آرام شستشو بدهد در صدای تو

یک استکان طراوت گل های تازه دم
یک لقمه آفتاب سحر ناشتای تو

هر چار فصل، دامن چل تکه ات بهار
!هر هشت روز هفته دلم مبتلای تو

"در کوچه باغ های نشابور و "باغرود
پیچیده ماجرای من و ماجرای تو

گه گاه اگر که سر به هوا می شوم چه عیب؟
گه گاه می زند به سرِ من هوای تو

!جسم مرا بگیر و در خود مچاله کن
خواهد چکید از بدنم چشم های تو
!
!
!
این ردّ کفش نیست، نشان تعجب است
روییده وقت رفتنت از ردّ پای تو”
علیرضا بدیع

نادر ابراهیمی
“لبخند، دریچه ایست به سوی فضای نیلی و زنده دوست داشتن.”
نادر ابراهیمی, بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

“We have an unknown distance yet to run, an unknown river to explore.”
John Powell SJ

year in books
Amin
875 books | 651 friends

حسین
150 books | 398 friends

Mehdi
941 books | 121 friends

Milad G...
1,531 books | 302 friends

سیما تقوی
1,060 books | 107 friends

Faranak...
230 books | 50 friends

دانیال ...
649 books | 153 friends

فرزین سوری
153 books | 195 friends

More friends…
The Giving Tree by Shel Silverstein
Best Books Ever
76,192 books — 283,370 voters




Polls voted on by Ala

Lists liked by Ala