Home
My Books
Browse ▾
Recommendations
Choice Awards
Genres
Giveaways
New Releases
Lists
Explore
News & Interviews
Genres
Art
Biography
Business
Children's
Christian
Classics
Comics
Cookbooks
Ebooks
Fantasy
Fiction
Graphic Novels
Historical Fiction
History
Horror
Memoir
Music
Mystery
Nonfiction
Poetry
Psychology
Romance
Science
Science Fiction
Self Help
Sports
Thriller
Travel
Young Adult
More Genres
Community ▾
Groups
Quotes
Ask the Author
Sign In
Join
Sign up
View profile
Profile
Friends
Groups
Discussions
Comments
Reading Challenge
Kindle Notes & Highlights
Quotes
Favorite genres
Friends’ recommendations
Account settings
Help
Sign out
Home
My Books
Browse ▾
Recommendations
Choice Awards
Genres
Giveaways
New Releases
Lists
Explore
News & Interviews
Genres
Art
Biography
Business
Children's
Christian
Classics
Comics
Cookbooks
Ebooks
Fantasy
Fiction
Graphic Novels
Historical Fiction
History
Horror
Memoir
Music
Mystery
Nonfiction
Poetry
Psychology
Romance
Science
Science Fiction
Self Help
Sports
Thriller
Travel
Young Adult
More Genres
Community ▾
Groups
Quotes
Ask the Author
Negar Khalili
> Negar's Quotes
Showing 1-30 of 56
« previous
1
2
next »
sort by
date added
favorite
random
like
#1
“مرا
تو
بی سببی
نيستی.
به راستی
صلت کدام قصيده ای
ای غزل؟
ستاره باران جواب کدام سلامی
به آفتاب
از دريچه ی تاريک؟
کلام از نگاه تو شکل می بندد.
خوشا نظر بازيا که تو آغازمی کنی!”
―
احمد شاملو,
ابراهیم در آتش
tags:
ابراهیم-در-آتش
,
شاملو
,
شبانه
235 likes
like
#2
“مرا
تو
بي سببي
نيستي
به راستي
صلت كدام قصيده اي
اي غزل؟
ستاره باران ِكدام سلامي
به آفتاب
از دريچه ي تاريك؟
كلام از نگاه تو شكل مي بندد
خوشا نظر بازيا كه تو آغاز مي كني!
پس ِ پشت ِمردمكان ات
فرياد كدام زنداني ست
كه آزادي را
به لبان برآماسيده
گل سرخي پرتاب مي كند؟
ورنه
اين ستاره بازي
حاشا
چيزي بدهكار آفتاب نيست.
نگاه از صداي تو ايمن مي شود
چه مومنانه نام مرا آواز ميكني!
و دل ات
كبوتر ِ آشتي ست،
درخون تپيده
به بام ِتلخ.
با اين همه
چه بالا
چه بلند
پرواز ميكني!”
―
احمد شاملو
119 likes
like
#3
“هر سلام، سرآغاز دردناک یک خداحافظیست.”
―
نادر ابراهیمی,
بار دیگر شهری که دوست میداشتم
65 likes
like
#4
“از زلزله و عشق، خبر كس ندهد
آن لحظه خبر شوي كه ويران شده اي...”
―
محمدرضا شفيعي كدكني
72 likes
like
#5
“همهش مجسممیکنم چنتا بچهی کوچیک دارن تو یه دشت بزرگ بازی میکنن. هزارهزار بچهی کوچیک؛ و هیشکی هم اونجا نیس، منظورم آدم بزرگه، غیر من. منم لبهی یه پرتگاه خطرناک وایسادهم و باید هرکسی رو که میآد طرف پرتگاه بگیرم – یعنی اگه یکی داره میدوئه و نمیدونه داره کجا میره؛ من یهدفه پیدام میشه و میگیرمش. تمام روز کارم همینه. ناتور دشتم. میدونم مضحکه ولی فقط دوس دارم همینکار رو بکنم، با این که میدونم مضحکه.”
―
J.D. Salinger
tags:
the-catcher-in-rye
,
ناتوردشت
17 likes
like
#6
“مردمي هم هستند كه در انتظار هيچ به سر ميبرند.”
―
هاینریش بل
99 likes
like
#7
“اگر بلندپروازی نداشته باشی و تشنه موفق شدن و به رسمیت شناخته شدن نباشی در آستانه سقوط قرار میگیری”
―
Milan Kundera,
Identity
9 likes
like
#8
“That's the thing about books. They let you travel without moving your feet.”
―
Jhumpa Lahiri,
The Namesake
6457 likes
like
#9
“You're on Earth. There's no cure for that.”
―
Samuel Beckett
tags:
life
,
planets
,
space-travel
1508 likes
like
#10
“نفسم گرفت از این شهر، در این حصار بشکن
در این حصار جادویی روزگار بشکن”
―
محمدرضا شفیعی کدکنی
9 likes
like
#11
“وقتي که با تو به رقص برمي خيزم
پاهايم سنبله هاي گندم مي شوند
و گيسوانم
طولاني ترين رودخانه ي جهان”
―
سعاد الصباح
tags:
سعاد-الصباح
7 likes
like
#12
“بعضی ترانهها را
می توان
بارها و بارها
گوش داد
بعضی انسانها را
میتوان
بارها و بارها
دوست داشت ..”
―
ایلهان برک
64 likes
like
#13
“در آغوش من خفتهای
میبینم که خفتهای
خدا میآید و میگوید:
داری چکار میکنی؟
بهش میخندم و میگویم:
دیدی باز نفهمیدی که ما دو نفریم؟
به نگاهت راضیام
به صدات
به بودنت
آنقدر راضیام
که تکههای خوشبختیام را
پیدا میکنم؛
یک سنجاق سر
یک دگمه
یک آینه
یک پنجره
و یک مرد
که در آغوش تو
خواب تو را میبیند...”
―
عباس معروفی
tags:
عباس-معروفی
19 likes
like
#14
“پرسید مگر تو کی هستی؟
-برای جهان هیچم اما برای خود همه چیز”
―
میگل د اونا مونو
28 likes
like
#15
“آدمها میآیند
زندگی میکنند
میمیرند
و میروند
اما
فاجعهی زندگی تو
آن هنگام آغاز میشود
که آدمی میميرد
اما
نمیرود
میماند
و نبودنش در بودن تو
چنان ته نشین میشود
که تو میمیری در حالی که زندهای
و او زنده میشود در حالی که مرده است
از مزار که بازگشتی
قبرستان را به خانه نیاور”
―
آزاده طاهايي / Azadeh Tahaei
194 likes
like
#16
“فصل عوض میشود
جای آلو را
خرمالو میگیرد
جای دلتنگی را
دلتنگی”
―
علیرضا روشن
146 likes
like
#17
“داروگ
خشک آمد کشتگاه ِ من
در جوار ِ کشت ِ همسايه .
گرچه میگويند : « میگريند روی ِ ساحل ِ نزديک
سوکواران در ميان ِ سوکواران . »
قاصد ِ روزان ِ ابری ، داروگ ! [1] کی میرسد باران ؟
بر بساطی که بساطی نيست ،
در درون ِ کومهی ِ تاريک ِ من که ذرّهای با آن نشاطی نيست
و جدار ِ دندههای ِ نی به ديوار ِ اتاقم دارد از خشکيش میترکد
- چون دل ِ ياران که در هجران ِ ياران –
قاصد ِ روزان ِ ابری ، داروگ ! کی میرسد باران ؟”
―
Nima Yushij
tags:
poem
28 likes
like
#18
“تورا من چشم درراهم شباهنگام...
تورا من چشم درراهم شباهنگام/ که میگیرند درشاخ "تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی/وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛/تورامن چشم درراهم/
شباهنگام، درآن دم، که برجا، دره ها چون مرده ماران خفتگان اند؛/درآن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سروکوهی دام،/گرَم یادآوری یانه، من ازیادت نمی کاهم؛/ تورا من چشم درراهم.
علی اسفندیاری(نیما یوشیج)”
―
نیما یوشیج
tags:
poem
19 likes
like
#19
“
نفسم گرفت ازين شب در اين حصار بشكن
در اين حصار جادويي روزگار بشكن
چو شقايق از دل سنگ برآر رايت خون
به جنون صلابت صخره ي كوهسار بشكن
تو كه ترجمان صبحي به ترنم و ترانه
لب زخم ديده بگشا صف انتظار بشكن
... سر آن ندارد امشب كه برآيد آفتابي؟
تو خود آفتاب خود باش و طلسم كار بشكن
بسراي تا كه هستي كه سرودن است بودن
به ترنمي دژ وحشت اين ديار بشكن
شب غارت تتاران همه سو فكنده سايه
تو به آذرخشي اين سايه ي ديوسار بشكن
ز برون كسي نيايد چو به ياري تو اينجا
تو ز خويشتن برون آ سپه تتار بشكن
”
―
محمدرضا شفیعی کدکنی
142 likes
like
#20
“طفلی به نام شادی، دیریست گم شده ست/ با چشم های روشن براق/ با گیسویی بلند به بالای آرزو/ هر کس ازو نشانی دارد ما را کند خبر/ این هم نشان ما :/ یک سو خلیج فارس / سوی دگر خزر”
―
محمد رضا شفیعی کدکنی
138 likes
like
#21
“Just because you're paranoid doesn't mean they aren't after you.”
―
Joseph Heller,
Catch-22
tags:
misattributed-kurt-cobain
3320 likes
like
#22
“بافنده ای تا روز مرگ
فرش بافت،گل بافت
اما وقتی مُرد؛
نه فرشی برای خود داشت
و نه دستی(فردی) که گلی بر گورش بگذارد”
―
شیرکو بیکس
13 likes
like
#23
“... و گفت : به صحرا شدم عشق باریده بود و زمین تر شده بود. چنانکه پای مرد به گلزار فرو شود، پای من به عشق فرو می شد.
{ذکر بایزید بسطامی - تذکره الاولیا}”
―
عطار نیشابوری
26 likes
like
#24
“آخرین برگ سفرنامه باران این است،
که زمین چرکین است...”
―
محمدرضا شفیعی کدکنی
60 likes
like
#25
“یک مرد و یک زن
که هرگز همدیگر را ندیده اند
و بسیار دور از هم
در شهر های مختلف زندگی می کنند
یک روز
همان صفحه از همان کتاب را
هم زمان
دقیقاً
در دومین ثانیه ی
اولین دقیقه ی
آخرین ساعت خود
می خوانند”
―
ژاک پرور
66 likes
like
#26
“لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام ، مستم
باز می لرزد ، دلم ، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ
های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست
و آبرویم را نریزی ، دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است”
―
مهدی اخوان ثالث / Mehdi Akhavan Sales
342 likes
like
#27
“انسان خلاصه ای از آنچه داشته نیست بلکه خلاصه ای است از آنچه هنوز به آن نرسیده خلاصه ای از آنچه میتواند داشته باشد”
―
سارتر
56 likes
like
#28
“You only live once, but if you do it right, once is enough.”
―
Mae West
tags:
humor
,
life
119123 likes
like
#29
“،در سرزمینِ من
،روزنامه لال به دنیا می آید
رادیو کر
...و تلویزیون کور
و کسانی که طالبِ سالم زاده شدنِ این همه باشند را
،لال می کنند و می کشند
،کر می کنند و می کشند
...کور می کنند و می کشند
.در سرزمینِ من
!آه ! سرزمینِ من”
―
شیرکو بیکس
30 likes
like
#30
“با لبخند
نشانی خانه ی تو را می خواستم
همسایه ها می گفتند سالها پیش
به دریا رفت
کسی دیگر از او
خبر نداد
به خانه ی تو
نزدیک می شوم
تو را صدا می کنم
در خانه را می زنم
باران می بارد
هنوز
باران می بارد”
―
Ahmadreza Ahmadi
96 likes
« previous
1
2
next »
All Quotes
Tags From Negar’s Quotes
ابراهیم-در-آتش
شاملو
شبانه
the-catcher-in-rye
ناتوردشت
life
planets
space-travel
سعاد-الصباح
عباس-معروفی
poem
misattributed-kurt-cobain
humor
Welcome back. Just a moment while we sign you in to your Goodreads account.