Zohre > Zohre's Quotes

Showing 1-23 of 23
sort by

  • #1
    شهریار
    “آمـدي، جـانم به قـربانت ولي حالا چـــــرا ……….. بي‌وفـــــا حالا كه من افـــتاده‌ام از پا چــرا
    نوشــدارويي و بعد از مرگ سـهراب آمدي ……….. سنگدل، اين زودتر مي‌خواستي حالا چرا
    عـمر ما را مهلت امـروز و فرداي تو نيست ……….. من كه يك امــــروز مـــهمان توام، فردا چرا
    نازنينــــــا ما به ناز تو جــــــــواني داده‌ايم ……….. ديگر اكـــنون با جـــوانان ناز كن با ما چــرا
    وه كه با اين عـــمرهاي كوته بي‌اعــــــتبار ……….. اينهمه غافل‌شدن از چون مني شيدا چرا
    شور‌فرهادم به‌پرسش سربه‌زير افكنده‌بود ……….. اي لب شـــيرين جواب تلخ سر بالا چـــــرا
    اي‌شب‌هجران‌كه‌يكدم‌درتوچشم‌من‌نخفت ……….. اين قــــدر با بخت خواب آلود من، لا لا چرا
    آسمان ‌چون‌جمع‌مشتاقان‌پريشان‌مي‌كند ……….. در شـــگفتم من نمي‌پاشد ز هم دنيا چرا
    درخــزان هجر گل اي بلـبل طبع حـــــــزين ……….. خاموشي شرط وفاداري بود، غـــــوغا چرا
    شــــهريارا بي‌حبيب خود نمي‌كري ســفر ……….. اين ســـــفر راه قيامت مي‌روي، تنها چــرا

    شهریار

  • #2
    شهریار
    “ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی/ تو بمان و دگران،وای به حال دگرا”
    شهریار

  • #3
    شمس لنگرودی
    “اشتیاق مرا به تو شیری می داند
    که دندانش را در سایه خلال می کند
    و از گوشه ی چشمش
    کنام تو را می پاید”
    شمس لنگرودی, می‌ميرم به جرم آن‌که هنوز زنده بودم

  • #4
    شمس لنگرودی
    “موریانه ای که به خوردن خانه اش مشغول است
    نامش انزواست.”
    شمس لنگرودی, می‌ميرم به جرم آن‌که هنوز زنده بودم

  • #5
    “آدم‌ها می‌آیند
    زندگی می‌کنند
    می‌میرند
    و می‌روند
    اما
    فاجعه‌ی زندگی تو
    آن هنگام آغاز می‌شود
    که آدمی می‌ميرد
    اما
    نمی‌رود
    می‌ماند
    و نبودنش در بودن تو
    چنان ته ‌نشین می‌شود
    که تو می‌میری در حالی که زنده­‌ای
    و او زنده می‌شود در حالی که مرده است

    از مزار که بازگشتی
    قبرستان را به خانه نیاور”
    آزاده طاهايي / Azadeh Tahaei

  • #6
    Paul Laurence Dunbar

    روح روز تابستانی و
    نفسِ گل سرخی،
    تابستان اما سپری شده است و
    موسم گل‌ به آخر رسیده است

    کجا رفته‌اند؟
    که می‌داند، که می‌داند.

    خون قلب منی و
    جان آرامشی.
    قلب من امّا سرد است و
    جانم به سیاهی در نشسته است.

    کجایی تو ای یار؟
    که می‌داند، که می‌داند.

    امید سالیان منی و
    آفتاب برف‌های زمستانم.
    سال‌ها اما
    زیر آسمانی ابر اندود به پایان رسیده است.

    کجا یکدیگر را باز خواهیم یافت؟
    که می‌داند، که می‌داند

    Paul Laurence Dunbar, Lyrics of Lowly Life
    tags: lyric

  • #7
    بهمن فرسی
    “ما برهنه شدیم و آغـاز کردیم. میانِ من و تو وقتی برهنه نیستیم همه‌چیز ساکن است. وقتی برهنه آغـاز می‌کنیم، بعداً می‌توانیم پوشاننده‌ترین پوشاکمان را بپوشیم و مطمئن باشیم که جریان برقرار است و همه‌چیز ادامه دارد. دیگران دو اشکال دارند. آن‌ها پوشیده آغـاز می‌کنند، سال‌ها پوشیده ادامه می‌دهند، و همین که برهنه می‌شوند همه‌چیز تمام می‌شود. یا این که برهنه آغـاز می‌کنند، امّا آغـازی میانشان روی نمی‌دهد. آن وقت هر کس لباس خودش را می‌پوشد و هر کدام به راه خود می‌روند”
    بهمن فرسی

  • #8
    George Sand
    “There is only one happiness in life, to love and be loved.

    (Il n'y a qu'un bonheur dans la vie, c'est d'aimer et d'être aimé.)”
    George Sand
    tags: love

  • #9
    احمد شاملو
    “گر بدينسان زيست بايد پست
    من چه بي‌شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوايي نياويزم
    بر بلند كاج خشك كوچهء بن‌بست من

    گر بدينسان زيست بايد پاك
    من چه ناپاكم اگر ننشانم از ايمان خود، چون كوه
    يادگاري جاودانه، بر تراز بي‌بقاي خاك.”
    احمد شاملو_ahmad shamlou, هوای تازه

  • #10
    Albert Camus
    “Don’t walk in front of me… I may not follow
    Don’t walk behind me… I may not lead
    Walk beside me… just be my friend”
    Albert Camus

  • #11
    Elie Wiesel
    “The opposite of love is not hate, it's indifference. The opposite of art is not ugliness, it's indifference. The opposite of faith is not heresy, it's indifference. And the opposite of life is not death, it's indifference.”
    Elie Wiesel

  • #12
    Federico García Lorca
    “درون هر چيزي رازي است و شعر، راز تمام چيزهاست”
    فدریکو گارسیا لورکا

  • #13
    Franz Kafka
    “They say ignorance is bliss.... they're wrong ”
    Franz Kafka

  • #14
    Bernard M. Baruch
    “Be who you are and say what you feel, because those who mind don't matter, and those who matter don't mind.”
    Bernard M. Baruch

  • #15
    گروس عبدالملکیان
    “مگر چند بار به دنیا می آییم
    که این همه می میریم ؟!”
    گروس عبدالملکیان

  • #16
    عباس معروفی
    “شصت سال به عقب برگرد و بيا پيش من ، قول مي دهم كه هر دو از سرگرداني نجات پيدا كنيم و حتي براي دقيقه اي معناي زندگي را بفهميم”
    عباس معروفی

  • #17
    “يك اتاق مرا از حركت بازداشته است

    مرد معلق”
    سال بلو

  • #18
    گروس عبدالملکیان
    “به شانه ام زده ای
    که تنهایی ام را تکانده باشی
    به چه دلخوش کرده ای؟

    تکاندن برف از شانه های آدم برفی؟”
    گروس عبدالملکیان

  • #19
    مهدی اخوان ثالث
    “قاصدک! هان، چه خبر آوردي؟
    از کجا، وز که خبر آوردي؟
    خوش خبر باشي، امّا، امّا
    گرد بام و در من
    بي ثمر مي گردي.
    انتظار خبري نيست مرا
    نه زياري نه ز ديّاري ، باري،
    برو آنجا که بود چشمي و گوشي با کس،
    برو آنجا که ترا منتظرند.
    قاصدک!
    در دل من همه کورند و کرند.
    دست بردار از اين در وطن خويش غريب.
    قاصدک تجربه هاي همه تلخ،
    با دلم مي گويد
    که دروغي تو، دروغ
    که فريبي تو، فريب.
    قاصدک! هان، ولي ...
    راستي آيا رفتي با باد؟
    با توام، آي کجا رفتي؟ آي...!
    راستي آيا جايي خبري هست هنوز؟
    مانده خاکستر گرمي، جايي؟
    در اجاقي- طمع شعله نمي بندم - اندک شرري هست هنوز؟
    قاصدک!
    ابرهاي همه عالم شب و روز
    در دلم مي گريند ...”
    مهدی اخوانِ ثالث

  • #20
    سیدمهدی شجاعی
    “مردم همه گوسفندند و ما چوپان:
    حواستان باشد!بزرگترین اشتباه در حکومت بها دادن به مردم یاارزش قائل شدن به مردم است.شما مطمئن باشیدکه اگر برای مردم ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید نمی توانید بر آنها حکومت کنید.
    بهای مردم را شمامعین می کنید نه خودشان.اگر شما بر مردم قیمت نگذارید,آنها قیمتی بر خودشان می گذارند که هیچ جور نمی توانید بخریدوتازه اینکه من گفتم بالاترین قیمت است قیمت آدمهای اندیشمند و چاق و چله.قیمت بقیه مردم حداکثر در حدپشکل گوسفند است نه بیشتر.
    نتیجه اینکه:
    مردم را هر جور بار بیاوریدبار می آینداگر به آنها احترام بگذاریدفکر می کنند شما موظفید به آنها احترام بگذارید اگر به آنها توضیح دهیدگمان می کنند شما موظف به توضیح دادنید
    در حالیکه همه بارها این جمله را از دهان خود من شنیده اینکه:
    ما در مقابل هیچ کس ملزم به پاسخگویی یا توضیح دادن چی ؟
    -نیستیم
    اگر شما این اصل گوسفند بودن مردم رادرست بفهمید بقیه شیوه هاو سیاست ها و روش های حکومت داری مرا به خوبی درک می کنید و الا نمی کنیدو اگر نکنید همینطور گوساله می مانید و هیچ وقت گاو نمیشوید.”
    سید مهدی شجاعی, دموکراسی یا دموقراضه

  • #21
    Garrison Keillor
    “Anyone who thinks sitting in church can make you a Christian must also think that sitting in a garage can make you a car.”
    Garrison Keillor

  • #22
    Mario Puzo
    “What is past is past. never go back. Not for excuses. Not for justification, not for happiness. You are what you are, the world is what it is.”
    Mario Puzo, The Last Don

  • #23
    Sadegh Hedayat
    “آنچه زندگانی را زهرآلود می کند جنگ برای زندگی نیست، بلکه کشمکش سر چیزهای پوچ و بیهوده است.”
    صادق هدایت / Sadegh Hedayat



Rss