سرخوش از غمی که هرکجا پنهان Quotes

Rate this book
Clear rating
سرخوش از غمی که هرکجا پنهان سرخوش از غمی که هرکجا پنهان by فیروز ناجی
19 ratings, 3.26 average rating, 6 reviews
سرخوش از غمی که هرکجا پنهان Quotes Showing 1-1 of 1
“در غبارِ روزها دست‌هام می‌تراود و می‌گذرد، همچنان که زنی می‌خواند حوالی‌ی میزهای عاطلِ ساحل؛ پرندگان در گودی‌ی دست‌هام می‌افتند، بی که بدانم راهم همیشه مسیری نمناک داشته‌ست.
بانوان گرامی، آواتان می‌آید و، در شیارهای خاموش درخت، پسِ شعله‌ها می‌گردد و بالا می‌رود. گویی فرشته‌های ناپیدای شبید در انحنای گلو، و با سنبله‌ها خمیده در باد، می‌چرید در سواحل نیلی‌ی کوه..
پس بگذریم از شما بانوان، که آب‌های سرد مجالِ تماشا نمی‌دهند. بر پُشته‌ها بخرامید و بر ابرها شنا گیرید آرام آرام. پی‌تان، سفینه‌ها به آب خواهیم داد. و اکنون دنیایی سیاه، خفته در تهِ ماه: برخاسته‌ام نوشابه‌های گرم سر کِشم، سرخوش از غمی که هرکجا پنهان..

فیروز ناجی/ سرخوش از غمی کچا پنهان
روی 105”
فیروز ناجی, سرخوش از غمی که هرکجا پنهان