اطاق آبی Quotes

Rate this book
Clear rating
اطاق آبی اطاق آبی by Sohrab Sepehri
944 ratings, 3.79 average rating, 58 reviews
اطاق آبی Quotes Showing 1-3 of 3
“مار با یک ضربه نی می میرد. اگر ضربه دوم را بزنی جان می گیرد. دلیلش چیزی نیست مگر تناسبی که اعداد میان خود دارند.”
سهراب سپهری, اطاق آبی، به همراه دو نوشته ی دیگر
“جای من نزدیک معلم بود. پشت میزش نشسته بود و ذکر میکرد. وجودش بطلان ذکر بود. آدمی بی رویا بود. پیدا بود زنجره را نمیفهمد، خطمی را نمیشناسد و قصه بلد نیست. میشد گفت هیچ وقت پرپرچه نداشته است. در حضور او خیالات من چروک میخورد. وقتی وارد کلاس میشد ما از اوج خیال میافتادیم. در تن خود حاضر میشدیم. پرهای ما ریخته بود. انگار سرنگون بودیم.”
Sohrab Sepehri, اطاق آبی
“خطاط امروز، خط نویس است. خوش نویس نیست. خوش نویس دیروز مجذوب و اهل حال بود. فانی و درویش بود. از خود گذشته بود. زمانه ی ما درویش ندارد. فانی که هیچ. خوش نویس دیروز از یار و خویش و رفیق میبرید. و گوشه ی انزوا نشیمن میکرد. و چون آشنای دل بود، میدانست که صفای خط از صفای دل است. پس با نفس بد جدل میکرد. خط نویس امروز طاقت محنت ندارد. با خوش نویس دیروز شق به مشق بود. و این شوق آنقدر بود که شبهای تابستان از اول شب تا صباح در مهتاب نشسته مشق جلی میکرد. خط نویس این روزگار را ریاضت برازنده نیست.”
Sohrab Sepehri, اطاق آبی