Find & Share Quotes with Friends

 

 (?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)

“جای من نزدیک معلم بود. پشت میزش نشسته بود و ذکر میکرد. وجودش بطلان ذکر بود. آدمی بی رویا بود. پیدا بود زنجره را نمیفهمد، خطمی را نمیشناسد و قصه بلد نیست. میشد گفت هیچ وقت پرپرچه نداشته است. در حضور او خیالات من چروک میخورد. وقتی وارد کلاس میشد ما از اوج خیال میافتادیم. در تن خود حاضر میشدیم. پرهای ما ریخته بود. انگار سرنگون بودیم.”

Sohrab Sepehri, اطاق آبی
Read more quotes from سهراب سپهری


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

0 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!


This Quote Is From

اطاق آبی اطاق آبی by سهراب سپهری
945 ratings, average rating, 60 reviews

Browse By Tag