ıšϯʌɾ Ƙᴜšʌᴎı

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about ıšϯʌɾ.

https://twitter.com/nawzandiq
https://www.goodreads.com/nawzandiq

Tanakh: The Holy ...
Rate this book
Clear rating

 
Loading...
باقر مؤمنی
“چهار نفر نبودند که راجع به این مسائل نقد بنویسند که اقلّاً جامعۀ خوانندگان بفهمند که هنر چیست؟ یا حتّی جرئتش را بکنند؛ یا حتّی هیچ‌کس در این دوران جرئتش را نمی‌کرده که بگوید "صمد" [بهرنگی] هنرمند نیست. آن‌وقت تو این را رشد و تکامل می‌دانی! جامعه‌ای که جرئت نمی‌کند که بگوید "صمد" و "[فریدون] تنکابنی" قصّه‌نویس نیستند، چرا که گفتن این حرف کفر عظیمی است؛ برای اینکه جامعۀ ایرانی طردش می‌کند.”
باقر مؤمنی, گفت و شنود

محمود دولت‌آبادی
“محمود دولت‌آبادی (خطاب به بزرگ علوی): تفاوت عظیمی بین روابط هنری در خطّ اصلیش بین هنرمندان دورۀ شما –مثلاً سالهای 30 و 32– و الأن وجود دارد. آن تفاوت این است که حتّی اجتماعی‌ترین هنرمندان ما کارشان را تنها انجام می‌دهند. شما قبلاً در حرف‌هایتان گفتید که ما جمع می‌شدیم و از روابط خودتان با "هدایت" صحبت کردید. امّا در اینجا، همه و ما و مثلاً "احمد محمود" که یکی از برجسته‌ترین هنرمندان و نویسندگان سالهای بعد از 32 است، تا امروز به‌تنهایی کار کرده است؛ دقیقاً به‌تنهایی. منظورم این است که خفقانی را که "مؤمنی" بدان اشاره کرد، در اینجا بسیار ملموس است. فکر نمی‌کنم که «همسایه‌ها» را قبل از انتشارس غیر از آقای "[ابراهیم] یونسی" کس دیگری خوانده باشد. این خفقان مانع از بوجودآمدن ارتباط سالم بین نویسندگان شده؛ مثلاً من دلم می‌خواسته که با دل سیر "احمد محمود" را ببینم، ولی تا حالا نتوانسته‌ایم حتّی نیم‌ساعت باهم حرف بزنیم. اینهاست اثرات عجیب و غم‌انگیز و وحشتناک خفقان. ولی وقتیکه می‌گویند "بزرگ علوی"، خواهی‌نخواهی "صادق هدایت" و "[مسعود] فرزاد" و بقیه، یعنی اجتماع هنرمندان در یک عصر به ذهن می‌آیند. درحالیکه الأن اگر بگویند "احمد محمود"، یک نفر را می‌بینید که در گوشه‌ای ایستاده و کاری انجام می‌دهد. این جنبۀ روانی فشار شرایط است.”
محمود دولت‌آبادی, گفت و شنود

“بالأخره نویسنده هم یک سهم و مسئولیتی دارد. من فکر می‌کنم که نباید تمامی گناه را به گردن اختناق بیندازیم و آن را عامل کشنده‌ی خلاقیت و تولید هنری بدانیم. چرا که اشکالی هم در خود هنرمندان و نویسندگان وجود داشته است. در اینها، آن انرژی لازم، آن اجتهاد، آن ایمان لازم در اینکه خودشان را وقف هنرشان بکنند وجود نداشته است. اینها سطح توقعاتشان از نقش هنرمند خیلی محدود بوده است. درصورتیکه یک نویسنده و هنرمند واقعی می‌تواند بخاطر نقش ویژه‌ی هنر، خودش را هم قربانی کند.”
محسن یلفانی, گفت و شنود

بزرگ علوی
“من در «گیله‌مرد» می‌خواستم که فئودالیسم را مطرح کنم؛ و مالک را که همه‌کاره است و ژاندارم که آلت‌دست مالک است. قدرت در دست مالک است. در اینجا یک نفر روستایی قیام می‌کند و یک نفر می‌کشد و طبیعی است که این آدم مبارزه می‌کند ولی نمی‌تواند فاتح شود و تا موقعی که فئودالیسم وجود دارد و تا موقعی که ژاندارم و مالک باهم همکاری می‌کنند نمی‌تواند پیروز شود.”
بزرگ علوی, گفت و شنود

بزرگ علوی
“بعلّت علاقه، هر قصّه‌ای را که جنبۀ انتقادی داشت در کتاب «تاریخ ادبیات ایران» چاپ می‌کردم. حتّی «در نیمه‌راه بهشتِ» "سعید نفیسی" را هم ترجمه کردم. درصورتیکه به‌نظر من این کار ازلحاظ ادبی یک پول سیاه هم ارزش نداشت و حتّی "مهدی سهیلی" هم این کار را کرده بود. من عقیده‌ام را راجع به "نفیسی" نوشتم و نمی‌دانستم که به او اینقدر برخورد. بلافاصله "نفیسی" هم برداشت نوشت که "علوی" اصلاً نویسنده نیست و کارهایش یک پول سیاه هم ارزش ندارد!”
بزرگ علوی, گفت و شنود

year in books

ıšϯʌɾ hasn't connected with her friends on Goodreads, yet.




Polls voted on by ıšϯʌɾ

Lists liked by ıšϯʌɾ