“هلیا! احساس رقابت، احساس حقارت است. بگذار که هزار تیرانداز به روی یک پرنده تیر بیندازند. من از آنکه دو انگشت بر او باشد، انگشت بر میدارم. بگذار آنچه از دست رفتنیست از دست برود.”
― بار دیگر شهری که دوست میداشتم
― بار دیگر شهری که دوست میداشتم
“کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی؟”
―
کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی؟”
―
“دریغ مدت عمرم که بر امید وصال, به سر رسید و نیامد به سر زمان فراق,
چگونه باز کنم بال در هوای وصال, که ریخت مرغ دلم پر در آشیان فرق,
بسی نماند که کشتی عمر غرقه شود, ز موج شوق تو در بحر بیکران فراق,”
― غزليات حافظ شيرازي
چگونه باز کنم بال در هوای وصال, که ریخت مرغ دلم پر در آشیان فرق,
بسی نماند که کشتی عمر غرقه شود, ز موج شوق تو در بحر بیکران فراق,”
― غزليات حافظ شيرازي
كافه شعر
— 441 members
— last activity Apr 08, 2025 04:46AM
براي شعر و ادبيات؛ مكثي به اندازه نوشيدن يك فنجان قهوه
اومید’s 2025 Year in Books
Take a look at اومید’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by اومید
Lists liked by اومید

















