Nasrin

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Nasrin.


Self-Therapy: A S...
Rate this book
Clear rating

 
Loading...
احمد شاملو
“چه بی‌تابانه می‌خواهمت ای دوری‌ات آزمونِ تلخِ زنده‌به‌گوری!
چه بی‌تابانه تو را طلب می‌کنم!

بر پُشتِ سمندی
گویی
نوزین
که قرارش نیست.
و فاصله
تجربه‌یی بیهوده است.

بوی پیرهنت،
این‌جا
و اکنون.

کوه‌ها در فاصله
سردند.
دست
در کوچه و بستر
حضورِ مأنوسِ دستِ تو را می‌جوید،
و به راه اندیشیدن
یأس را
رَج می‌زند.

بی‌نجوای انگشتانت
فقط.
و جهان از هر سلامی خالی‌ست”
احمد شاملو / Ahmad Shamlou

گراناز موسوی
“پرندگان پشت بام را دوست دارم
دانه هايی را که هر روز برايشان ميريزم

در ميان آنها
يک پرنده ی بی معرفت هست
که مي دانم روزی به آسمان خواهد رفت
و بر نمي گردد.

من او را بيشتر دوست دارم



گراناز موسوی / Granaz Moussavi

Paul Éluard
“روی دفترهایم،
روی میز تحریرم،روی درختان،
روی ماسه،روی برف، نام تو را می نویسم.
روی همه ی صفحه های خوانده شده،
روی صفحه های سفید،
روی سنگ و خون و کاغذ یا خاکستر، نام تو را می نویسم.
روی جنگل و کویر،
بر آشیانه ها و گل های طاووسی نام تو را می نویسم.
روی همه ی تکه پاره های آسمان لاجوردی،
روی مرداب،این آفتاب پوسیده،
روی رودخانه،این ماه زنده، نام تو را می نویسم.
و به نیروی یک واژه،
زندگی را از سر می گیرم،
من برای شناختن و نامیدن تو،
پا به جهان گذاشته ام ای آزادی!”
Paul Éluard

فریدون مشیری
“اگر در کهکشانی دور
دلی یک لحظه در صد سال
یاد من کند
بی شک
دل من در تمام لحظه های عمر
به یادش می تپد پرشور”
فریدون مشیری

احمد شاملو
“در تمام ِ شب چراغی نیست.
در تمام ِ شهر
نیست یک فریاد.

ای خداوندان ِ خوف‌انگیز ِ شب ‌پیمان ِ ظلمت‌دوست!
تا نه من فانوس ِ شیطان را بیاویزم
در رواق ِ هر شکنجه‌گاه ِ پنهانيی ِ این فردوس ِ ظلم‌آئین،
تا نه این شب‌های ِ بی‌پایان ِ جاویدان ِ افسون ‌پایه‌تان را من
به فروغ ِ صدهزاران آفتاب ِ جاودانی‌تر کنم نفرین،
ظلمت‌آباد ِ بهشت ِ گند ِتان را، در به روی ِ من
بازنگشائید!

در تمام ِ شب چراغی نیست
در تمام ِ روز
نیست یک فریاد.

چون شبان ِ بی‌ستاره قلب ِ من تنهاست.
تا ندانند از چه می‌سوزم من، از نخوت زبان‌ام در دهان بسته‌ست.
راه ِ من پیداست.
پای ِ من خسته‌ست.
پهلوانی خسته را مانم که می‌گوید سرود ِ کهنه‌ی ِ فتحی قدیمی را.

با تن ِ بشکسته‌اش،
تنها

زخم ِ پُردردی به جا مانده‌ست از شمشیر و، دردی جان‌گزای از خشم
اشک، می‌جوشاندش در چشم ِ خونین داستان ِ درد
خشم ِ خونین، اشک می‌خشکاندش در چشم.
در شب ِ بی‌صبح ِ خود تنهاست.

از درون بر خود خمیده، در بیابانی که بر هر سوی ِ آن خوفی نهاده دام
دردناک و خشم‌ناک از رنج ِ زخم و نخوت ِ خود می‌زند فریاد


در تمام ِ شب چراغی نیست

در تمام ِ دشت
نیست یک فریاد...


ای خداوندان ِ ظلمت‌شاد!
از بهشت ِ گند ِتان، ما را
جاودانه بی‌نصیبی باد!


باد تا فانوس ِ شیطان را برآویزم
در رواق ِ هر شکنجه‌گاه ِ این فردوس ِ ظلم‌آئین!


باد تا شب‌های ِ افسون‌مایه‌تان را من

به فروغ ِ صدهزاران آفتاب ِ جاودانی‌تر کنم نفرین”
احمد شاملو

21368 Dandelion - قاصدک — 362 members — last activity Aug 11, 2025 04:23AM
جغرافیای ِ کوچک من بازوان توست ای کاش تنگ تر شود این سرزمین من
5085 داستان كوتاه — 3329 members — last activity Aug 13, 2025 09:15AM
گروهي براي علاقمندان به داستان كوتاه اينجا گرد هم اومديم تا داستان بخونيم ، داستان بنويسيم ، با هم حرف بزنيم و حداقل چند دقيقه دلمشغولي هاي بي انتها ...more
4626 داستان هاي كوتاه طنز — 298 members — last activity Apr 11, 2018 12:24AM
براي علاقمندان داستان هاي طنز ايراني و خارجي طنز یعنی قاقاه گریستن و زار زار خندیدن
6471 Anahita — 135 members — last activity Feb 03, 2015 11:14AM
Woman's traits and relations {Anahita "meaning unstained, clean and innocent" is Goddess of water,fertility, greens and plants.She is the deification ...more
7782 هوشنگ ابتهاج — 95 members — last activity Mar 26, 2011 10:06AM
بسترم صدف خالي يك تنهايي ست و تو چون مرواريد گردن آويز كسان دگري
More of Nasrin’s groups…
year in books
Shahria...
351 books | 125 friends

فرآمرز
1,569 books | 115 friends

Behnam M
330 books | 454 friends

Jalil
478 books | 890 friends

Ashkan ...
510 books | 273 friends

Hossein...
135 books | 69 friends

elham
337 books | 227 friends

شیدا
418 books | 34 friends

More friends…



Polls voted on by Nasrin

Lists liked by Nasrin