“آنچه ديگران گرسنگی مینامند
سير میکند مرا
آنچه ديگران شوربختی مینامند
خوشبخت میکند مرا
من گُل نيستم
خزه نيستم
گُلسنگم من
هزار سال دامنِ سنگی گرفته بهدست
من میخواهم درخت باشم
میخواهم عمری دراز
ريشههای تو را احساس کنم
و روز و شب از تو بنوشم
من میخواهم انسان باشم
و زندگی کنم بهسانِ يک انسان
و بميرم بهسانِ يک انسان
آه دوستت دارم
”
―
سير میکند مرا
آنچه ديگران شوربختی مینامند
خوشبخت میکند مرا
من گُل نيستم
خزه نيستم
گُلسنگم من
هزار سال دامنِ سنگی گرفته بهدست
من میخواهم درخت باشم
میخواهم عمری دراز
ريشههای تو را احساس کنم
و روز و شب از تو بنوشم
من میخواهم انسان باشم
و زندگی کنم بهسانِ يک انسان
و بميرم بهسانِ يک انسان
آه دوستت دارم
”
―
“Humans hardly know what they want, how they want it, or when they want it.”
― The Four Agreements: A Practical Guide to Personal Freedom
― The Four Agreements: A Practical Guide to Personal Freedom
“کبریت زدم
تو برای این روشنایی محدود گریستی
سراپا در باد ایستادم
من فقط یک نفرم
اما اکنون هزاران پرنده را در باد به یغما می برند
از مهتاب که به خانه باز گردم
آهن ها زنگ خورده اند
شاعران نشانه ی باد را گم کرده اند
زنبوران عسل را فراموش کرده اند
افق بی روشنایی، در دستان تو نازنین
جان می بازد
من گل سرخ بودم
که سراسر مهتاب را شکستم
راه برای شاعران سالخورده هموار بود
من شاعر جوان
مردمکان چشمانم را رها می کردم
که شهر را از دور ببینم
دیده بودم
تصویری از عشق ندارم
شب به خیر”
―
تو برای این روشنایی محدود گریستی
سراپا در باد ایستادم
من فقط یک نفرم
اما اکنون هزاران پرنده را در باد به یغما می برند
از مهتاب که به خانه باز گردم
آهن ها زنگ خورده اند
شاعران نشانه ی باد را گم کرده اند
زنبوران عسل را فراموش کرده اند
افق بی روشنایی، در دستان تو نازنین
جان می بازد
من گل سرخ بودم
که سراسر مهتاب را شکستم
راه برای شاعران سالخورده هموار بود
من شاعر جوان
مردمکان چشمانم را رها می کردم
که شهر را از دور ببینم
دیده بودم
تصویری از عشق ندارم
شب به خیر”
―
“قلب تو هوا را گرم کرد
در هوای گرم
عشق ما تعارف پنیر بود و
قناعت به نگاه در چاه آب.
مردم که در گرما
از باران آمدند
گفتی از اتاق بروند
چراغ بگذارند.
من تو را دوست دارم”
―
در هوای گرم
عشق ما تعارف پنیر بود و
قناعت به نگاه در چاه آب.
مردم که در گرما
از باران آمدند
گفتی از اتاق بروند
چراغ بگذارند.
من تو را دوست دارم”
―
“We are so well trained that we are our own domesticator. We are an autodomesticated animal. We can now domesticate ourselves according to the same belief system we were given, and using the same system of punishment and reward. We punish ourselves when we don't follow the rules according to our belief system; we reward ourselves when we are the "good boy" or "good girl".”
― The Four Agreements: A Practical Guide to Personal Freedom
― The Four Agreements: A Practical Guide to Personal Freedom
christian bobin
— 67 members
— last activity Jul 11, 2010 04:58AM
دو هزار سال تنها بودم تمام دوران کودکی ام را هیچ کس مسئول این تنهایی نیست من سکوت می نوشیدم از آسمان آبی تغذیه می کردم و انتظار می کشیدم
صادق هدایت
— 76 members
— last activity Jan 24, 2010 09:23AM
در زندگی زخمهايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد. اين دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين دردهای ...more
احمد شاملو
— 187 members
— last activity Dec 12, 2010 10:20AM
به جست و جوی تو بر درگاه ِ کوه میگریم در آستانه دریا و علف .... به جستجوی تو در معبر بادها می گریم در چار راه فصول در چار چوب شکسته پنجره ای که آسمان ...more
سیاوش کسرایی
— 41 members
— last activity Oct 03, 2008 03:49AM
شبي مرغ سپيدي مي شوم من گشاده بادبان بال در باد به دريا مي زنم دل را و چون موج به هر ره مي روم آزاد آزاد http://dark-room.blogfa.com/post-19.aspx
shery’s 2025 Year in Books
Take a look at shery’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by shery
Lists liked by shery











































