Hani
https://www.goodreads.com/Hanifjrk
“کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست
با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست
کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر
این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست
ماه من نیست در این قافله راهش ندهید
کاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست
ما هم از آه دل سوختگان بی خبر است
مگر آئینه شوق و دل آگاهش نیست
تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است
خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست
خواهم اندر عقبش رفت و بیاران عزیز
باری این مژده که چاهی بسر راهش نیست
شهریارا عقب قافله کوی امید
گو کسی رو که چو من طالع گمراهش نیست”
― گزیده غزلیات شهریار
با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست
کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر
این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست
ماه من نیست در این قافله راهش ندهید
کاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست
ما هم از آه دل سوختگان بی خبر است
مگر آئینه شوق و دل آگاهش نیست
تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است
خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست
خواهم اندر عقبش رفت و بیاران عزیز
باری این مژده که چاهی بسر راهش نیست
شهریارا عقب قافله کوی امید
گو کسی رو که چو من طالع گمراهش نیست”
― گزیده غزلیات شهریار
“همه ی مردم آنچه را که دوست میدارند میکشند
گروهی با نگاهی سرد یا خشم آلود میکشند
گروهی با چاپلوسی از پا در میآورند.
بزدل ها با بوسه میکشند و دلیران با شمشیر
برخی عشق خود را هنگام جوانی میکشند و برخی در روزگار پیری
گروهی با دست هوس خفهاش میکنند و جمعی دیگر با دست آزمندی
برای عدهای دوران عشق کمتر از آنچه باید دوام می آورد
و برای عدهای دیگر بیشتر از آنچه لازم است عمر میکند.
عده ای عشق خود را میفروشند و افرادی هم عشق میخرند
بعضی هنگام کشتن عشق خود اشک میریزند
و بعضی خاموش میمانند
اما همه اینها همه ی آنچه را که دوست دارند میکشند
اما هیچ کس به مرگ محکوم نمیشود”
― The Ballad of Reading Gaol
گروهی با نگاهی سرد یا خشم آلود میکشند
گروهی با چاپلوسی از پا در میآورند.
بزدل ها با بوسه میکشند و دلیران با شمشیر
برخی عشق خود را هنگام جوانی میکشند و برخی در روزگار پیری
گروهی با دست هوس خفهاش میکنند و جمعی دیگر با دست آزمندی
برای عدهای دوران عشق کمتر از آنچه باید دوام می آورد
و برای عدهای دیگر بیشتر از آنچه لازم است عمر میکند.
عده ای عشق خود را میفروشند و افرادی هم عشق میخرند
بعضی هنگام کشتن عشق خود اشک میریزند
و بعضی خاموش میمانند
اما همه اینها همه ی آنچه را که دوست دارند میکشند
اما هیچ کس به مرگ محکوم نمیشود”
― The Ballad of Reading Gaol
“علم فلسفه بشرط آنکه تنها از یک جانب خاصش مورد نظر قرار نگیرد، بدان کس که اهل ادراک باشد، میآموزد که چسان طبیعت، از عقل الهی و از هنرش ناشی شده و اگر تو فیزیکِ خودت را بدقت بخوانی، بی آنکه صفحات بسیار از آن خوانده باشی درخواهی یافت که هنر و صنعت بشری، همچنانکه شاگرد بدنبال استاد خود میرود، تا آنجا که برایش امکان داشته باشد طبیعت را پیروی میکند، چنانکه هنر شما تقریبا حکم نواده ی خداوند را دارد.”
― Inferno
― Inferno
“آرزویم مردن در صدای تو بود
یا رفتن با صدایت
یا خاموش شدن در صدایت
صدای تو چون باد گذشت
و من به دامن تاریکی آویخته ام”
―
یا رفتن با صدایت
یا خاموش شدن در صدایت
صدای تو چون باد گذشت
و من به دامن تاریکی آویخته ام”
―
“نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هرکه آیینه سازد سکندری داند
نه هرکسی که کله کج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی
وگرنه هرکه تو بینی ستمگری داند
بباختم دل دیوانه و ندانستم
که آدمی بچه یی شیوه پری داند
غلام همت آن رند عاقبت سوزم
که در گدا صفتی کیمیاگری داند
به قد و چهره آن کس که شاه خوبان گشت
جهان بگیرد اگر دادگستری داند
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که دوست خود روش بنده پروری داند
هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
ز شعر دلکش حافظ کسی شود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند”
―
نه هرکه آیینه سازد سکندری داند
نه هرکسی که کله کج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی
وگرنه هرکه تو بینی ستمگری داند
بباختم دل دیوانه و ندانستم
که آدمی بچه یی شیوه پری داند
غلام همت آن رند عاقبت سوزم
که در گدا صفتی کیمیاگری داند
به قد و چهره آن کس که شاه خوبان گشت
جهان بگیرد اگر دادگستری داند
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که دوست خود روش بنده پروری داند
هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
ز شعر دلکش حافظ کسی شود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند”
―
Hani’s 2025 Year in Books
Take a look at Hani’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Polls voted on by Hani
Lists liked by Hani











