“زندگی فرزندان مأموران سیاسی مطلقاً کاری با واقعیات نداشت.در زمینهای تنیس داخل سفارتخانه ها تنیس بازی میکردند و از اعدامها و قحطیها طوری حرف میزدند که انگاری مربوط به سیارات دیگر است.تاریخ در حاشیه زمینهای تنیس وزوز میکرد ولی اجازه ورود نداشت.بار خارجی بودن به قدری سنگین بود که آدم خود را خارج از دنیا احساس میکرد.
آدم حق نداشت با رنج های مردمی که میانشان زندگی میکرد رابطه مستقیم داشته باشد.پیدا شدن چنین رابطهای با موازین نزاکت دیپلماسی مغایر بود.آدم در حالت بیوزنی به سر میبرد و ابراز انزجار یا اظهار عقیده ممنوع بود.آدم وظیفه داشت با کثیفترین رذلی که توانسته بود قدرت را به دست گیرد مؤدب باشد.آدم وظیفه داشت که ناسیونالیسم را «یک مرحله واجب» بشمارد و «حق مسلم ملتها را به اداره امور خود» که در حقیقت جز حق قلدرها به تصاحب و به بردگی کشیدن ملتها از طریق انتخابات قلابی نبود تایید کند”
― خداحافظ گاری کوپر
آدم حق نداشت با رنج های مردمی که میانشان زندگی میکرد رابطه مستقیم داشته باشد.پیدا شدن چنین رابطهای با موازین نزاکت دیپلماسی مغایر بود.آدم در حالت بیوزنی به سر میبرد و ابراز انزجار یا اظهار عقیده ممنوع بود.آدم وظیفه داشت با کثیفترین رذلی که توانسته بود قدرت را به دست گیرد مؤدب باشد.آدم وظیفه داشت که ناسیونالیسم را «یک مرحله واجب» بشمارد و «حق مسلم ملتها را به اداره امور خود» که در حقیقت جز حق قلدرها به تصاحب و به بردگی کشیدن ملتها از طریق انتخابات قلابی نبود تایید کند”
― خداحافظ گاری کوپر
“ترس عجیبی در درون آدم رخنه میکند وقتی بدانی بهترین لحظات زندگیات مال هفده سالگیات بوده، ترسی که همیشه همراه اوست. وقتی داشت بزرگ میشد همه به او میگفتند که در آینده بازیکن حرفهای میشود. او هم اینقد به آنها باور داشت که وقتی اینطور نشد به این معنی گرفت که آنها مقصر هستند، انگار نه انگار که همه چیز تقصیر خودش بود. هر صبح با این حس بیدار میشود که یکی یک زندگی بهتر را از او دزدیده؛ دردی شبحوار و غیر قابل تحمل بین آنچه باید میبود و آنچه هست”
― Beartown
― Beartown
“A stone in the path may have the best intentions, but it must be kicked out of the path, for all that.”
― خرمگس
― خرمگس
“بدین ترتیب من، براس کوباس، قانونی بسیار مهم را کشف کردم،قانون تعادل پنجره ها؛و این اصل را ثابت کردم که راه جبران پنجره بسته باز کردن پنجره دیگر است، تا بدین ترتیب همیشه هوای کافی به وجدان برسد”
― Memórias póstumas de Brás Cubas
― Memórias póstumas de Brás Cubas
“خدای من!، چرا انسان ها دست به چنین کارهایی می زنند.انسان هایی با دو دست، دو پا و یک قلب. انسانهایی که طبیعی به نظر می رسند و روحا مریض نیستند. چه طور عملی که اگر در زمان صلح اتفاق می افتاد، فریاد قضات، روانشناسان و کشیش ها را بلند می کرد، در زمان جنگ برای کسی اهمیتی ندارد. هیج کس، نه قضات و نه روانشناسان و نه کشیش ها. و هیچ کس هم کلمه دیوانگی و قتل را به زبان نمی آورد. انسانها، به ماه می روند، سرطان را معالجه می کنند و به اینکه انسان هستند و درخت یا ماهی نیستند، افتخار می کنند. لحظاتی پیش می آید که من ترجیح می دهم درخت یا ماهی بودم.”
―
―
Niloo’s 2025 Year in Books
Take a look at Niloo’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Polls voted on by Niloo
Lists liked by Niloo




























