(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)

“«یادم میاد تو گفتی سرت درد می‌کنه. بعدش من گفتم یه پیشنهادی دارم و این‌که ماشین رو بزنی کنار.»
«آره. تو گفتی بهترین راه برای بیرون رفتن از یه شرایط پایدارِ ناخواسته، انجام یه کار بی‌ربط در همون شرایطه.»
«و من گفتم تا جایی که می‌تونی روی یه پات وایسی.»
«آره. خودت هم روی یه پات ایستادی. وقتی ازت پرسیدم مگه سر تو هم درد می‌کنه تو جواب دادی که نه، اما دلایل کافی برای این‌که روی یه پا وایسی داری.»
«آره یادم میاد. سردردت خوب شد؟»
مانی فکر کرد این یکی از غریب‌ترین کارهایی بود که تابه‌حال انجام داده. «رسیدم خونه خبری از سردرد نبود. شایدم فلسفه‌ی تو جواب داده بوده.»”

نگار ولی زادگان, در خاطر دو گیلاس شامپاین
Read more quotes from نگار ولی زادگان


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

1 like
All Members Who Liked This Quote



This Quote Is From


Browse By Tag