نگار ولی زادگان > Quotes > Quote > Faeze liked it

“«یادم میاد تو گفتی سرت درد می‌کنه. بعدش من گفتم یه پیشنهادی دارم و این‌که ماشین رو بزنی کنار.»
«آره. تو گفتی بهترین راه برای بیرون رفتن از یه شرایط پایدارِ ناخواسته، انجام یه کار بی‌ربط در همون شرایطه.»
«و من گفتم تا جایی که می‌تونی روی یه پات وایسی.»
«آره. خودت هم روی یه پات ایستادی. وقتی ازت پرسیدم مگه سر تو هم درد می‌کنه تو جواب دادی که نه، اما دلایل کافی برای این‌که روی یه پا وایسی داری.»
«آره یادم میاد. سردردت خوب شد؟»
مانی فکر کرد این یکی از غریب‌ترین کارهایی بود که تابه‌حال انجام داده. «رسیدم خونه خبری از سردرد نبود. شایدم فلسفه‌ی تو جواب داده بوده.»”
نگار ولی زادگان, در خاطر دو گیلاس شامپاین

No comments have been added yet.