(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
هیوا مسیح

“ما همه از یک قبیله بی‌چتریم
فقط لهجه‌های‌مان
ما را به غربت جاده‌ها برده‌ست

تو را صدا می‌زنم که نمی‌دانم
مرا صدا می‌زنم که کجایم

ای ساده‌روسری که در ایستگاه و پچ‌پچه‌ها
ای ساده‌چتر رها که در بغض‌ها و چشم‌ها

تو هر شب از روزهای سکوت
رو به دیوار به خوابی می‌روی
تو هر شب از نوارهای خالی که گوش می‌دهی
باز می‌گردی

ما همه از یک آواز
کلمات را به دهان و کتاب‌خانه آوردیم
شاید آوازهای‌مان
ما را به غربت لهجه‌ها برده‌ست

ای بغض پراکنده در غربت این‌همه گلوی تر

ای تو را که نمی‌دانم
ای مرا که کجایم!

کسی باید از نوارهای خالی به دنیا بیاید
کسی باید امشب آواز بخواند
کسی باید امشب با غربت جاده‌ها و لهجه‌ها
به قبیله بی‌چتر برگردد

ما همه از یک گلوی پر از ترانه رها شده‌ایم
فقط سکوت‌های‌مان
ما را به غربت چشم‌ها برده‌ست

کسی باید امشب
نخستین ترانه را به یاد آورد”

هیوا مسیح, من پسر تمام مادران زمینم
Read more quotes from هیوا مسیح


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

0 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!


This Quote Is From

من پسر تمام مادران زمینم من پسر تمام مادران زمینم by هیوا مسیح
41 ratings, average rating, 2 reviews

Browse By Tag