“گاه برایش لطیفهای میگفتم، بلندبلند میخندید و قبل از اینکه همه را گفته باشم و خوب فهمیده باشد، ریسه میرفت. یک روز دلخور گفتم: «گوش کنم خانم آنا، چهطور میتوانی بخندی وقتی هنوز نکته لطیفه را نفهمیدهای؟ به من برمیخورد وقتی هنوز نمیدانی و طوری میخندی که انگار میدانی.» همانطور با خنده گفت: «نه. تو باهوشترین بچهای هستی که تا حالا دیدهام بعدها هم حتما پروفسور یا سفیر یا وزیر خواهی شد. اما خنده، میدانی؟ هیچ کژی در کار خندیدن نیست. من میخندم چون با تو سرخوش میشوم. حالا دوباره لطیفهات را بگو.» و من به ترتیب ماجرا را گفتم و گفتم و او هنوز باید میپرسید این چه و آن چه، و سرانجام فهمید و ناگهان دیوانهوار خندید و خندهاش مسری بود و چه خندهها رفت. آنا بانشاطترین آدمی بود که میشناختم و همواره به اینگونه زیستن در نشاط، راز مردمان فرزانه، تمایل داشتهام، گرچه خلوچل و احمقانه به چشم آید. چه احمقانهتر از هوشمندی و ذکاوت میتواند باشد که نشاط را میبرد و آدمیان را ناخشنود میسازد.”
―
کودکی و جادو
Share this quote:
Friends Who Liked This Quote
To see what your friends thought of this quote, please sign up!
0 likes
All Members Who Liked This Quote
None yet!
This Quote Is From
Browse By Tag
- love (101870)
- life (80536)
- inspirational (77031)
- humor (44675)
- philosophy (31503)
- inspirational-quotes (29066)
- god (27023)
- wisdom (24942)
- truth (24936)
- romance (24588)
- poetry (23640)
- life-lessons (22786)
- quotes (21233)
- death (20722)
- happiness (19016)
- hope (18772)
- faith (18593)
- inspiration (17921)
- spirituality (15939)
- motivational (15874)
- relationships (15840)
- religion (15499)
- life-quotes (15393)
- writing (15047)
- love-quotes (14958)
- success (14212)
- motivation (13873)
- time (12963)
- motivational-quotes (12225)
- science (12220)

