کارگاه لذت داستان و داستان خوانی > Members
Members
Showing 1-30 of 88
Status:
"On page 288, ای بندگان خداوند، پروا از خدا دوستان او را از گناه باز میدارد و دلهای آنان را به ترس از وی وادار میکند. چندان که شبهایشان را به بیداری میکشاند و روزهای گرمشان را با روزه به تشنگی وامیدارد. بدین گونه با رنج و تشنگی امروز، به راحتی و سیراب شدن فردا، دست مییابند. مرگ را نزدیک میبینند و به کردار نیکو رو میآورند. آرزو را نا استوار میانگارند و اجل را در نظر میگیرند.
باری، این جهان سرای ناپایداری و سختی است." — 5 hours, 54 min ago
"On page 288, ای بندگان خداوند، پروا از خدا دوستان او را از گناه باز میدارد و دلهای آنان را به ترس از وی وادار میکند. چندان که شبهایشان را به بیداری میکشاند و روزهای گرمشان را با روزه به تشنگی وامیدارد. بدین گونه با رنج و تشنگی امروز، به راحتی و سیراب شدن فردا، دست مییابند. مرگ را نزدیک میبینند و به کردار نیکو رو میآورند. آرزو را نا استوار میانگارند و اجل را در نظر میگیرند.
باری، این جهان سرای ناپایداری و سختی است." — 5 hours, 54 min ago
Status:
"On page 519, بسم الله...
چند شبی است کنار آقاویلر در چادر سیاهش مینشینم، با مارال و ملان و ساچلی در دشتها میتازم، با آتمیش در خیال باغداگل عاشقی میکنم، در کنار بایاق رسم رفاقت میآموزم، در شب صحرا ترانههای گالان اوجا را زمزمه میکنم و در انتظار آمدن آلنی هستم... من، هر شب با «آتش بدون دود» بزرگتر شدهام و در درونم چیزی وسیعتر شده است؛ این چیزی نیست جز معجزۀ کلمات در دستان «نادر ابراهیمی» و من به معجزۀ کلمات ایمان دارم..." — Jul 26, 2024 04:51AM
"On page 519, بسم الله...
چند شبی است کنار آقاویلر در چادر سیاهش مینشینم، با مارال و ملان و ساچلی در دشتها میتازم، با آتمیش در خیال باغداگل عاشقی میکنم، در کنار بایاق رسم رفاقت میآموزم، در شب صحرا ترانههای گالان اوجا را زمزمه میکنم و در انتظار آمدن آلنی هستم... من، هر شب با «آتش بدون دود» بزرگتر شدهام و در درونم چیزی وسیعتر شده است؛ این چیزی نیست جز معجزۀ کلمات در دستان «نادر ابراهیمی» و من به معجزۀ کلمات ایمان دارم..." — Jul 26, 2024 04:51AM

















































