از قضا سرکنجبین...
در افسانه های قدیمی گفته می شود که "کار دیو وارونه است". یعنی هرچه بگوید، عکس آن عمل می کند. شاید هم این فکر از داستان "آکوان دیو" در شاهنامه سرچشمه گرفته که چون رستم را به هوا برداشت، پرسید دوست داری تو را به کوه بیافکنم یا به دریا؟ و رستم اندیشید که هرچه بگوید، آکوان دیو عکس آن عمل می کند، پس پاسخ داد به کوه بیانداز! "علماء و اساتید و عظما"ی عمامه دار هم باید بدانند که بنا بر تجربه ی این سال هاَ، هرچه بگویند و ادعا کنند، مردم بعکس آن فکر می کنند. یکی از موارد این موضوع، تحریف تاریخ گذشته، (به ویژه دشمنی کور با رضاشاه و خاندان پهلوی ست، که خود به محبوبیت "پهلوی" ها انجامید؛ "از قضا سرکنجبین صفرا فزود"). مثلن کمتر کسی در آن جزیره از این امر بی خبر است که تمامی تاریخ تشیع در ایران، از صفویان شروع می شود، یعنی نهایتن سیصد و پنجاه سال پیش، و نه از بدو "اسلام"، و تشیع از دوران آل بویه هم، کیش یک اقلیت محض بوده. حالا اگر کسی این مساله را بر زبان نمی آورد، دلیل نادانی و نافهمی ملت نیست.
این روزها خیلی از تحلیل گران تصور می کنند علت اصلی شعار "رضا شاه، روحت شاد" در تظاهرات های سال های اخیر هم از علاقمندی مردم به بازگشت سلطنت است. من اما خیال می کنم این یکی هم از روی لجبازی با آخوندها و عوامل تبلیغاتی شان است. از جمله این اواخر یک سه ریال تله ویزیونی نمایش دادند که طبق معمول برای تحقیر و به کثافت کشاندن "پهلوی"ها ساخته شده بود. در این سه ریال، اولن رضا شاه را تمام مدت با یک وافور دور می چرخانند، حال آن که در تواریخ مستدل و متقن نوشته اند که رضاخان روزی یک "بست" تریاک می کشیده. و البته برخی مورخین اشاره کرده اند که در آن زمان هر کس دستش به دهانش می رسید، مشتری منقل بود، و تریاکی بودن نه تنها عیب به حساب نمی امده، که نشانه ی تمکن و تشخص هم بوده است. ضمن آن که قدما معتقد بودند تریاک، دوای بسیاری از دردهاست، و رضاخان گویا در ماموریت هایش پیش از سلطنت، دچار مالاریا و تب نوبه شده بوده است. بهررو چنین پیداست که رضاخان هم بیش از آخوندهای فعلی، تریاکی نبوده. اصلن بوده، بهرحال کارهایی هم کرده که شما همان ها را هم تخریب کردید. از آنجا که رضاشاه با ایجاد "دادگستری" بجای "قوه ی قضاییه" و "دارایی" بجای "مالیه" و "دانشگاه و مدارس جدید" بجای ”حوزه” و "مکتب"، از آخوندها خلع ید کرده بود، و بساط تسلط آخوند در دوران نکبت قاجار را برچید، دشمنی ملاها را تا ابد خرید. اما جالب ترین تحریف در این سه ریال (به گمان من، چون در هیچ کتاب تاریخ درست و حسابی نخوانده ام و به راستی نمی دانم تا چه حد حقیقت دارد)، آن است که رضا شاه در ورود به یکی از اماکن مقدسه با طلبه ای روبرو می شود که چیزی می پرسد یا ناسزایی می گوید. و رضا شاه با چوبدستش طلبه را به قصد کشت می زند (ظریفی این بخش سه ریال را بریده و در یوتیوب گذاشته). باری، آخوندها خواسته اند این مساله ی ساختگی را نشانه ی پدرکشتگی رضاخان با "آخوند"، جلوه دهند. به گمان من شعار "رضا شاه، روحت شاد" از این صحنه آب می خورد که سازنده ی شعار و جماعت تظاهرات کننده، بابت دل خنک کردن، سر داده اند؛ این که رضا شاه کاری را کرده که هرکدام آن مردم، مایل به انجامش هستند. من ابتدا حیرت کرده بودم که چرا شعار به نفع رضا شاه است، و نه پسرش محمدرضا؟ درست یا نادرست، این حدس من است، چرا که معروف است محمدرضا برخلاف دوران سلطنت پدرش، به دینداری و تشیع تظاهر می کرده، از جمله در یکی از کتاب هایی که به نام او منتشر شده، می گوید؛ (نقل به مضمون)" از اسب افتادم و حضرت عباس، در میانه ی راه، مرا روی دست گرفت و از مرگ نجات داد". مخالفین دوران محمدرضاشاهی، به طنز می گفتند؛ پس کار، کار حضرت عباس "بی دست" است!
اما مساله ی دیگری که این سال ها معمول شده و امسال به مشکل اساسی برخورده، مراسم راه پیمایی روز اربعین تا کربلاست. باید هنوز کسانی باشند که بخاطر دارند در ابتدای این بلبشو، یعنی پس از 1357، "رهبر وقت جمهوری" می خواست مکه و مدینه را صاحب شود، یا دست کم از چنگ سعودی ها به در اورد و بین المللی اش کند، اما با همه ی شلوغ بازاری که راه انداختند، و بخشی از آن را هم همین آقای کروبی به عنوان سرپرست حج، باعث و بانی اش بود، مساله ی "برائت از مشرکین" و قس علیهذا، سعودی ها محکم ایستادند و چند سالی کلی از حجاج ایرانی هم لت و پار شدند. تا آن که "آٍقا" از تصرف مکه و مدینه (حرمین شریفه)، همان گونه که از تصرف «قدس» منصرف شد، و یواشکی جام زهری سرکشد! اما رهبر بعدی یعنی "عظما"ی فعلی به دنبال آن نیت کذا، در این سال های اخیر، کلی از کیسه ی ملت، از جمله توسط "سردار خالی باف" در نقش شهردار تهران، خرج کردند، و بسیاری را مجانی به کربلا و نجف بردند، و تاسیس آسایشگاه و رستوران و "فیت نس" در راه و غیره، و در خبرها هم با دروغ و شارلاتانی، جماعت پیاده رونده را تا دو ملیون و سه میلیون جا زدند، و با پرداخت مخارج سفر دو تا عراقی و سه تا لبنانی و چند پاکستانی و اقغانی و غیره، مساله را "بین الملل اسلامی" جا زدند. یک "دهن کجی" تا مثلن گفته باشند مکه ی شیعیان پر آب و تاب تر و پر رونق تر از حج مسلمین است و... باری گفته می شود امسال آقای آیت الله سیستانی "پیاده روی اربعین" را ملغا اعلام کردهَ، حالا به دلیل کرونا یا هر دلیل دیگر، و آن را "غیر اسلامی" خوانده است. اگرچه دستگاه امنیت آخوندی جماعتی را استخدام کرده و یک نمایش تمام عیار "زد و خورد عاشقان حسین با مرزبانان ایرانی و عراقی" برپا کرده، تا بگوید این اعتقاد "شیعیان" است و نمایش حکومت نیست، ولی ... آیا بالاخره پس از خرج میلیاردها، این دکان هم بسته می شود؟ یا چه؟ نمی دانیم.
اگر حدسیات من درست باشد، باید با کمال تاسف باید گفت، در جامعه ای که رهبرش خامنه ای ست (که به ملت سفارش می کند با خواندن "دعای هفتم صحیفه ی سجادیه" از ویروس کرونا محافظت می شوند)، رئیس جمهوران دست ساخته اش هم روحانی و امثال احمدی نژاد می شوند (که گوی سبقت "بی دانشی" و "دروغ" از هم ربوده اند)، جامعه شناسش آقای عبدی ست که در جوانی از دیوار سفارت آمریکا بالا رفته (و چند وقت پیش گفته بود "من در شصت سالگی از کاری که در بیست سالگی انجام دادم، دفاع نمی کنم"، و البته پس از آن از اشغال سفارت دفاعی جانانه کرد)، و روزنامه نگارش شریعتمدار کیهانی ست، یا آقای "شرف قلم"، و اقتصاد دانش... مسلمانانش هم بهتر از این از آب در نمی آیند؛ که برای رفع بلا، به دعا و حرز جواد متوسل می شوند، در دیگ همسایه جای پای علی اصغر را می بینند و در ادامه ی نم باران، از ناودان روی دیوار، شمایل حضرت عباس را مشاهده می کنند... بهرحال تا "اعتقاد" به تزویر و دروغ و ریا و خرافات هست، آخوند هم سوار است و بازار کلاشی هم به راه. مایی که به سفسطه ی آخوند، تغییر رای می دهیم و مهملات را بجان می خریم، بهتر است از "شجاعت" و "صبر تاریخی" ملی تعریف نکنیم، و سیاوش گونه مظلوم نمایی ننماییم. بیش از چهار هزار جوان زندانی را در طی دو ماه، بی محاکمه به قتل رسانده اند و همه شان به سبک خود سفسطه می کنند تا شانه از بار این مسولیت وحشتناک و غیر انسانی خالی کرده باشند. همه هم می پذیریم، و حتی یکی مان نمی پرسد اگر اینها "محارب" بودند و ضد اسلام، و ضد انقلاب، و ضد ایران، و شما همه "افتخار" می کنید که قاتل آنهایید، پس چرا پنهانی اقدام کردید؟ چرا هنوز هم کتمان می کنید و محل دفن این عزیزان را از خانواده هایشان پنهان می دارید، و چون برخی ها از طریقی به محل گور جمعی آنانن پی می برند (گورستان خاوران) و در آنجا به عزاداری عزیزانشان می نشینند، آنها را با ضرب و شتم پراکنده می کنید و گورستان را شخم می زنید؟ چرا تعداد کشته شدگان آبانماه سال پیش را اعلام نمی کنید؟ و هر کس هر عددی بگوید، به تکذیب آن بسنده می کنید؟ این هم مثل قتل دستپاچه ی ان کشتی گیر است؟ خانواده ها را تهدید می کنید که اگر به روزنامه و رادیو و تله ویزیونی خبر دادند، وضع فرزندشان بدتر می شود؟ خواستید به ملت بگویید هرکس از وضعیت خودش خبربدهد، به این بلا دچار می شود؟ از چه می ترسید؟ شما که "حقوق بشر" جهانی را قبول ندارید و می فرمایید در اسلامتان حقوق بشر تعریف شده. کدام حقوق بشراسلامی؟ فرمان قتل دگراندیشان؟ وزیر خارجه تان می گوید "قوه ی قضاییه مستقل است"، و از سوی دیگر برای تعویض زندانیان اعلام آمادگی می کند. مگر این زندانیان، بسته ی "قوه ی قضاییه" و سپاهتان نیستند؟ چگونه از طرف "قوای مستقل" قول آشکار می دهید؟ پژوهشگران دانشگاهی را دستگیر می کنید تا با قاتلان و دزدان و فاسدان امنیتی تان، که در آن سوی آب (غرب!)، دستگیر شده و زندانی شده اند، تعویض کنید؟ همه دارند به ریش نداشته تان می خندند. اگر امثال من "ضد انقلاب" و "سرسپرده ی غرب" اند و "خود فروخته" و "برانداز" و از این گونه مهملات که مثل آب خوردن به همه نسبت می دهید، می پرسم برانداختن امثال استالین، هیتلر، سالازار، فرانکو یا پینوشه گناه است و عقوبت دارد؟ پس آخوند خلع لباس شده و نماینده ی مجلس اول جمهوری تان آقای اشکوری و امثال آخوند محسن کدیور چه؟ اینها هم ضد انقلاب اند؟ چون ساکن فرنگ اند؟ آقای ابولفضل قدیانی و دیگر معتقدین پر و پا قرص دوازده امامی (با لقب مسخره ی ملی - مذهبی) که ساکن ایران اند و منتقد جمهوری آخوندی، چطور؟ انها هم منحرف اند؟ یعنی هرکس با شما نیست و حرف شما را تایید نمی کند، "معلوم الحال" است؟ ...
در سال های اخیر دو عنوان تازه هم اختراع کرده اند تا تهمت مخالفت را با اعدام محکوم کنند. یکی آن که می گویند؛ "ما همه سرنشینان این کشتی هستیم، اگر غرق شود همه مان غرق می شویم". منظور از "همه" کیست؟ ملت؟ آنها چه خطایی کرده اند که غرق شوند؟(پیرزن را از همخوابگی با خر می ترسانید؟) دروغ دیگر که عمدتن از "اصلاح طلبان" صادر می شود، آن است که پس از "جمهوری اسلامی" ایران، سوریه یا لیبی می شود. یک اصلاح طلب خارج نشین که بظاهر مخالف خامنه ای ست (و نه جمهوری اسلامی)، یک اصطلاح تازه بکار می برد و می گوید؛ مخالفین می خواهند ایران را "کلنگی" کنند. این مومن متقلب مزدور، غافل است که ایران هم اکنون هم کلنگی ست!
این روزها خیلی از تحلیل گران تصور می کنند علت اصلی شعار "رضا شاه، روحت شاد" در تظاهرات های سال های اخیر هم از علاقمندی مردم به بازگشت سلطنت است. من اما خیال می کنم این یکی هم از روی لجبازی با آخوندها و عوامل تبلیغاتی شان است. از جمله این اواخر یک سه ریال تله ویزیونی نمایش دادند که طبق معمول برای تحقیر و به کثافت کشاندن "پهلوی"ها ساخته شده بود. در این سه ریال، اولن رضا شاه را تمام مدت با یک وافور دور می چرخانند، حال آن که در تواریخ مستدل و متقن نوشته اند که رضاخان روزی یک "بست" تریاک می کشیده. و البته برخی مورخین اشاره کرده اند که در آن زمان هر کس دستش به دهانش می رسید، مشتری منقل بود، و تریاکی بودن نه تنها عیب به حساب نمی امده، که نشانه ی تمکن و تشخص هم بوده است. ضمن آن که قدما معتقد بودند تریاک، دوای بسیاری از دردهاست، و رضاخان گویا در ماموریت هایش پیش از سلطنت، دچار مالاریا و تب نوبه شده بوده است. بهررو چنین پیداست که رضاخان هم بیش از آخوندهای فعلی، تریاکی نبوده. اصلن بوده، بهرحال کارهایی هم کرده که شما همان ها را هم تخریب کردید. از آنجا که رضاشاه با ایجاد "دادگستری" بجای "قوه ی قضاییه" و "دارایی" بجای "مالیه" و "دانشگاه و مدارس جدید" بجای ”حوزه” و "مکتب"، از آخوندها خلع ید کرده بود، و بساط تسلط آخوند در دوران نکبت قاجار را برچید، دشمنی ملاها را تا ابد خرید. اما جالب ترین تحریف در این سه ریال (به گمان من، چون در هیچ کتاب تاریخ درست و حسابی نخوانده ام و به راستی نمی دانم تا چه حد حقیقت دارد)، آن است که رضا شاه در ورود به یکی از اماکن مقدسه با طلبه ای روبرو می شود که چیزی می پرسد یا ناسزایی می گوید. و رضا شاه با چوبدستش طلبه را به قصد کشت می زند (ظریفی این بخش سه ریال را بریده و در یوتیوب گذاشته). باری، آخوندها خواسته اند این مساله ی ساختگی را نشانه ی پدرکشتگی رضاخان با "آخوند"، جلوه دهند. به گمان من شعار "رضا شاه، روحت شاد" از این صحنه آب می خورد که سازنده ی شعار و جماعت تظاهرات کننده، بابت دل خنک کردن، سر داده اند؛ این که رضا شاه کاری را کرده که هرکدام آن مردم، مایل به انجامش هستند. من ابتدا حیرت کرده بودم که چرا شعار به نفع رضا شاه است، و نه پسرش محمدرضا؟ درست یا نادرست، این حدس من است، چرا که معروف است محمدرضا برخلاف دوران سلطنت پدرش، به دینداری و تشیع تظاهر می کرده، از جمله در یکی از کتاب هایی که به نام او منتشر شده، می گوید؛ (نقل به مضمون)" از اسب افتادم و حضرت عباس، در میانه ی راه، مرا روی دست گرفت و از مرگ نجات داد". مخالفین دوران محمدرضاشاهی، به طنز می گفتند؛ پس کار، کار حضرت عباس "بی دست" است!
اما مساله ی دیگری که این سال ها معمول شده و امسال به مشکل اساسی برخورده، مراسم راه پیمایی روز اربعین تا کربلاست. باید هنوز کسانی باشند که بخاطر دارند در ابتدای این بلبشو، یعنی پس از 1357، "رهبر وقت جمهوری" می خواست مکه و مدینه را صاحب شود، یا دست کم از چنگ سعودی ها به در اورد و بین المللی اش کند، اما با همه ی شلوغ بازاری که راه انداختند، و بخشی از آن را هم همین آقای کروبی به عنوان سرپرست حج، باعث و بانی اش بود، مساله ی "برائت از مشرکین" و قس علیهذا، سعودی ها محکم ایستادند و چند سالی کلی از حجاج ایرانی هم لت و پار شدند. تا آن که "آٍقا" از تصرف مکه و مدینه (حرمین شریفه)، همان گونه که از تصرف «قدس» منصرف شد، و یواشکی جام زهری سرکشد! اما رهبر بعدی یعنی "عظما"ی فعلی به دنبال آن نیت کذا، در این سال های اخیر، کلی از کیسه ی ملت، از جمله توسط "سردار خالی باف" در نقش شهردار تهران، خرج کردند، و بسیاری را مجانی به کربلا و نجف بردند، و تاسیس آسایشگاه و رستوران و "فیت نس" در راه و غیره، و در خبرها هم با دروغ و شارلاتانی، جماعت پیاده رونده را تا دو ملیون و سه میلیون جا زدند، و با پرداخت مخارج سفر دو تا عراقی و سه تا لبنانی و چند پاکستانی و اقغانی و غیره، مساله را "بین الملل اسلامی" جا زدند. یک "دهن کجی" تا مثلن گفته باشند مکه ی شیعیان پر آب و تاب تر و پر رونق تر از حج مسلمین است و... باری گفته می شود امسال آقای آیت الله سیستانی "پیاده روی اربعین" را ملغا اعلام کردهَ، حالا به دلیل کرونا یا هر دلیل دیگر، و آن را "غیر اسلامی" خوانده است. اگرچه دستگاه امنیت آخوندی جماعتی را استخدام کرده و یک نمایش تمام عیار "زد و خورد عاشقان حسین با مرزبانان ایرانی و عراقی" برپا کرده، تا بگوید این اعتقاد "شیعیان" است و نمایش حکومت نیست، ولی ... آیا بالاخره پس از خرج میلیاردها، این دکان هم بسته می شود؟ یا چه؟ نمی دانیم.
اگر حدسیات من درست باشد، باید با کمال تاسف باید گفت، در جامعه ای که رهبرش خامنه ای ست (که به ملت سفارش می کند با خواندن "دعای هفتم صحیفه ی سجادیه" از ویروس کرونا محافظت می شوند)، رئیس جمهوران دست ساخته اش هم روحانی و امثال احمدی نژاد می شوند (که گوی سبقت "بی دانشی" و "دروغ" از هم ربوده اند)، جامعه شناسش آقای عبدی ست که در جوانی از دیوار سفارت آمریکا بالا رفته (و چند وقت پیش گفته بود "من در شصت سالگی از کاری که در بیست سالگی انجام دادم، دفاع نمی کنم"، و البته پس از آن از اشغال سفارت دفاعی جانانه کرد)، و روزنامه نگارش شریعتمدار کیهانی ست، یا آقای "شرف قلم"، و اقتصاد دانش... مسلمانانش هم بهتر از این از آب در نمی آیند؛ که برای رفع بلا، به دعا و حرز جواد متوسل می شوند، در دیگ همسایه جای پای علی اصغر را می بینند و در ادامه ی نم باران، از ناودان روی دیوار، شمایل حضرت عباس را مشاهده می کنند... بهرحال تا "اعتقاد" به تزویر و دروغ و ریا و خرافات هست، آخوند هم سوار است و بازار کلاشی هم به راه. مایی که به سفسطه ی آخوند، تغییر رای می دهیم و مهملات را بجان می خریم، بهتر است از "شجاعت" و "صبر تاریخی" ملی تعریف نکنیم، و سیاوش گونه مظلوم نمایی ننماییم. بیش از چهار هزار جوان زندانی را در طی دو ماه، بی محاکمه به قتل رسانده اند و همه شان به سبک خود سفسطه می کنند تا شانه از بار این مسولیت وحشتناک و غیر انسانی خالی کرده باشند. همه هم می پذیریم، و حتی یکی مان نمی پرسد اگر اینها "محارب" بودند و ضد اسلام، و ضد انقلاب، و ضد ایران، و شما همه "افتخار" می کنید که قاتل آنهایید، پس چرا پنهانی اقدام کردید؟ چرا هنوز هم کتمان می کنید و محل دفن این عزیزان را از خانواده هایشان پنهان می دارید، و چون برخی ها از طریقی به محل گور جمعی آنانن پی می برند (گورستان خاوران) و در آنجا به عزاداری عزیزانشان می نشینند، آنها را با ضرب و شتم پراکنده می کنید و گورستان را شخم می زنید؟ چرا تعداد کشته شدگان آبانماه سال پیش را اعلام نمی کنید؟ و هر کس هر عددی بگوید، به تکذیب آن بسنده می کنید؟ این هم مثل قتل دستپاچه ی ان کشتی گیر است؟ خانواده ها را تهدید می کنید که اگر به روزنامه و رادیو و تله ویزیونی خبر دادند، وضع فرزندشان بدتر می شود؟ خواستید به ملت بگویید هرکس از وضعیت خودش خبربدهد، به این بلا دچار می شود؟ از چه می ترسید؟ شما که "حقوق بشر" جهانی را قبول ندارید و می فرمایید در اسلامتان حقوق بشر تعریف شده. کدام حقوق بشراسلامی؟ فرمان قتل دگراندیشان؟ وزیر خارجه تان می گوید "قوه ی قضاییه مستقل است"، و از سوی دیگر برای تعویض زندانیان اعلام آمادگی می کند. مگر این زندانیان، بسته ی "قوه ی قضاییه" و سپاهتان نیستند؟ چگونه از طرف "قوای مستقل" قول آشکار می دهید؟ پژوهشگران دانشگاهی را دستگیر می کنید تا با قاتلان و دزدان و فاسدان امنیتی تان، که در آن سوی آب (غرب!)، دستگیر شده و زندانی شده اند، تعویض کنید؟ همه دارند به ریش نداشته تان می خندند. اگر امثال من "ضد انقلاب" و "سرسپرده ی غرب" اند و "خود فروخته" و "برانداز" و از این گونه مهملات که مثل آب خوردن به همه نسبت می دهید، می پرسم برانداختن امثال استالین، هیتلر، سالازار، فرانکو یا پینوشه گناه است و عقوبت دارد؟ پس آخوند خلع لباس شده و نماینده ی مجلس اول جمهوری تان آقای اشکوری و امثال آخوند محسن کدیور چه؟ اینها هم ضد انقلاب اند؟ چون ساکن فرنگ اند؟ آقای ابولفضل قدیانی و دیگر معتقدین پر و پا قرص دوازده امامی (با لقب مسخره ی ملی - مذهبی) که ساکن ایران اند و منتقد جمهوری آخوندی، چطور؟ انها هم منحرف اند؟ یعنی هرکس با شما نیست و حرف شما را تایید نمی کند، "معلوم الحال" است؟ ...
در سال های اخیر دو عنوان تازه هم اختراع کرده اند تا تهمت مخالفت را با اعدام محکوم کنند. یکی آن که می گویند؛ "ما همه سرنشینان این کشتی هستیم، اگر غرق شود همه مان غرق می شویم". منظور از "همه" کیست؟ ملت؟ آنها چه خطایی کرده اند که غرق شوند؟(پیرزن را از همخوابگی با خر می ترسانید؟) دروغ دیگر که عمدتن از "اصلاح طلبان" صادر می شود، آن است که پس از "جمهوری اسلامی" ایران، سوریه یا لیبی می شود. یک اصلاح طلب خارج نشین که بظاهر مخالف خامنه ای ست (و نه جمهوری اسلامی)، یک اصطلاح تازه بکار می برد و می گوید؛ مخالفین می خواهند ایران را "کلنگی" کنند. این مومن متقلب مزدور، غافل است که ایران هم اکنون هم کلنگی ست!
Published on October 02, 2020 03:25
date
newest »
newest »



سلام، منظورم اکبر گنجی ست. کاتوزیان که اصلاح طلب نیست!