بیژن نجدی
Born
in خاش / Ĥâŝ, Iran
November 15, 1941
Died
August 25, 1997
Genre
|
یوزپلنگانی که با من دویدهاند
—
published
1994
|
|
|
دوباره از همان خیابانها
—
published
2001
|
|
|
داستانهای ناتمام
—
published
2001
|
|
|
خواهران این تابستان
—
published
2002
|
|
|
واقعیت رویای من است
—
published
2013
|
|
|
پسرعموی سپیدار
—
published
2007
|
|
|
گزیده ادبیات معاصر: مجموعه اشعار بیژن نجدی
|
|
|
شعرهای دیگر: دفتر اول
by
—
published
2014
|
|
|
نقش ۷۹
by
—
published
2002
|
|
“آفتاب را دوست دارم
به خاطر پیراهنات روی طناب رخت
باران را
اگر که میبارد
بر چتر آبی تو
و چون تو نماز میخوانی
من خداپرست شدهام”
―
به خاطر پیراهنات روی طناب رخت
باران را
اگر که میبارد
بر چتر آبی تو
و چون تو نماز میخوانی
من خداپرست شدهام”
―
“براي کندن گل سرخ اره آورده ايد؟!
چرا اره؟
به گل سرخ بگوييد: تو ، هي تو!
خودش مي افتد و ميميرد . . .”
―
چرا اره؟
به گل سرخ بگوييد: تو ، هي تو!
خودش مي افتد و ميميرد . . .”
―
“ستوان پرسید:چرا می دویدید؟
مرتضی گفت:واسه این که صدای پاهام پشت سرم بود..خوشم می آمد.سالها بود که اونطوری جلوی خودم راه نرفته بودم.تازه مگر چند قدم دویدم.شاید از مثلا میز شما تا اون پنجره.این که اسمش دویدن نیس...هس؟”
― یوزپلنگانی که با من دویدهاند
مرتضی گفت:واسه این که صدای پاهام پشت سرم بود..خوشم می آمد.سالها بود که اونطوری جلوی خودم راه نرفته بودم.تازه مگر چند قدم دویدم.شاید از مثلا میز شما تا اون پنجره.این که اسمش دویدن نیس...هس؟”
― یوزپلنگانی که با من دویدهاند



























