Find & Share Quotes with Friends

کشف الاسرار و عده الابرار Quotes

Rate this book
Clear rating
کشف الاسرار و عده الابرار کشف الاسرار و عده الابرار by رشیدالدین ابوالفضل میبدی
23 ratings, 3.91 average rating, 8 reviews
کشف الاسرار و عده الابرار Quotes Showing 1-3 of 3
“مردی دعوی دوستی مخلوقی کرد و ایشانرا مفارقتی بیفتاد و آن ساعه که از یکدیگر برمی‌گشتند. یک چشم این عاشق آب ریخت، و آن چشم دیگر نریخت، هشتاد و چهار سال برهم نهاد آن یک چشم و برنگرفت. گفت چشمی که بر فراق دوست نگرید عقوبت آن کم از این نشاید.

یک چشم من از فراق یارم بگریست/ و آن چشم دگر بخیل گشت و نگریست

چون روز وصال شد جزایش کردم/ کاری نگریستی و نباید نگریست


«کشف الاسرار و عدة الابرار (جلد اول)/ ابوالفضل رشیدالدین میبدی/ به سعی و اهتمام علی‌اصغر حکمت/ موسسه انتشارات امیرکبیر/ چاپ چهارم ۱۳۶۱/ صفحه ۲۵۴»”
― رشیدالدین ابوالفضل میبدی, کشف الاسرار و عده الابرار
“«وَقُلْنَا اهْبِطُوا»: گفتیم همه فرود روید. آدم بکوه سرندیب در زمین هند فرود آمد و طعام وی از این جوز هندی بود و حوا بجده فرود آمد و مار باصفهان و ابلیس بابله سوی مشرق. و گفته‌اند که آدم چون بزمین فرود آمد بالای وی از زمین تا آسمان بود از بس که سر بآسمان باز می‌نهاد پارهٔ موی سر وی باز شد. این صلع* در فرزند آدم از آنست. آدم آواز فریشتگان می‌شنید، و طواف فریشتگان گرد عرش مجید می‌دید، و بوی بهشت می‌یافت و استیناس بآن می‌گرفت.

*صلع: بی مویی جلوی سر

«کشف الاسرار و عدة الابرار (جلد اول)/ ابوالفضل رشیدالدین میبدی/ به سعی و اهتمام علی‌اصغر حکمت/ موسسه انتشارات امیرکبیر/ چاپ چهارم ۱۳۶۱/ صفحه ۱۵۱»”
― رشیدالدین ابوالفضل میبدی, کشف الاسرار و عده الابرار
“ملائکه امتحان علم آدم را، پرسیدند از وی «یا آدم ماهذه؟» این چیست؟ گفت زنی. گفتند نام وی چیست؟ گفت حوا. گفتند چرا حوا نام است؟ گفت «لانها خلقت من حیٍ» گفتند او را دوست داری؟ گفت آری. پس حوا را پرسیدند که تو او را دوست داری؟ گفت نه و دوستی وی آدم را بیشتر بود و تمام‌تر، لکن راست نگفت.


«کشف الاسرار و عدة الابرار (جلد اول)/ ابوالفضل رشیدالدین میبدی/ به سعی و اهتمام علی‌اصغر حکمت/ موسسه انتشارات امیرکبیر/ چاپ چهارم ۱۳۶۱/ صفحه ۱۴۷»”
― رشیدالدین ابوالفضل میبدی, کشف الاسرار و عده الابرار