“من ستاره ام در شبی بی ستاره
بی ستاره ام در این...آسمان پر ستاره
در شبی سهمگین بی ترانه
در شبی تیره و بی نشانه
اشک ها میهمان دیده ی من
غصه ها مرهم سینه ی من
خسته ام از سر دادن آه
فرسوده گشتم از باقی راه
آسمان پر ستاره است اما
بی ستاره مانده ام من
در اینجا”
―
مریم ریاحی,
بی ستاره