قهوه سرد آقای نویسنده Quotes
قهوه سرد آقای نویسنده
by
روزبه معین (Rouzbeh Moein)4,079 ratings, 2.73 average rating, 597 reviews
قهوه سرد آقای نویسنده Quotes
Showing 1-3 of 3
“دخترهای درون گرا رو خیلی خوب می شناسم، بیشتر حرف هاشون رو به آینه اتاق شون می زنن، یه قیچی آماده به کار دارن واسه روزهای بی حوصلگی شون، و وقتی هم می خوان بخوابن پاهاشون رو بغل می کنن. اون ها راحت دم به تله نمی دن، ولی اگه دلشون یه جا گیر کنه، مثل ساعت های آونگ داری می شن که صدسال هم که بگذره، باز هم ساعت دوازده دل شون صداشون می کنه، فکر کنم ازدست دادن واسه دخترهایی شبیه به تو سخت تر باشه”
― قهوه سرد آقای نویسنده
― قهوه سرد آقای نویسنده
“- می دونی چرا خرس های قطبی طولانی می خوابن؟
اون ها وقتی تنها می شن واسه فراموش کردن تنهایی می خوابن!
اون ها وقتی کار بدی می کنن واسه این که اونکارو فراموش کنن می خوابن!
اون ها وقتی خسته ان می خوابن تا خستگی شون برطرف شه!
اون ها وقتی دلتنگ می شن می خوابن تا خواب عزیزاشون رو ببینن...”
― قهوه سرد آقای نویسنده
اون ها وقتی تنها می شن واسه فراموش کردن تنهایی می خوابن!
اون ها وقتی کار بدی می کنن واسه این که اونکارو فراموش کنن می خوابن!
اون ها وقتی خسته ان می خوابن تا خستگی شون برطرف شه!
اون ها وقتی دلتنگ می شن می خوابن تا خواب عزیزاشون رو ببینن...”
― قهوه سرد آقای نویسنده
“[مرلین مونرو]
توی سی و شش سالگی و در اوج زیبایی ومحبوبیت با قرص خواب آور خودکشی کرد، مثل یه فاجعه بود؛ یهسری ها می گفتن افسردگی گرفته بود، یه سری هم می گفتن کشتنش، اما من میگم هیچ کدوم از اینا نبوده، اون باهوش بوده، اون نمی خواسته یه افسانه رو الکی کش بده، نمی خواسته چندسال بعد با پوستی چروک و یه مرگ طبیعی بمیره. داستان مرلین مونرو مثل داستان های عشقیه، عشقی که تو اوج تموم شد، زیبا تموم شد.”
― قهوه سرد آقای نویسنده
توی سی و شش سالگی و در اوج زیبایی ومحبوبیت با قرص خواب آور خودکشی کرد، مثل یه فاجعه بود؛ یهسری ها می گفتن افسردگی گرفته بود، یه سری هم می گفتن کشتنش، اما من میگم هیچ کدوم از اینا نبوده، اون باهوش بوده، اون نمی خواسته یه افسانه رو الکی کش بده، نمی خواسته چندسال بعد با پوستی چروک و یه مرگ طبیعی بمیره. داستان مرلین مونرو مثل داستان های عشقیه، عشقی که تو اوج تموم شد، زیبا تموم شد.”
― قهوه سرد آقای نویسنده
