راننده تاکسی Quotes

Rate this book
Clear rating
راننده تاکسی راننده تاکسی by Illusion Softworks
2 ratings, 4.00 average rating, 1 review
راننده تاکسی Quotes Showing 1-5 of 5
“واسه همینه که من فکر می‌کنم باید همیشه تعادل رو در نظر داشت. آره، تعادل. بهترین کلمه‌ایه که می‌شه به کار برد. اگه بخوای از زندگی زیادتر از حد طلب کنی، مطمئنا همه‌چیز رو از دست می‌دی و البته اگه هم کم طلب کنی، زندگی بهت هیچی نمی‌ده.»”
انتشارات دنیای بازی, راننده تاکسی
“توماس کمی مکث کرد. کمی تردید داشت، با این حال ادامه داد: «سؤالم این بود که اگه یه مردی مثل من می‌تونه شخصی مثل مورلو رو بکشه، پس قدرت به چه دردی می‌خوره؟ به نظرم اومد که مهم نیست که یه نفر چه‌قدر بتونه قدرتمند بشه، چون همیشه یه نفر هست که قدرت بیشتری داره و کارش رو می‌سازه.»”
انتشارات دنیای بازی, راننده تاکسی
“«حالا می‌گی من چی کار کنم؟» «فقط خودت باش، تام. تفریح کن، برو سینما، برو تئاتر. خیلی کارا هست که می‌تونی انجام بدی.» «و همه این کارا رو به تنهایی انجام بدم؟» «نه، یه نفر رو پیدا کن. شنیدم که از سارا خوشت اومده، درسته؟» «راستش آره، فرانک. اما خودت هم می‌دونی، هیچ دختری نمی‌خواد با یه قاتل رابطه داشته باشه.»”
انتشارات دنیای بازی, راننده تاکسی
“از یک محوطه خالی عبور کردیم و کمی جلوتر دو مرد را دیدیم که در ورودی یک راهرو ایستاده بودند. به آرامی به سمت آن‌ها رفتیم و وقتی به نزدیکی‌شان رسیدیم، پائولی چوب بیسبال را از زیر کتش در آورد: «آقای سالیری براتون یه پیغام دارن.»”
انتشارات دنیای بازی, راننده تاکسی
“پاسخ داد: «حق با شماست. تا حالا اسم سالیری به گوش‌تون خورده؟» برای اولین بار قیافه نورمن تغییر کرد و با لحنی که مشخص بود کنجکاو است، گفت: «سالیری؟ معلومه که اسمش رو شنیدم. تو با اون رابطه داشتی؟» «من سال‌ها براش کار کرده‌م، و حالا اون می‌خواد از شر من خلاص بشه.”
انتشارات دنیای بازی, راننده تاکسی