زهر افعی Quotes
زهر افعی
by
عباس کمندی6 ratings, 3.17 average rating, 1 review
زهر افعی Quotes
Showing 1-2 of 2
“هر آدمی از همان روز نخست تولد، در یک چهارچوب به دنیا میاد که مربوط به خود آن آدمه و بدون هیچ سند و مدرک و بُن چاقی به خود او تعلق دارد و به آن تن میگویند. این تن تمام دنیای اون آدمه و هر فکر و خیال و اندیشه ای که دارد، توی این چهارچوب است و هر کاری میتواند در آن چهارچوب انجام دهد و هر بلایی که میخواهد، بر سرش بیاورد! در آن چهارچوب آزادیم و در همان چهارچوب به گذشته فکر میکنیم و خط مشی آینده را تعیین میکنیم. بعضیها از آن چهارچوب گریزانند و دوست دارند به هر طریق ممکن از آن فرار کنند و روح و روان خود را از شر وجود تن، خلاص کنند!”
― زهر افعی
― زهر افعی
“سیاست روز کیاست بزرگان روزگار تو را نمیپذیرند، مگر این که اونی نباشی که هستی و اونی باشی که نیستی! بفهم چه میگویم! تو اگر پهلوان پایتخت بشوی و صاحب بازوبند، یعنی پهلوان درباری و پهلوان دربار یعنی چه؟ یعنی حافظ تاج و حافظ تخت! شاطرِ شاه و قاطرِ دربار! به ظاهر اهل روزه و نماز، در باطن شیر و پلنگ و گراز! مخالف کُش و موافق نواز! اما تو بله قربان بلد نیستی! تو تملق و چاپلوسی بلد نیستی! تو اول میپرسی بعد میکشی، در صورتی که باید اول بکشی و هرگز نپرسی! تو یک کُرد سادهدل پُر زوری و زور کافی نیست و باید هم از دیوار بالا رفتن بلد باشی و هم بی سر و صدا خفه کردن کسانی که شاه و شاهزادهها و شازدهها میخواهند! تو پدر سوخته شنیدن را تحمل نمیکنی و بلد نیستی بشنوی و لبخند بزنی و با تواضع و فروتنی عقب بکشی!”
― زهر افعی
― زهر افعی
