کوچه ابرهای گمشده Quotes

Rate this book
Clear rating
کوچه ابرهای گمشده کوچه ابرهای گمشده by کورش اسدی
242 ratings, 3.74 average rating, 64 reviews
کوچه ابرهای گمشده Quotes Showing 1-4 of 4
“دیگر نمی توانم هیچ کاری را تمام کنم. فقط شروعش می کنم. فقط با خیال شروعش خوشم. شروع هم نمی‌کنم تازه. خیال میکنم شروع است. در اصل هیچ است.”
کورش اسدی, کوچه ابرهای گمشده
“سیما همه‌اش می گوید حرف چرا نمیزنی. چی بگویم؟ نگاه فقط می کنم و از همین نگاه کردن، چیزهایی در مغزم ساخته می‌شود چیزهایی که زبان ندارند، یک توده‌اند یک توده فکر بی تصویر. مغزم، اگر فقط عکسش را می‌شد بردارم اگر می‌شد از فکرهایم عکس بگیرم.”
کورش اسدی, کوچه ابرهای گمشده
“آن‌قدر نفرت بسازم در خودم که از این جنایت نوک بالِ مگسی هم بر حسم اثر نگذارد.”
کورش اسدی, کوچه ابرهای گمشده
“رامین امروز ازدواج کرد. نباید می‌کرد. بهش خیلی گفتم نکن. به حرفم گوش نداد. عاقبتش را می‌بیند. ازدواج مثل میخ زنگ زده توی چوب است. که نوکش توی چوب کج شده و زنگ زده. آدم زنگ میزند توش و بیرون نمی آید دیگر. رامین آدم ازدواج نیست. رامین آدم اصلا نیست.”
کورش اسدی, کوچه ابرهای گمشده