Find & Share Quotes with Friends
پله پله تا ملاقات خدا Quotes
پله پله تا ملاقات خدا
by
عبدالحسین زرینکوب1,172 ratings, 3.92 average rating, 111 reviews
پله پله تا ملاقات خدا Quotes
Showing 1-12 of 12
“هرچند سلوک روحانی از تبتل حاصل میشود، لازمه آن قطع پیوند با عالم نیست، با تعلقات است.”
― پله پله تا ملاقات خدا
― پله پله تا ملاقات خدا
“وقتی یک تن از یاران را غمناک دید گفت در دنیا همه دلتنگیها از دلنهادگی بر این عالم است. مردی آن است که آزاد باشی و از این جهان و خود را غریب دانی و در هر رنگی که بنگری و هر مزهای که بچشی دانی که به آن نمانی و جای دیگر روی، پس هیچ دلتنگ نباشی.”
― پله پله تا ملاقات خدا
― پله پله تا ملاقات خدا
“شمس در مورد شیخ ابوبکر سلهباف: شیخ را مستی از خدا هست لیکن آن هشیاری که بعد از آن است نیست.”
― پله پله تا ملاقات خدا
― پله پله تا ملاقات خدا
“البته علم که اصحاب مدرسه آن را وسیله کسب جاه و حشمت و دستاویز غرور و وسوسه ساخته آند به ذوق و بینش منجر نمیشود، چنانکه عبادت نیز مادام که نفس صورت آن را نپذیرد و در حد آداب و ارکان مجرد متوقف بماند مایه نیل به کمال نیست. چیزی که آن را وسیله عروج به مراتب کمال تواند ساخت آن است که به عشقی و دردی در آن باشد.”
― پله پله تا ملاقات خدا
― پله پله تا ملاقات خدا
“شمس با عوام صوفیان سر و کاری نداشت. آشکارا میگفت مرا در این عالم با عوام کاری نیست، برای ایشان نیامدهام. این کسانی که رهنمای عالماند انگشت بر رگ ایشان مینهم.”
― پله پله تا ملاقات خدا
― پله پله تا ملاقات خدا
“... بار دیگر در جواب طعانهای که مریدان وی را، اوباش و رندان مفسدهجو خوانده بود به صراحت گفته بود: اگر نه چنین بودند خود حاجت به شیخ و مرشد نمیداشتند، ما را مرید آنها میبایست بود.”
― پله پله تا ملاقات خدا
― پله پله تا ملاقات خدا
“یک بار حسامالدین از مولانا پرسید این همشهری ما-قاضی سراجالدین ارموی- را چگونه مینگرید؟ گفت: گرد حوض میگردد، موقوف یک لگد است، امید که محروم نماند.”
― پله پله تا ملاقات خدا
― پله پله تا ملاقات خدا
“از رسم رایج عصر که زن را به بهانه غیرتمندی در حرم خانه محبوس میداشتند انتقاد میکرد و به دستاویز حدیث الانسان حریص علی مامنع موجب تشدید رغبت در بین زن و مرد نشان میداد و تاکید میکرد که ترک اعتماد بر زن در این زمینه آنچه را مرد اصلاح میپندارد به افساد تبدیل میکند.”
― پله پله تا ملاقات خدا
― پله پله تا ملاقات خدا
“در چنین حالی بود که یک شب تنها به خانه چلبی رفت، از پی خواست تا ورقی چند کاغذ به دست گیرد و تنوری را هم که در حجرهاش بود برافروزد، آنگاه به املای معانی و اسراری که جز حسامالدین هیچ کس محرم آن نبود پرداخت...حسامالدین به دستوری یک یک ورقها را بر وی میخواند و وی میشنید و از دست چلبی میگرفت و به تنور میانداخت.”
― پله پله تا ملاقات خدا
― پله پله تا ملاقات خدا
“بیشتر سلوک متوحدانه را توصیه میکرد. احوال مشایخ گذشته و حکمتهای منقول از آنها را برای سالکان راه سرمشق عملی و مایه اعتماد در طی منازل سلوک تلقی میکرد. یاران را به التزام شریعت، به التزام جوع و فقر، و اجتناب از هرگونه تظاهری که اخلاص عمل را مشوب سازد الزام مینمود.”
― پله پله تا ملاقات خدا
― پله پله تا ملاقات خدا
“در نزد مولانا سماع شور و حال روحانی بود که به حدود و قیود مجالس عادی و رسمی رایج در نزد صوفیه عصر محدود نمیماند. در این تجربه روحانی، یاران تحت تاثیر شعر و موسیقی از شوق و هیجان بیخود یا بیطاقت میشدند. نعرهها میزدند، جامه ها چاک میکردند و ساعتها بیخودوار با یکدیگر یا رو در روی یکدیگر چرخ میزدند...”
― پله پله تا ملاقات خدا
― پله پله تا ملاقات خدا
“وقتی تایبی برمیخواست و از واعظ توبه درمیخواست به رسم عصر به اشارت شیخ موی سرش را به نشان توبه میستردند و واعظ از وی پیمان میگرفت که بار دیگر به گناهان گذشته بازنگردد و او میپذیرفت و میگریست و خلق به گریه میآمدند و حالهای عجیب میرفت.”
― پله پله تا ملاقات خدا
― پله پله تا ملاقات خدا
