من زنده‌ام هنوز و غزل فکر می‌کنم Quotes

Rate this book
Clear rating
من زنده‌ام هنوز و غزل فکر می‌کنم من زنده‌ام هنوز و غزل فکر می‌کنم by محمدعلی بهمنی
103 ratings, 3.58 average rating, 12 reviews
من زنده‌ام هنوز و غزل فکر می‌کنم Quotes Showing 1-6 of 6
“این من، جوان که بود دل عاشقی نداشت
شاید دلیر گشته منِ پیرسالی‌ام”
محمدعلی بهمنی, من زنده‌ام هنوز و غزل فکر می‌کنم
“آنقدر پرسه می‌زنم این کوچه را که تا
باورکنی که گمشدۀ این حوالی‌ام
من که به رستخیز زبان وا نمیکنم
فریاد میشوم که : بدون تو خالی ام”
محمدعلی بهمنی, من زنده‌ام هنوز و غزل فکر می‌کنم
“باید که به تلمیح، نه، باید به صراحت
فریاد کنم: از سرتان هوش، پریده”
محمدعلی بهمنی, من زنده‌ام هنوز و غزل فکر می‌کنم
“فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز
که همین شوق مرا، خوب‌ترینم! کافی‌ست”
محمدعلی بهمنی, من زنده‌ام هنوز و غزل فکر می‌کنم
“گِله‌ای نیست، من و فاصله‌ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی‌ست

آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم کافی‌ست”
محمدعلی بهمنی, من زنده‌ام هنوز و غزل فکر می‌کنم
“آنقدر پرسه می‌زنم این کوچه را که تا
باورکنی که گمشدۀ این حوالی‌ام”
محمدعلی بهمنی, من زنده‌ام هنوز و غزل فکر می‌کنم