mohsen pourramezani’s Reviews > پاندای محجوب بامبو به دست با چشمهایی دورسیاه، در اندیشهی انقراض > Status Update
mohsen pourramezani
is on page 106 of 139
از آن دست حرفهايي ميزد كه مامان ها هر روز به بچههايشان ميگويند. خودت را بپوشان سرما نخوري، امروز هوا سرد است. انگار بچه نميفهمد امروز هوا سرد است. يا اينكه لقمه نان و پنير ميدهند و ميگويند هر وقت گرسنهات شد اين را بخور، چون ممكن است بچه به جاي موقع گرسنگي، وقتي كه دستشويي دارد نان و پنير را بخورد. ولي از يك وقتي به بعد اين حرفها خيلي لذت بخش ميشود. زمانش حدودا ميشود در آستانه يا بعد از سي سالگي
— Jun 21, 2015 12:18AM
Like flag
mohsen’s Previous Updates
mohsen pourramezani
is on page 53 of 139
از چندین سال پيش، اواسط دانشگاه، گهگاه كابوسهايي ميديدم كه ازدواج کردهام و زنم دارد توي آشپزخانه ظرفهاي شام را ميشويد و يك بچهی يكي دو ساله ميپرد كنار دستم روي كاناپه و ميگويد : ((باباااااا)). وقتي آن يكي بچه كه قدري بزرگتر بود هم با مداد و دفتر مشق از توي اتاق ميآمد بيرون، با وحشت از خواب ميپريدم.
— Jun 06, 2015 02:46AM
mohsen pourramezani
is on page 13 of 139
مامان جانِ حضرت آقا برايمان چند تا خورش سنتي ايراني فرستاده بلكه پسرش به ياد سنتها و تاريخ ديرين و با شکوهِ مملكتش از مهاجرت منصرف شود. روي يكي از ظرفهاي دربسته نوشته: قورمه سبزيِ دو نفره. واقعا آدم توي دهه شصتم عمرش خجالت ميكشد برود بنشيند و توي چشم روانکاو نگاه كند بگويد: من مبتلا به وسواس شديد فكري هستم.
— May 31, 2015 05:36AM

