نفیسه ثبات > Quotes > Quote > Mohammad liked it

“چندبار همانجا بالای سر قبر ناصر چادرم را کشیده بودم روی صورتم، چشم‌هایم را بسته بودم و تند تند باهاش حرف میزدم که چندنفر آمدند، گفتند: خانم پاشو، پاشو برو اون طرف بشین میخوایم یه فاتحه بدیم.”
نفیسه ثبات, نیمه پنهان ماه/ کاظمی به روایت همسر شهید

No comments have been added yet.