Neda

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Neda.


Loading...
مهدی سحابی
“ ...اینکه می گویم مترجم نباید دیده شود وقتی به ترجمه ی ادبی می رسیم ممکن است حکم بی رحمانه ای باشد. شاید تسکین این درد این است که مترجم بداند در کار بسیار مهمی دخالت کرده است. او در تب و تاب و شور آفرینش با مؤلف و نویسنده وارد مشارکت شده است. مثل آهنکاری که در ساختن یک بنای فخیم معماری از او کمک بخواهیم اما بعد از اتمام کار دیگر تیرآهن ها را نمی بینیم. ترجمه به نظر من چنین سهمی از آفرینش می گیرد. یک چیزهایی از آفرینش در او هست... منتها اصل قضیه به نظر من این است که ترجمه آفرینش نیست. ترجمه مشارکت دورادور در اثری ست که قبلاً آفریده شده. اینجاست که بحث فنی آن پیش می آید. یعنی ترجمه یک کار بسیار دقیق فنی در انتقال یک اثر آفریده شده است. این امر دوقطبی بودن یا دولبه بودن کار ترجمه را نشان می دهد... یعنی شما از یک طرف در یک اثر آفرینشی دخالت دارید و از طرف دیگر باید هرچه کمتر دیده شوید. دلداری ای که به مترجم می شود داد این است که در یک کار بزرگ مشارکت دارد و دارد در کار سترگی دخالت می کند. بنابراین هرقدر فروتنی نشان بدهد باز هم از باد آن آفرینش اصلی چیزی به او می رسد.”
مهدی سحابی

Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
“The minute I heard my first love story,
I started looking for you, not knowing
how blind that was.
Lovers don't finally meet somewhere.
They're in each other all along.”
Mawlana Jalal-al-Din Rumi, The Illuminated Rumi

Nizami Ganjavi
“جهان عشق است و دیگر زرق سازی
همه بازی ست الا عشق بازی

فلک جز عشق محرابی ندارد
جهان بی خاک عشق آبی ندارد

غلام عشق شو اندیشه این است
همه صاحبدلان را پیشه این است

دلی کز عشق خالی شد فسرده ست
گرش صد جان بُوَد بی عشق مرده ست

مبین در عقل کان سلطان جان است
قدم در عشق نه کان جان ِ جان است

ز سوز عشق خوش تر در جهان نیست
که بی او گل نخندید، ابر نگریست

طبایع جز کشش کاری ندارند
حکیمان این کشش را عشق خوانند

گر اندیشه کنی از راه بینش
به عشق است ایستاده آفرینش

چو من بی عشق خود را جان ندیدم
دلی بفروختم، جانی خریدم

کمر بستم به عشق این داستان را
صلای عشق در دادم جهان را”
نظامی گنجوی / Nezami Ganjavi, خسرو و شيرين

Abolqasem Ferdowsi
“سر تخت شاهان بپیچد سه کار
نخستین ز بیدادگر شهریار
دگر آنکه بی مایه را برکشد
ز مرد هنرمند برتر کشد
سه دیگر که با گنج خویشی کند
به دینار کوشد که بیشی کند”
ابوالقاسم فردوسی / Abolghasem Ferdowsi

احمد شاملو
“گر بدین سان زیست باید پست
من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم
بر بلند کاج خشک کوچه بن بست

گر بدین سان زیست باید پاک
من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود، چون کوه
یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک!”
احمد شاملو

year in books
Sogol K...
487 books | 36 friends

Mohamad...
10,689 books | 432 friends

Mohsen ...
100 books | 211 friends

Kianoos...
83 books | 12 friends

Keyhan ...
357 books | 933 friends

sadra jan
449 books | 832 friends

Soroor
443 books | 152 friends

Mahdi
1,952 books | 569 friends

More friends…


Polls voted on by Neda

Lists liked by Neda