“لحظاتی هست
استخوان های اشیاء می پوسد
و فرسودگی از در و دیوار می بارد
لحظاتی هست
نه آواز گنجشک حمل
نه صدایی صمیمی از آن طرف سیم
و نه نگاه مادر در قاب
قانعت نمی کند
زندگی قانعت نمی کند
و تو به اندکی مرگ احتیاج داری
من گرگ خیالبافی هستم”
―
استخوان های اشیاء می پوسد
و فرسودگی از در و دیوار می بارد
لحظاتی هست
نه آواز گنجشک حمل
نه صدایی صمیمی از آن طرف سیم
و نه نگاه مادر در قاب
قانعت نمی کند
زندگی قانعت نمی کند
و تو به اندکی مرگ احتیاج داری
من گرگ خیالبافی هستم”
―
“تلخ منم،
همچون چای سرد
که نگاهش کرده باشی ساعات طولانی و ننوشیده باشی.
تلخ منم؛
چای یخ
که هیچکس ندارد هوسش را”
―
همچون چای سرد
که نگاهش کرده باشی ساعات طولانی و ننوشیده باشی.
تلخ منم؛
چای یخ
که هیچکس ندارد هوسش را”
―
christian bobin
— 67 members
— last activity Jul 11, 2010 04:58AM
دو هزار سال تنها بودم تمام دوران کودکی ام را هیچ کس مسئول این تنهایی نیست من سکوت می نوشیدم از آسمان آبی تغذیه می کردم و انتظار می کشیدم
Unknown’s 2025 Year in Books
Take a look at Unknown’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Unknown
Lists liked by Unknown













