انجمن شعر discussion
كارگاه شعر
>
سگ
date
newest »
newest »
خب! ظاهراً کسی نظر نداد! :پییاسمینا جان. شعر تو مفهومی تکراری رو با تصویر سازی جدیدی به نمایش گذاشته، اما به نظر من در انتخاب واژگان نتونستی اون قدر که باید موفق باشی. یعنی اون حسی رو که خودت داشتی رو نتونستی منتقل کنی. البته اون دو خط آخـِر شعر ات خیلی عالی بود و ای کاش تمام شعر به اون قدرت می بود
با سپاس فراوان
مهیار
من این شعر را تازه دیدم. جدا از مضمون شعر، خوشحالم که پس از مدتی باز نوشته از شما می خوانم یاسمینای گرامی
Ashkan wrote: "من این شعر را تازه دیدم. جدا از مضمون شعر، خوشحالم که پس از مدتی باز نوشته از شما می خوانم یاسمینای گرامی"مرسی اشکان جان لطف داری
Emad wrote: "تعبیر تلخی بودگاهی حقیقت زیبا نیست
سپاس"
کاش تلختر از زهر در تعبیر و تقدیرمان نبود....
ممنون
وقتي مجبوري شعري را بصورت نوشتاري منتشر كنيد طريقه نگارش در نقد شعر تاثير بسياري دارد
تقطيع چيز مهمي است و به قدرت شعر كمك مي كند
Yasmina wrote: "کاش تلختر از زهر در تعبیر و تقدیرمان نبود....ممنون"
بله، کاش تلخ تر از زهر نبود، ولی هست
اعتراض و ناله و فریاد از عناصری هستند که شعر رو جدی تر و اصطلاحا استخوان دار تر جلوه می دهند .هر چند احساس می کنم کمی تغییر کار رو زیباتر می کنه ولی در کل کار زیبایی از شما خوندم.
Moein wrote: "اعتراض و ناله و فریاد از عناصری هستند که شعر رو جدی تر و اصطلاحا استخوان دار تر جلوه می دهند .هر چند احساس می کنم کمی تغییر کار رو زیباتر می کنه ولی در کل کار زیبایی از شما خوندم."
ممنون که خوندی
نوشته ات با آنكه شخصي مينمايد، داراي مضموني اجتماعي و مناسب روزگاري است كه در آن عمر سپري ميكنيم. موضوعي كه نيازمند توجه بيشتري از طرف دوستداران ادبيات است و در عين حال كمتر به آن پرداخته ميشود و اين امر به سياسيون واگذار ميگردد.به هر ترتيب بنظر در خط دوم كلمه "ميله" به تنهايي معناي ميلهاي خاص را تداعي ميكند.و در "زنجيرم كرده اند" شايد بهتر بود:"مرا قلاده بستهاند، زنجير كردهاند" و نيز در خط چهارم كلمه "آنان" مناسب به نظر نمي رسد. ميتوان گفت:"خواهم دريد". منتظر نوشته هات هستم
موفق باشي
یاسمینای عزیزاینبار شعری متفاوت از شما خوندم با مضمونی جدید
با اینکه حال و هوای کار تغییر کرده ولی مثل همیشه احساس قشنگت در واژه واژه شعر موج میزنه.
فقط کاش آغاز کار به قدرت انتهای آن بود.
شاد باشی






مرا قلاده بسته / زنجیرم کرده اند بر میله
مثل سگی هار ... تشنه دریدنم
لحظه باز شدن قفل / آنان را میدرم
حلالم کن آنوقت تکه ای نان بر دهان
حلالم کن انوقت قطره ای آب بر گلو