سلامی چو بوی خوش آشنایی... فوق العاده خوشحالم که این گروه رو پیدا کردم و از ته قلب آزاده، مدیر محترم انجمن تشکر می کنم. همون طور که از مطلع سخن مشخصه، این اولین پست من در این انجمن هست. راستش درست 1 روز بعد از عضویت ، در کمال ناباوری این سایت فیلتر شد (چه پا قدمی!!!!) و اگر چه می دونم صدام به جایی نمی رسه، اما برای بازبینی فیلترینگ این سایت یه نامه فرستادم تا قسمت چی باشه. برای نقد شعر شبدر، به سایت مراجعه کردم و هر چه تلاش کردم هیچی دستگیرم نشد.مشکل اینجاست من با سبک شعر(سپید و موج نو) آشنایی خیلی کمی دارم شعری بود سرشار از حرف دل، اما به نظرم شاعر باید حرف دلش رو برای دیگران ترجمه کنه وگرنه حرف دل آدم رو کمتر کسی می فهمه. حالا کم کم یاد می گیرم به امید خدا. ببخشید طولانی شد شاعر نیستم اما هر ازچندگاهی از همون حرفای دلی دی زنم تقدیم به شما شبنشین های با صفا
دلبرا جانا چه شد پیمان فراموشت شدست دین و دل کم بود و اکنون جان ما نرخت شدست
بس عجب زان دان زلف و خال همچون دانه ات شاهباز دل ز رغبت رام و دربندت شدست
سنگدل بت، ظرف دل از خلق عالم بشکند لیلی افسانه هم اینگونه مجنونت شدست
باطن رخسار معصوم تو چون دام بلاست دیده اما ظاهر آن دید و گریانت شدست
بینوا دل تا شکر لبخند و شیرین لب بدید بر خبال لعل شیرین تو فرهادت شدست
علت ضعف دل ما را ز چشمت بازپرس چشم بیمارت بدید و سخت بیمارت شدست
چیست اکسیر غم عشق تو کاندر میکده رند بی چیزی چو من جم از می جامت شدست
نامنظم شعر بی اندام من ای خوب روی نامه ای از خون دل باشد که تقدیمت شدست
فوق العاده خوشحالم که این گروه رو پیدا کردم
و
از ته قلب آزاده، مدیر محترم انجمن تشکر می کنم.
همون طور که از مطلع سخن مشخصه، این اولین پست من در این انجمن هست.
راستش درست 1 روز بعد از عضویت ، در کمال ناباوری این سایت فیلتر شد
(چه پا قدمی!!!!)
و اگر چه می دونم صدام به جایی نمی رسه، اما برای بازبینی فیلترینگ این سایت یه نامه فرستادم تا قسمت چی باشه.
برای نقد شعر شبدر، به سایت مراجعه کردم و هر چه تلاش کردم هیچی دستگیرم نشد.مشکل اینجاست من با سبک شعر(سپید و موج نو) آشنایی خیلی کمی دارم
شعری بود سرشار از حرف دل، اما به نظرم شاعر باید حرف دلش رو برای دیگران ترجمه کنه وگرنه حرف دل آدم رو کمتر کسی می فهمه.
حالا کم کم یاد می گیرم به امید خدا.
ببخشید طولانی شد
شاعر نیستم اما هر ازچندگاهی از همون حرفای دلی دی زنم
تقدیم به شما شبنشین های با صفا
دلبرا جانا چه شد پیمان فراموشت شدست
دین و دل کم بود و اکنون جان ما نرخت شدست
بس عجب زان دان زلف و خال همچون دانه ات
شاهباز دل ز رغبت رام و دربندت شدست
سنگدل بت، ظرف دل از خلق عالم بشکند
لیلی افسانه هم اینگونه مجنونت شدست
باطن رخسار معصوم تو چون دام بلاست
دیده اما ظاهر آن دید و گریانت شدست
بینوا دل تا شکر لبخند و شیرین لب بدید
بر خبال لعل شیرین تو فرهادت شدست
علت ضعف دل ما را ز چشمت بازپرس
چشم بیمارت بدید و سخت بیمارت شدست
چیست اکسیر غم عشق تو کاندر میکده
رند بی چیزی چو من جم از می جامت شدست
نامنظم شعر بی اندام من ای خوب روی
نامه ای از خون دل باشد که تقدیمت شدست