انجمن شعر discussion
كارگاه شعر
>
حافظ بی پروا/پروا رستمی
date
newest »
newest »
گرچه قلمت قدرت الان رو نداره ولي احساست پر شورتر بوده پروا جان... ممنون از اشتراكش با ما
موفق باشي عزيز
موفق باشي عزيز
آزاده جان نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحتخوشحال به این خاطر که گفته بودید قلمم بهتر شده وناراحت از این بابت که همیشه میترسیدم با تمرکز بر نوع نگارش احساس رو در کارهام نابود کنم.ومثل اینکه این اتفاق در شرف وقوعه.باید راه حلی پیدا کنم که در مسیر اصلاح زبان وتکنیک احساسم نابود نشه.
مرسی آزاده عزیزم







حافظ گفته بود:
جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
آن کس که این ندارد حقا که آن ندارد
.
.
.
.
کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ
زیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد
ومن گفتم:
یک بنده همچو حافظ این آستان ندارد
زیرا که چون توشاهی کس در جهان ندارد
حافظ کرامتی کن وز شاه خود طلب دار
کاین بینوای بی دل از کوی خود نراند
حافظ قسم به مستی،برآنچه می پرستی
دست شفاعتی زن بر دل که جان ندارد
این دل توان ندارد،شرح وبیان ندارد
آتش بزن بسوزان، تا زر عیان بدارد
حافظ کجا توان گفت شرح فراق رویش؟
آنها که دل ندارند،جانم توان ندارد
این شعر از برای درمان بگفته ام من
زیرا دلم دوایی جز این فغان ندارد
1381