انجمن شعر discussion

151 views
كارگاه شعر > دو شعر کوتاه / احسان مرداسي

Comments Showing 1-27 of 27 (27 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Ehsan_mardasi (last edited Feb 03, 2010 03:04PM) (new)

Ehsan_mardasi | 23 comments
می ترسم از دل به دریا زدن
شاید موج ها
آنقدر ترسناک باشند
که جای نهنگ ها
رد پای مرا
روی ساحل پیدا کنند

*********

مادرم
با این همه چروک
که روی صورتت گل انداخته
مثل شعر های من شدی
وقتی پایانشان غافل گیرم نمی کند
هر کاری می کنم
دستم به دامنت نمی رسد
و تو کم کم داری
در چشمانت
خلاصه ام می کنی



message 2: by Mahan (new)

Mahan | 121 comments سلام احسان جان

شعر اول كمي تكراري و كليشه اي شروع شده است اما پايانش نسبت به آغاز شعر بهتره هر چند انتظار شعر قوي تري ازت داشتم نمي دونم چرا اينو انتخاب كردي
****
فكر كنم دومي رو تو وبلاگت خوندم .شعر خوبي بود تصا وير زيبايي ايجاد كردي نمي تونم بگم بديع ولي تازه گي خودشونو دارن و اين خيلي خوبه.در كل كار خوش ساختيه. تفكر پشت كارتو دوست دارم .از نقاط قوت كار شروع و پايان قوي و استخوان دار اونه والبته اين قدرت و صلابت در كل كار به نحوي حفظ شده . زبان خودت رو پيدا كردي و اين مي تونه خيلي خوب باشه خوش به حالت
به هرحال من از اين كار خوشم اومد


message 3: by Babak (new)

Babak Kamkar | 305 comments دومی را دوست دارم
سبز سبز


message 4: by Saeedeh (new)

Saeedeh mosavi | 155 comments و من هم دومي رو بيشتر پسنديدم
بيشتر كار كني حتما موفقي چون ذوقش رو داري


message 5: by Mohammadali, Hasanloo (new)

Mohammadali Hasanloo (09354609059) | 145 comments Mod
سلام احسان جان .
من هم دومی را بیشتر دوست داشتم و معتقدم شعر اول دچار
گره ای شده که نمی توان بازش کرد و شعر را بیشتر متوجه شد .
اگرچه همه چیز در این شعر دچتر صراحت شده ولی باز با این حال نقاط کوری هم دارند که قابل درک نیستند .


message 6: by محسن (new)

محسن امینی کافی (mohsenkafi) | 12 comments سلیقه ای است ولی دوست دارم شعر به هر نحوی که شاعر می خواهد آهنگ یا ریتم یا یک وزنی داشته باشد


message 7: by hamid (new)

hamid farzanehfar (danosh) | 36 comments درود
پایان شعر اول خوب بود اما این شعر رو حیف کردی
اگر عجله نمی کردی در ارسال حتما بهتر می شد
در شعر دوم چقدر خوب با تصاویر بازی کردی و این خیلی خوبه اما ............
موفق باشی دوست عزیز
بدرود


message 8: by Panthea (new)

Panthea (panthea64) | 1 comments با سلام
به نظرم اگر روی دو تا شعر بیشتر کار بشه
کاری متفاوت از آثار مشابه و کلیشه بوجود میاد.
فکر می کنم همه دوست دارن با خوندن یک شعر به یک مقصد و مقصودی برسن ولی شعر شما در میانه راه خواننده رو رها می کنه.

من کلاً این سبک شعر و این واژگان رو دوست دارم.
زیبا بود و البته زیباتر هم خواهد شد.

موفق باشین.


message 9: by Afshin (new)

Afshin Fathollahi (fatal) | 23 comments شعر اول ایهامی زیبا در خود دارد

موج ها می تواند امواج صوتی باشد که نهنگها را به ساحل می کشاند و شاید از جنس امواج مدرنی که ممکن است ما را به سرنوشت نهنگ ها دچار کند در هر دو مورد موج ها ترسناکند


message 10: by فرشته (new)

فرشته Lili | 7 comments فکر میکنم همه شعرها واسه شاعرشون معنی دارن،اما شعری بیشتر طرفدار پیدا میکنه که نقاط مشترک با افراد بیشتری داشته باشه و خواننده تجربه مشترکی با موضوع شعر داشته باشه و بتونه باهاش خوب رابطه برقرار کنه.با این توجه فکر میکنم شعر اولت کمی خصوصی بودو شاید احتیاج به کمی رفع ابهام داره،اما شعر دوم رو خوب میشه درک کرد..


message 11: by Ehsan_mardasi (new)

Ehsan_mardasi | 23 comments سلام دوستان عزیز ممنونم از نظرات سازندتون
فقط به خدا من شعر بی هدفو بی منظور نمی گم اصلن هم از کارهای فرمالیته خوشم نمیاد و سعی دارم پشت هر تصویرم حرفی باشه. شعر اول که همه باهاش ارتباط برقرار نکردن برای من حرف ها دارد اما دنیای ادب و شعر اجازه نمیده شاعر در مورد کارش توضیح بده و اگر مخاطب با کار ارتباط برقرار نمیکنه مطمئنن و صد در صد اشکال از من یعنی شاعره که نتونسته به هدفش برسه.
متشکرم
بیشتر و بیشتر بگید


message 12: by سحر (new)

سحر صفائيان | 1 comments سلام دوست عزيز
اين كه مخاطب نمي تونه با يك شعر ارتباط برقرار كنه بخشي به كلام شاعر مربوطه وبخشي ديگر به مخاطب.هيچ وقت نبايد سعي كنيم چون نمي فهميم طرف مقابل رو پائين بكشيم.اين رو به هردو ميگم .و اما راجع به كارهايي كه گذاشتي.اين امر قطعي ومسلم هست كه شاعر بي هدف شعر نمي گه وگرنه چيزي كه زياده حرفه.كارهات رو نمي پسندم چون زبان خودت رو پيدا نكردي.چون آشنايي باهات وسابقه شعري ندارم بيشتر از اين جسارت نمي كنم.
موفق باشي.


message 13: by hamid (new)

hamid farzanehfar (danosh) | 36 comments درود بر خانم صفاییان
خوشحالم که اینجا هستید
خوش آمدید


message 14: by david44 (new)

david44 caperfild (yarelahi) | 3 comments سلام
همگی خسته نباشید برایم جالب بود موفق باشید دلم می خواد همیشه کنارتان باشم موید و پیروز باشید





message 15: by Kaveh (new)

Kaveh | 72 comments بعضی جمله هات خوب بود ولی شعرت به نظرم انسجام نداره یا یه چیزیش کمه

معنا کاملا منتقل نمیشه

ولی خوب بعضی چیزاشو دوست داشتم

پایدار باشی دوست من


message 16: by [deleted user] (new)

دوست عزیز سلام:
ترس از تغییر مسیر زندگی در شعر اول
و حس عجیبتون در شعر دوم که جای بحث زیادی داره و به نظرم هر دو بسیار عمیق و زیبا بودند...


طیبه تیموری | 180 comments با شعر دومتان ارتباط بهتری می توان برقرار کرد
اگرچه دلتنگ بود
خلاصه شدن آنچه بی اغراق می توان آنرا تمام زندگی نامید.
با اینهمه کاش آنچه در فکر شما می گذشت اینقدر بی رحم نبود
..
راستی من به شعرهایم بیشتر مثل کودکانم نگاه می کنم قیاس شما جالب بود، بازی را از آخر شروع کردید
در کل مفاهیم زیبایی در شعرهایتان هست، اگر روی ساختار بیشتر کارکنید، شاعرتر می شوید
با تشکر


message 18: by Azade, Hazemizade (new)

Azade Hazemizade (azadehazemi) | 868 comments Mod
از همه دوستان سپاسگزارم. ولي فعلا روي همين شعر مي مانيم به اين اميد كه به زودي سايت از فيلترينگ خارج شود و دوستان ديگر هم قادر به نقد و نظر باشند.



message 19: by Parva (new)

Parva Rostami | 499 comments هیچ زمینه قبلی از شعرهای شما نداشتم پس اول سری به وبلاگتون زدم.واقعا خوب می نویسید.و زمانی که سن شما را دیدم بیشتر در تحیر فرو رفتم چون بزرگتر از چیزی که هستید فکر می کنید.

برخلاف نظرات قبلی ام که چیزی شبیه به نقد ساختاری بودند اینبار به پیشنهاد یک دوست عزیز چیزی می نویسم شبیه به نقد
مفهومی.برای همین بود که اول سری به شعرهای دیگر شما زدم
ونگاهی هم به سن وسالتان انداختم.

نوشته های شمابرای من یاد آور کاریکلماتورهای خوب هستند.ارتباط کلمات باهم.وجود رابطه های نو و بازی با کلمات که از نظر من همه خوب بودند.حرفی که در شعرهایتان به آنها پرداختید شاید اتفاقاتی باشند که هر روز با آنها روبرو هستیم ولی بیان متفاوت دنیایی جدید خلق کرده که همان حرف تکراری را به خورد خواننده میدهد بی آنکه تکرار این حرف ها آزار دهنده باشند واین از دیدگاه من یعنی نوشته خوب.بی شک همه ما راه زیادی برای شاعر شدن در پیش داریم ولی من فکر میکنم شما در جایگاه خوبی ایستادید که به بالا رفتنتان کمک میکند

مسلما با مطالعه بیشتر به زبانی بهتر وروان تر می رسید

امیدوارم شعرهای خوبتون رو همیشه اینجا ببینم

موفق باشید






message 20: by Amootsh (new)

Amootsh | 1 comments خيلي با شعر نو ارتباط برقرار نميكنم
ولي برات ارزوي موفقيت ميكنم


message 21: by Mahtab (new)

Mahtab | 1 comments بخاطر فیلترینک بعد از مدت ها امروز موفق شدم سری بزنم و از خوندن این اشعار زیبا کلی لذت بردم. بخصوص دومین شعر. مرسی از همه دوستان و فعالان این گروپ


message 22: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 176 comments مادرم
با این همه چروک
که روی صورتت گل انداخته
مثل شعر های من شدی
وقتی پایانشان غافل گیرم نمی کند

به نظر من شعر دوم به دوقسمت نا خود آگاه تقسیم میشه که خظ فاصله افکار شاعر است.ولی شروع شعر یا همان قسمت اول قوی تر و گویا تر است ولی در قسمت دوم شاعر دقیقا همان اتفاقی برای شعر شاعر می افتد که برای خود شاعر در چشمان مادرش. یعنی خلاصه شدن. و خواننده گنگ در انتظار کور سویی از سوی شاعر.

هر کاری می کنم
دستم به دامنت نمی رسد
و تو کم کم داری
در چشمانت
خلاصه ام می کنی

جناب مرداسی من خواننده اشعار شا از طریق وبلاگتان هستم و پوزش می طلبم اگر جسارتی شد.
چون همیشه کارهای شما مورد تحسین بنده می باشد.

به امید موفقیت روز افزون


message 23: by Mahyar (new)

Mahyar Mohammadi | 379 comments سلام احسان جان. من راست اش نظرات بقیه رو نخواندم، ولی اون چیزهایی که به نظرم رسید این ها است:

اول این که در در بخش اول که بین خودکشی نهنگ ها و ردپای تو روی ساحل به منظور غرق کردن خودت در موج ها، و دلیلی که برای خودکشی بیان کردی )«می ترسم موج ها آن قدر ترسناک باشند») خیلی قشنگ هست. در بخش دوم بین چین و چروک ها، گل انداختن روی صورت، و شعرهای تو، ارتباط یا وجه تشابهی پیدا نمی کنم. عبارت «و تو کم کم داری
در چشمانت
خلاصه ام می کنی» خیلی دوست داشتنی است.

شعر خوبی بود. قسمت های فنی اش رو هم حتماً آزاده گفته قبل از همه! :دی


message 24: by Gelareh (new)

Gelareh (gelareh_cheginiyahoocom) | 30 comments احسان عزیز سلام
کارها رو خوندم
در این که تو شاعری شکی نیست اما توقع من رفته رفته با کارهایی که در وبلاگت می خوانم از تو بالاتر می رود همین است که کار اول را جدای از اینکه تفکر خوبی داشت موفق نمی بینم در اجرا به خصوص
این درست که کلمات هم نشینی خوبی دارند اما بیان آن چنان خوب نیست که کار ماندگار شود و فقط می توانم بگویم پایان خوبی داشت
کار دو نسبتا خوب بود و من شروع رو پسندیدم


message 25: by Moein (new)

Moein Ghanizadeh | 67 comments سلام به احسان عزیز
بر خلاف بسیاری از دوستان و خود شما من شعر اول رو بیشتر
می پسندم ،مطمئنا ریشه ی این علاقه شخصیه ولی من جزو اون دسته از افرادی هستم که کد نگاری یا رمز آلود نوشتن رو زیبا می بینم و فضای ایهام آلود این شعر دال بر همین صفت است.اتفاقا من معتقدم که شعر دوم علی رغم فضای عاطفی و نزدیک به مخاطب دچار قرابت زیادی با محاوره شده که برای من شعف انگیز نبود
گذشته از همه ی این موضوعات بر قوه ی شعری احسان مرداسی عزیز شکی نیست. .


message 26: by Afshar (new)

Afshar (afshar_raoof) | 4 comments سلام
خوندم ...شعر دوم بهتر از اولی بود به نظرم
در هر دو کار کم توجهی به نثر دیده می شه و باز در هر دو کار می شه ساده نویسی رو دید که به شخصه می پسندم
چون مدت های نمی تونستم بیام اینجا و تازه واردم بیشتر از این داد و قال راه نمی اندازم


message 27: by Azade, Hazemizade (new)

Azade Hazemizade (azadehazemi) | 868 comments Mod
Afshar wrote: "سلام
خوندم ...شعر دوم بهتر از اولی بود به نظرم
..."


ممنون افشار عزیز از لطفت و وقتی که می گذاری. بودنت برام امیدوار کننده است دوست خوبم


back to top